English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 306 (17 milliseconds)
English Persian
target تیر نشانه
targeted تیر نشانه
targeting تیر نشانه
targets تیر نشانه
targetted تیر نشانه
targetting تیر نشانه
Search result with all words
marker علامت نشانه
marker نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
marker نشانه
markers علامت نشانه
markers نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
markers نشانه
home کلیدی که نشانه گر را به شروع خط متن می برد
homes کلیدی که نشانه گر را به شروع خط متن می برد
backward جستجو برای دادهای که از موقعیت نشانه گر شروع میشود یا از انتهای فایل و به ابتدای فایل می رسد
word نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
worded نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
drag به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
stop نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stopped نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stopping نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stops نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
desktop نشانه هایی که روی صفحه کار نمایش داده می شوند
logic نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی
language زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
language سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
languages زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
languages سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
character نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
paragraph حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
paragraph بخشی از متن بین دو حرف که نشانه گر را به اول خط بعد می روند
paragraphs حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
paragraphs بخشی از متن بین دو حرف که نشانه گر را به اول خط بعد می روند
semantics خطای ناشی از استفاده از نشانه نادرست در یک دستور برنامه
backwards جستجو برای دادهای که در محل نشانه گرد قرار دارد یا در انتهای فایل است و جستجو تا ابتدای فایل
token نشانه
tokens نشانه
digit نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
digits نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
move دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
moved دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
moves دستوری که محل بلاک متن که توسط نشانه گر بلاک مشخص شده است را تغییر میدهد
crossbones نشانه مرگ وخطر
symbolic آدرسی که با نشانه یا نام مشخص شود
symbolic آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
symbolically آدرسی که با نشانه یا نام مشخص شود
symbolically آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
blip نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
blips نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
sticks خطای بلندکردن چوب بیش ازحد نشانه
reference نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
references نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
stack محلی که نشانه گر شبکه به آن اشاره میکند
stacked محلی که نشانه گر شبکه به آن اشاره میکند
stacks محلی که نشانه گر شبکه به آن اشاره میکند
register کفگیرک نشانه روی ثبت کردن
registering کفگیرک نشانه روی ثبت کردن
registers کفگیرک نشانه روی ثبت کردن
extend گرافیک و نشانه ها است
extending گرافیک و نشانه ها است
extends گرافیک و نشانه ها است
set نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
sets نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
setting up نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
train نشانه رفتن
trained نشانه رفتن
trains نشانه رفتن
flag نشانه وقوع عدد نقلی ناشی از تفریق یا جمع
flags نشانه وقوع عدد نقلی ناشی از تفریق یا جمع
horizontal حرکت نشانه گر در صفحه نمایش کامپیوتر از انتهای یک خط به ابتدای بعدی
carried نشانه وقوع وام
carries نشانه وقوع وام
carry نشانه وقوع وام
carrying نشانه وقوع وام
return کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returned کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returning کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returns کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
signal نشانه
signal علامت نشانه
signaled نشانه
signaled علامت نشانه
signalled نشانه
signalled علامت نشانه
impact چاپگری که متن ها و نشانه ها را با قرار دادن ریبون جوهر در کاغذ با یک حرف فنری چاپ می گیرد. مثل چاپبگر wheel-Duisy.
impacts چاپگری که متن ها و نشانه ها را با قرار دادن ریبون جوهر در کاغذ با یک حرف فنری چاپ می گیرد. مثل چاپبگر wheel-Duisy.
code نشانه قراردادی
cue نشانه
cues نشانه
portent نشانه
portents نشانه
optical نشانه روی بصری چشمی
optical وسیلهای که میتواند نشانه ها یا خط وط به فرم خاص را تشخیص میدهد.
