English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
preparation fire تیر تهیه
Search result with all words
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
outline مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
sago شیرینی که با نشاسته ساگو تهیه شود پنیر خرما
aggregate مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregates مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
enable تهیه کردن برای
enabled تهیه کردن برای
enables تهیه کردن برای
enabling تهیه کردن برای
program برنامه تهیه کردن
programs برنامه تهیه کردن
copied تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copies تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copy تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copying تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
supplied تهیه کردن
supplied تهیه
supply تهیه کردن
supply تهیه
supplying تهیه کردن
supplying تهیه
map نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
share IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
burger تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burgers تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
get تهیه کردن فهمیدن
gets تهیه کردن فهمیدن
getting تهیه کردن فهمیدن
advance قبلا تهیه شده
advances قبلا تهیه شده
advancing قبلا تهیه شده
precedent نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedents نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
furtherance تهیه وسایل
preparation تهیه
preparation تهیه مقدمات
preparation اتش تهیه
preparation تهیه کردن اتش
preparation تهیه و ارایش
preparations تهیه
preparations تهیه مقدمات
preparations اتش تهیه
preparations تهیه کردن اتش
preparations تهیه و ارایش
back up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back-up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
draft تهیه کردن پیش نویس
drafted تهیه کردن پیش نویس
drafts تهیه کردن پیش نویس
furnish مزین کردن تهیه کردن
furnish تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes مزین کردن تهیه کردن
furnishes تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing مزین کردن تهیه کردن
furnishing تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
champagne نام مشروبی که درشامپانی فرانسه تهیه میشود
corsage دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
corsages دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
cereal حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
cereals حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
kosher تهیه شده برطبق شریعت یهود
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
assemble ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
pot shot تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
pot-shot تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
pot-shots تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
dairies قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
dairy قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
procurement تهیه
procurement تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
procurement تهیه و تحویل اماد
develop توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develops توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
harness اشیاء تهیه کردن
harnessed اشیاء تهیه کردن
harnessing اشیاء تهیه کردن
private member's bill طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private member's bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private members' bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
self service تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
self-service تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
weaponry تهیه سلاح
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
ferret هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
ferrets هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
Other Matches
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
off hand بی تهیه
purveyed تهیه
purvey تهیه
purveying تهیه
purveys تهیه
counter preparation ضد تهیه
housing تهیه جا
provision تهیه
ministration تهیه
seating تهیه جا
blend تهیه کردن
provisionment تهیه خواربار
blends تهیه کردن
preparing تهیه کردن
data processing تهیه و تولیداطلاعات
data processing تهیه اطلاعات
prepares تهیه کردن
procures تهیه کردن
provision تهیه کردن
prepare تهیه کردن
procure تهیه کردن
cater تهیه کردن
preparation of food تهیه خوراک
preparatorily بعنوان تهیه
procured تهیه کردن
prepare mortar تهیه ملات
procuring تهیه کردن
preparation time زمان تهیه
caters تهیه کردن
catering تهیه کردن
preparator تهیه کننده
catered تهیه کردن
purveyance تهیه خواربار
lighting feeder تهیه روشنایی
administer تهیه کردن
administered تهیه کردن
administering تهیه کردن
