English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
English Persian
bollard تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
bollards تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
Other Matches
painters طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
painter طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
mooring penant طناب کوتاه وصل به گوی شناور برای بستن قایق به ساحل
mooring line طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
chain plate صفحه فلزی کنار قایق برای بستن بادبان
skate boat قایق بسته به ساحل در اغازمسابقه
mooring نقطه مهار کردن قایق به ساحل
bulkhead دیواره عمودی روی قایق
bulkheads دیواره عمودی روی قایق
jolly boat قایق بار کشی از کشتی به ساحل و بعکس
belay به لنگر بستن قایق
bitt میله بستن طناب به قایق
cleat بستن طناب به میله قایق
troll بستن نخ و قلاب ماهیگیری به پشت قایق متحرک
trolls بستن نخ و قلاب ماهیگیری به پشت قایق متحرک
axis برای مختصات عمودی در گراف
barrier light نورافکن ساحل دریا برای پیداکردن مسیر کشتی
ship to shore حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
beach marker علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
shore to shore movement عملیات و حرکت مستقیم از یک ساحل به ساحل دیگر
X Y مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
onshore روی ساحل متوجه بطرف ساحل
rostral منقاری
rostriform منقاری
coronoid منقاری
coronoid process زائده منقاری
hawksbill ابزار رخ منقاری
bird's-break ابزار رخ منقاری
hawksbeak ابزار رخ منقاری
sneakboat قایق ته پهن برای شکارمرغابی
When is there a ferry to ...? چه وقت قایق برای ... هست؟
sneakbox قایق ته پهن برای شکارمرغابی
canopies روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
life raft قایق چوبی [برای نجات غریق]
inshore بطرف ساحل جلو ساحل
shut up <idiom> بستن دروپنجره ساختمان برای مدتی
burdended فاصله گرفتن از قایق جلویی برای عبور
ballast فلز سنگین کف قایق برای حفظ تعادل
bailer سوراخی در عقب قایق برای بیرون ریختن اب
sportfisherman قایق موتوری بزرگ برای ماهیگیری دورازساحل
hike out خم شدن یا اویختن به لبه قایق برای ایجاد تعادل
daggerboard تیر یا صفحه متحرک ته قایق برای حفظ تعادل
pits منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pit منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
hydroplaned نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
hydroplanes نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
outrigger چوبهای دراز طرفین قایق برای نگاه داشتن تورماهیگیری
marlinespike وسیله نوک تیزی برای جداکردن رشتههای طناب قایق
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
hydroplane نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
spill wind سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
hydroplaning نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
beak-head [آذینی از مجموعه سر حیوان، پرنده یا انسان یا منقاری رو به پایین]
yaght club باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
splint نوار یا تراشه ایکه برای بستن استخوان شکسته بکار میرود
peg میله چوبی با نوک تیز [برای محکم بستن چیزی به آنها]
traveler میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
trapoze سیم وصل به بالای دکل وکمربند سرنشین قایق برای فشار به سمت باد
wire locking بستن تعدادی مهره یا پیچ به یکدیگر توسط سیم ایمنی برای جلوگیری از شل شدن انها
diver's flag پرچم قرمز با نوار سفید روی قایق برای هشدار به قایقرانان تا از منطقه غواصی دور شوند
naval landing party تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
standards دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standard دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
logs وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
log وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
clip-on <adj.> گیره دار [چیزی با گیره برای بستن]
vertical redundancy check بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
approach lane مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
mach hold بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
tacked سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
boat space فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
To be out to do some thing . کمر همت بستن ( کمر انجام کاری را بستن )
showboat قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
brae ساحل
beaches ساحل
beach ساحل
beached ساحل
coasts ساحل
coast ساحل
ashore به ساحل
causey ساحل
bank ساحل
rivage ساحل
littoral ساحل
banks ساحل
sea shore ساحل
shores ساحل
shore ساحل
landside ساحل
beached زدن به ساحل
beaches ساحل شنی
seashores ساحل دریا
seashore ساحل دریا
sandbank ساحل شنی
beaches زدن به ساحل
sandbanks ساحل شنی
attack group گروه تک به ساحل
bank protection ساحل داری
backshore beach ساحل جزرو مد
beach زدن به ساحل
bankside شیب ساحل
beach ساحل شنی
back beach ساحل جزرو مد
stethe ساحل رودخانه
basegram پیام از ساحل
bank revetment پوشش ساحل
shore duty خدمت ساحل
backshore ساحل جزرو مد
beach party تیم ساحل
onshore واقع در ساحل
inshore به طرف ساحل
shore کرانه ساحل
shores ساحل دریا
shores کرانه ساحل
river banks ساحل رودخانه
river bank ساحل رودخانه
in- نزدیک ساحل
in نزدیک ساحل
beached ساحل شنی
shore ساحل دریا
low lander ساحل نشین
seacoast ساحل دریا
shorelines خط ساحل یا خط ساحلی
shoreline خط ساحل یا خط ساحلی
sea coast ساحل دریا
hard beach ساحل مستحکم
offshore از جانب ساحل
offshore دور از ساحل
land combat نبرد در ساحل
river line خط ساحل رودخانه
riparian ساحل رودخانه زی
coral reef ساحل مرجانی
coastwards درامتداد ساحل
coast guardsman ساحل بان
near shore نزدیک به ساحل
coastwise درطول ساحل
on shore روی ساحل
coastward درامتداد ساحل
coastwards بطرف ساحل
coastward بطرف ساحل
retracting دور شدن از ساحل
retracts دور شدن از ساحل
hinterlands زمین پشت ساحل
landing beach ساحل پیاده شدن
bars خور پیشرفتگی اب به ساحل
ashore بکنار بطرف ساحل
Ivory Coast کشور ساحل عاج
lee shore ساحل در معرض باد
seebreeze باد از دریا به ساحل
shelf سراشیب ساحل دریا
roadstead لنگرگاه دور از ساحل
coast defence سازمان پدافنداز ساحل
insides موج نزدیک ساحل
put out از ساحل عازم شدن
hinterland زمین پشت ساحل
shoring پیاده شدن در ساحل
the waves beats or the shore امواج به ساحل می کوبد
the wares beat the shore خوردن امواج به ساحل
near bank ساحل نزدیک رودخانه
retracted دور شدن از ساحل
bank angle زاویه شیب ساحل
waterside متعلق به کناردریا ساحل
bar خور پیشرفتگی اب به ساحل
bank line نخ ماهیگیری وصل به ساحل
inside موج نزدیک ساحل
retract دور شدن از ساحل
coast in point نقطه ورود به ساحل
riverain ساکن ساحل رودخانه
landing forces نیروها پیاده شونده به ساحل
coasting کشتی رانی در طول ساحل
cay ساحل مرجانی یاشنی درجزیره
bank صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
shore break موجهاییکه نزدیک ساحل می شکنند
foreshores لبه جلوی ساحل دریا
foreshore لبه جلوی ساحل دریا
banks صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
beaching gear وسایل به ساحل کشیدن ناو
surf cast قلاب اندازی از ساحل در موج
landing attack تک همراه با پیاده شدن به ساحل
debarkation net پل تخلیه پرسنل ازکشتی به ساحل
offshore winds بادخشکی بادهای دور از ساحل
to wash something ashore بکنار ساحل شستن چیزی
to wash something up بکنار ساحل شستن چیزی
perpendicular عمودی
straightest عمودی
lineal عمودی
erected عمودی
righted حق عمودی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com