punctuation mark نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
punctuation marks نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
sacrament نشانه
sacraments نشانه
lay نشانه رفتن قرار دادن
lay کاشتن مین نشانه روی جنگ افزار به هدف
Other Matches
pointer نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
pointers نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
no drop image [تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
ToolTips برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
peach design نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
electro optics وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
preset vector دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
indications نشانه ها
attribute نشانه
symptom نشانه
attributes نشانه
attributing نشانه
emblematic نشانه
emblem نشانه
one address با یک نشانه
trace نشانه
traces نشانه
emblems نشانه
reminiscences نشانه
traced نشانه
cursors نشانه گر
reminiscence نشانه
indicative نشانه
symptoms نشانه
bench mark نشانه
cursor نشانه گر
ikons نشانه
symptomless بی نشانه
symbol نشانه
presage نشانه
presaged نشانه
presages نشانه
icons نشانه
icon نشانه
mark نشانه
marks نشانه
presaging نشانه
omen نشانه
omens نشانه
allegories نشانه علامت
marksmen نشانه گیر
aims نشانه گرفتن .
line of sight خط نشانه روی
aimed نشانه گرفتن .
indication اشعار نشانه
aim نشانه گرفتن .
aiming نشانه روی
marksman نشانه گیر
bode نشانه بودن
levelled نشانه گرفتن
leveled نشانه گرفتن
levels نشانه گرفتن
cairn سنگ نشانه
cairns سنگ نشانه
indicator علامت خط نشانه
level نشانه گرفتن
allegory نشانه علامت
symptomatic نشانه بیماری
sightings نشانه رفتن
sighting نشانه رفتن
veto نشانه مخالفت
vetoed نشانه مخالفت
vetoes نشانه مخالفت
vetoing نشانه مخالفت
proof نشانه مدرک
merit badge نشانه هنر
indicium نشانه ویژه
sem نشانه شناسی
go ahead نشانه ترقی
frequency mark نشانه فرکانس
emblematical حاوی نشانه
minimal cue نشانه کمینه
pivot point نقطه نشانه
prodrome پیش نشانه
typology نشانه شناسی
traffic signal نشانه روشن
token passing گذراندن نشانه
symptomatology نشانه شناسی
proof of laziness نشانه تنبلی
asterisk 1-نشانه گرافیکی
bench mark نشانه مبنا
asterisks 1-نشانه گرافیکی
badge reader نشانه خوان
cockshot نشانه روی
cockshy نشانه روی
direction peg میخ نشانه
dan buoy بویه نشانه
cue learning نشانه اموزی
proofs نشانه مدرک
discriminandum نشانه افتراق
term symbol نشانه جمله طیفی
aiming stake دستک نشانه روی
token ring network شبکه نشانه حلقهای
symptom substitution theory نظریه جانشینی نشانه ها
traffic sign لوحه نشانه گذاری
sighting نشانه روی کردن
sight الت نشانه روی
aiming post شاخصهای نشانه روی
marks نشانه کردن حریف
homage نشانه ی تکریم و وفاداری
marks علامت نشانه هدف
mark علامت نشانه هدف
mark نشانه کردن حریف
aiming light چراغ نشانه روی
traffic sign تابلو نشانه گذاری
sight دوربین نشانه روی
sighting device وسیله نشانه روی
leading point نقطه نشانه روی
point نشانه روی کردن
kentish fire که نشانه نفاق ..باشد
k نشانه بیان یک هزار
it is indicative of bad luck نشانه بدبختی است
it is an indication of lazines نشانه تنبلی است
it bobes evil نشانه بدی است
impresa نشانه جمله شعاری
toxic symptom نشانه زهراگینی یامسمومیت
gun sight دستگاه نشانه روی
fine sight تنظیم خط نشانه دقیق
caduceus نشانه علم پزشکی
negative voice منع نشانه مخالفت
sights الت نشانه روی
sights دوربین نشانه روی
sight scale مقیاس نشانه روی
sight scale طبله نشانه روی
semicolon نشانه چاپ شده
sightings نشانه روی کردن
road marking نشانه گذاری راه
reciprocal laying نشانه روی متقابله
peep sight دریچه نشانه روی