administers تهیه کردن
placement تهیه کار
placements تهیه کار
fabricator تهیه کننده
process تهیه کردن
processes تهیه کردن
counter preparation تیر ضد تهیه
supplier تهیه کننده
suppliers تهیه کننده
pitched تهیه دیده
placements تهیه شغل
affords تهیه کردن
affording تهیه کردن
the preparation day روز تهیه
placement تهیه شغل
preparation fire اتش تهیه
photo imagery تهیه عکس
parasceve روز تهیه
on the stocks د رشرف تهیه
provide تهیه دیدن
provide تهیه کردن
provides تهیه دیدن
provides تهیه کردن
afford تهیه کردن
afforded تهیه کردن
base development تهیه پایگاه
vacuum-packed تهیه شده
victualage تهیه اذوقه
victual تهیه اذوقه
triplicity تهیه در سه نسخه
triplication تهیه در سه نسخه
provided [that] <conj.> تهیه شده
appropriated <adj.> <past-p.> تهیه شده
provided <adj.> <past-p.> تهیه شده
the water supply of tehran تهیه اب تهران
to bargain for تهیه دیدن
laid on <past-p.> تهیه شده
to make provision تهیه دیدن
to find in تهیه کردن
area projection تهیه تصویر منطقه
artillery preparation اتش تهیه توپخانه
forge تهیه جنس قلابی
tastier باسلیقه تهیه شده
conserves کنسرو تهیه کردن
tastiest باسلیقه تهیه شده
acetylene generator دستگاه تهیه استیلن
aggregate flow diagram نمودار تهیه مصالح
area projection تهیه نقشه از منطقه
beach unit یکان تهیه بارانداز
budget directive دستورالعمل تهیه بودجه
melinite مخصوص تهیه چاشنی
barrier tactics تاکتیک تهیه موانع
conserve کنسرو تهیه کردن
artillery preparation تیر تهیه توپخانه
conserving کنسرو تهیه کردن
budgeter تهیه کننده بودجه
budgeteer تهیه کننده بودجه
tasty باسلیقه تهیه شده
duplicator ماشین تهیه رونوشت
information providers تهیه کنندگان اطلاعات
hydrography تهیه نقشه دریایی
programmer تهیه کننده برنامه
programmers تهیه کننده برنامه
he is an adequate provider برای تهیه خواربار
topography تهیه نقشه از عوارض
furred تهیه شده باخز
conserved کنسرو تهیه کردن
programme برنامه تهیه کردن
processes تهیه و تولید کردن
lyonnaise باپیاز تهیه شده
duplicators ماشین تهیه رونوشت
bill تهیه کردن صورتحساب
bills تهیه کردن صورتحساب
programmes برنامه تهیه کردن
forges تهیه جنس قلابی
effigies تمثال تهیه کردن
effigy تمثال تهیه کردن
prearranged از پیش تهیه شده
it is in preparation در دست تهیه است
extemporized فورا تهیه کردن
to lay in a stock موجودی تهیه کردن
project section بخش تهیه پروژه ها
program section بخش تهیه برنامه ها
preparatory students شاگردان تهیه یا مقدماتی
extemporised فورا تهیه کردن
extemporises فورا تهیه کردن
extemporising فورا تهیه کردن
extemporize فورا تهیه کردن
extemporizes فورا تهیه کردن
extemporizing فورا تهیه کردن
whomp up بسرعت تهیه کردن
project section بخش تهیه طرحها
funded تهیه وجه کردن
fund تهیه وجه کردن
stenciller تهیه کننده استنسیل
stenciler تهیه کننده استنسیل
scripting تهیه فایل اغازگر
preparatory مربوط به تهیه یامقدمات
rotogravure تهیه گراور غلتکی
quadruplication تهیه چیزی درچهارنسخه
quadruplicate در چهارنسخه تهیه کردن
host تهیه تسهیلات ورزشی
hosted تهیه تسهیلات ورزشی
hosting تهیه تسهیلات ورزشی
hosts تهیه تسهیلات ورزشی
cold turkey بدون تهیه وتدارک
procure تهیه و تحویل اماد
process تهیه و تولید کردن
precontract preparations تهیه اسناد قرارداد
polychromy فن تهیه نقوش الوان
polychrome تهیه عکسهای رنگی
foresees قبلا تهیه دیدن
prearrange قبلا تهیه کردن
affordable قابل تهیه و خریداری
procured تهیه و تحویل اماد
triplicate در سه نسخه تهیه کردن
procures تهیه و تحویل اماد
procuring تهیه و تحویل اماد
foresee قبلا تهیه دیدن
central food preparation facility کارخانجات مرکزی تهیه موادغذایی
career management مدیریت تهیه تخصصهای نظامی
scabble زمخت وناصاف تهیه کردن
silent partner شریکی که تهیه سرمایه بااوست
bessemer یکی از روشهای تهیه فولاد
testacy تهیه وتدوین وصیت نامه
spaced armor تهیه زره دو پوشه یا دوپوسته
special pleader متخصص تهیه لوایح دفاعی
home-made <adj.> در خانه ساخته [تهیه] شده
barrage rocket موشک مخصوص تهیه سداتش
circumstantiate امارات لازمه را تهیه کردن
the garden provides food باغ خوراک تهیه میکند
subornation جرم تهیه شهود کاذب
spinner دستگاه ریسندگی جهت تهیه نخ
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
management accounting تهیه حساب جهت مدیران
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
handwrite نسخه خطی تهیه کردن
dressing plant تاسیسات تهیه سنگ معدن
draftsman تهیه کننده لوایح قانونی
custom built سفارشی تهیه شده اختصاصی
curf خاکی که اجر از ان تهیه میشود
to raise funds تهیه وجه یاسرمایه کردن
mix in place تهیه بتن در خود کارگاه
to draw up تهیه کردن درصف اوردن
logistics اقدامات مربوط به تهیه و توزیع
lead-up تهیه مقدمات را دیدن راهنما
overwrought تهیه شده ازروی مهارت
acetate rayon process فرایند تهیه الیاف استاتی
furnisher تهیه کننده سامان واثاثیه
finance بودجه چیزی را تهیه کردن
bossing نقش برجسته تهیه کردن
financed بودجه چیزی را تهیه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com