Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (7 milliseconds)
English
Persian
cup point
تیزی حلقوی
Other Matches
prongs
تیزی چنگال تیزی دندان
prong
تیزی چنگال تیزی دندان
loop sling
مهار حلقوی بار بند حلقوی
chamfer
گرفتن تیزی تیزی
loop pile
پرزهای حلقوی
[این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
shrillness
تیزی
pointedness
تیزی
trenchancy
تیزی
edge
تیزی
tartness
تیزی
acridity
تیزی
poignancy
تیزی
acumination
تیزی
acuteness
تیزی
edges
تیزی
keenness
تیزی
sharpness
تیزی
verjuice
تیزی
visual acuity
تیزی بینایی
edge
کناره تیزی
edges
کناره تیزی
sheaths
تیزی دنده
sheath
تیزی دنده
angle
تیزی یا گوشه هر چیزی
tipping
تیزی نوک چیزی
bevel
تیزی لبه را گرفتن
angles
تیزی یا گوشه هر چیزی
knolls
تیزی یابرامدگی خاک از اب
tip
تیزی نوک چیزی
knoll
تیزی یابرامدگی خاک از اب
crests
نوک تیزی راس خاکریز
crest
نوک تیزی راس خاکریز
cresting
نوک تیزی راس خاکریز
annular
حلقوی
loop code
کد حلقوی
annulate
حلقوی
annulated
حلقوی
ring cartilage
حلقوی
convolute
حلقوی
orbiculate
حلقوی
sigmoid
حلقوی
vortical
حلقوی
vortiginous
حلقوی
cricoid
حلقوی
terete
حلقوی
You are a smart cookie.
[American E]
شما آدم باهوشی
[تیزی]
هستید.
[اصطلاح روزمره]
verticillation
ارایش حلقوی
peristalsis
حرکات حلقوی
ring
جسم حلقوی
ring nebula
سحابی حلقوی
curl field
میدان حلقوی
fairy ring
قارچ حلقوی
interlocking
حلقوی بافتن
loop antenna
انتن حلقوی
loop mill rolling
نوردکاری حلقوی
ringing
حلقوی شدن
ring armature
ارمیچر حلقوی
bustle pipe
لوله حلقوی
ring network
شبکه حلقوی
ring tension
کشش حلقوی
ringbolt hitching
خفت حلقوی
ring nebula
ابری حلقوی
annular burner
مشعل حلقوی
annular eclipse
کسوف حلقوی
annular jet
فوران حلقوی
annular projection
برامدگی حلقوی
snap ring
خار حلقوی
annulus
حلقه حلقوی
apple ring fender
دفرای حلقوی
loop knot tie
گره حلقوی
marlinespike
وسیله نوک تیزی برای جداکردن رشتههای طناب قایق
streamline body
بدنه اتومبیل یاهواپیماکه ....تیزی شکل خودکمترباجریان هوامقاومت کند
lyraring nebula
ابری حلقوی شلیاق
vortex drag
پسای جریانهای حلقوی
loop feeder
سیم تغذیه حلقوی
lyraring nebula
سحابی حلقوی شلیاق
wakes
جریانهای حلقوی بال
waked
جریانهای حلقوی بال
wake
جریانهای حلقوی بال
atolls
جزیره مرجانی حلقوی
atoll
جزیره مرجانی حلقوی
vortices
جریان حلقوی یا گردابی
vortex
جریان حلقوی یا گردابی
bagel
نان شیرینی حلقوی
convoluted
بهم تابیده حلقوی
induction ring heater
گرمکن حلقوی القائی
circular shift
تغییر مکان حلقوی
vortexes
جریان حلقوی یا گردابی
can annular
محفظه احتراق حلقوی شکل
toothed ring armature
ارمیچر حلقوی دندانه دار
uncoil
غیر حلقوی کردن یا شدن
uncoiled
غیر حلقوی کردن یا شدن
uncoiling
غیر حلقوی کردن یا شدن
uncoils
غیر حلقوی کردن یا شدن
mantle ring
تیر حمال حلقوی شکل
warp-loop fringe
ریشه حلقوی
[در قالی همدان]
cannular
محفظه احتراق حلقوی شکل
coil antenna
انتن حلقوی به شکل سیم پیچ
linstock
چوب نوک تیزی که برای اتش زدن فتیله توپهای قدیمی بکار میرفته
vortex filament
خطی که شدت یا تمرکزجریانهای حلقوی دران بیشتراست
vortex sheet
لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
plug nozzle
نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
slot
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
slots
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
slotting
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
annular
وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
rotates
جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
rotate
جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
rotated
جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
ring and bead sight
دستگاه نشانه روی که دارای شکاف درجه حلقوی و مگسک میباشد
ruffe
یقه گرد و حلقوی چین دار مردان و زنان قرون 61و 71 میلادی
ruffs
یقه گرد و حلقوی چین دار مردان و زنان قرون 61و 71 میلادی
ruff
یقه گرد و حلقوی چین دار مردان و زنان قرون 61و 71 میلادی
joggling
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggle
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggles
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggled
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
pinged
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
ping
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pings
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
vortex trail
دنباله مرئی باقیمانده از نوک بال یا ملخ و غیره ناشی ازجریانهای حلقوی شدید
vortex separation
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
card
فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
cards
فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
vortex breakdown/brust
جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
circular list
لیست مدور لیست حلقوی
open back
[نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com