pavement marking نشانه گذاری راه
to present arms نشانه روی کردن
directing point نقطه نشانه روی
plots نشانه میان چهارراه
plotted نشانه میان چهارراه
gunner نشانه رو توپ ساز
gunners نشانه رو توپ ساز
hallmark انگ نشانه عیار
plot نشانه میان چهارراه
hallmarks انگ نشانه عیار
palms نخل خرما نشانه پیروزی
marksman نشانه گیر [ارتش و ورزش]
caret نشانه " ^ " در فضای کلید کنترل
palm نخل خرما نشانه پیروزی
wreck buoy نشانه کشتی غرق شده
optical sight وسایل نشانه روی بصری
peep sight درجه نشانه روی دیدگاه
point bland تیراندازی بدون نشانه روی
sighting device دوربین دستگاه نشانه روی
lays نشانه رفتن قرار دادن
refers نشانه روی به نقطه نشانی
backspace حرکت نشانه گر یک واحد به چپ یا عقب
symptomatic مطابق نشانه بیماری نماینده
reference number اعداد مبنای نشانه روی
refer نشانه روی به نقطه نشانی
referred نشانه روی به نقطه نشانی
toho اعضای انگشتان نشانه و شست
brush دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
straw in the wind <idiom> نشانه کوچک قبل از وقوع حادثه
an incredulous smile لبخندی که نشانه باور نکردن باشد
badge reader ماشینی که داده را از یک نشانه مشخصات می خواند
brushes دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
windage تنظیم سمتی وسایل نشانه روی
capricorn بزغاله نشانه دهم منطقه البروج
to not be [any] the wiser <idiom> ملتفت نشدن [با وجود نشانه ها و توضیحات]
numeral حرف یا نشانه که یک عدد را نشان میدهد
numerals حرف یا نشانه که یک عدد را نشان میدهد
noblesse oblige بزرگواری و سخاوتمندی نشانه نجیب زادگی
to address نشانه گیرنده را روی پاکت گذاشتن
beginning حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
beginnings حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
symbol نشانه یا تصویری که معرف چیزی است
represent عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
prognosticative or ticatory خبر دهنده متضمن نشانه برای پیشگویی
scrape up <idiom> پیدا یا جمع آوری چیزی ازروی نشانه
represented عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
minimise کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
sight base پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
represents عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
inequality operator نشانه بیان عدم شادی دو متغیر یا دو مقدار
maximise برگرداندن نشانه برنامه به پنجره اصلی نمایش آن
leading point نقطه نشانه روی در جلوی هدف متحرک
roseola لکههای سرخ بدن که نشانه سیفیلیس است
backtab برگرداندن نشانه گر به یک واحد عقب تر از موقعیت موجود
Dingbat نشانه . تصویر و طراحی به جای حروف است
sight الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
sights الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
recognition فرآیند تشخیص خط وط یا نشانه ها یا الگو ها به صورت نوری
shrug your shoulders <idiom> نشانه بی علاقه [لاقید] یا نا آگاه بودن [اصطلاح]
operators حرف یا نشانه یا کلمهای که یک تابع یا عملیات را بیان کند
sighting shot تیرهای قلق گیری یا تنظیم وسایل نشانه روی
cursors حرکت نشانه گر به گوشه بالای سمت چپ صفحه نمایش
lays کاشتن مین نشانه روی جنگ افزار به هدف
backspace کلیدی که باعث برگشت یک واحد به عقب یا چپ نشانه گر میشود
addressable نشانه گری که محل آن قابل برنامه ریزی است
operator حرف یا نشانه یا کلمهای که یک تابع یا عملیات را بیان کند
wing shooting شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
pages کلیدی که محل نشانه گر را به اندازه خط وط یک صفحه حرکت دهد
paranomia اشفتگی دماغی که نشانه ان عوضی نامیدن چیزها است
portentously چنانکه نشانه بدی باشد بطور شگفت اور
paged کلیدی که محل نشانه گر را به اندازه خط وط یک صفحه حرکت دهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com