English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (16 milliseconds)
English Persian
cooling fins تیغههای خنک کننده
Search result with all words
cylinder baffles صفحات نازک قلزی برای هدایت هوا از میان تیغههای خنک کننده و جذب حداکثر گرمای ممکن از جدارسیلندر
inlet guide vane تیغههای خنک کننده جریان ورودی
Other Matches
internal boffles تیغههای داخلی
cylinder fins تیغههای سیلندر
nozzle guide vane تیغههای هادی یا راهنما
intercylinder baffles تیغههای بین سیلندرها
compressor vane تیغههای ثابت روی استاتور
discs حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
blade flapping حرکت تیغههای گردنده هلیکوپتر حول لولای افقی
blade tracking مراحل تعیین موقعیت سر تیغههای ملخ نسبت به یکدیگر
backing off عمل تراشیدن یا پخ زدن پشت دندانههای تیغههای فرز
disc حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
reversible propeller ملخی که میتوان گام تیغههای انرا معکوس کرد
bulb root وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
club propeller ملخی دارای تیغههای کلفت باگام زیاد برای تست قدرت یاترک موتور
air cooled engine موتور پیستونی که گرمای تلف شده ان به وسیله پره ها یا تیغههای دور سیلندرمستقیما به جریان هواانتقال مییابد
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
wheezy خس خس یا خر خر کننده
bidder کننده
crepitant خش خش کننده
thinner کم کننده
swooner غش کننده
trackers پی کننده
bender خم کننده
sensor حس کننده
crusher له کننده
spurner رد کننده
squasher له کننده
squelcher له کننده
mitigatory کم کننده
tracker پی کننده
syncopator غش کننده
catterer پچ پچ کننده
mitigative کم کننده
repudiationist رد کننده
surfy کف کننده
renunciant کننده
solvents اب کننده
prater پچ پچ کننده
refutatory رد کننده
fluxing oil اب کننده
prattfall پچ پچ کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
jaberer پچ پچ کننده
fizzy کف کننده
solver حل کننده
bandwidth یچ کننده
doers کننده
refuser رد کننده
refutative رد کننده
doer کننده
bidders کننده
solvent اب کننده
benders خم کننده
abjurer or abjuror کننده
deletive حک کننده
mauler له کننده
attenuant اب کننده
mumbler من من کننده
filler پر کننده
deflective کج کننده
fillers پر کننده
fillets پر کننده
commulator یک سو کننده
percutient دق کننده
filleting پر کننده
filleted پر کننده
skittish رم کننده
whisperer پچ پچ کننده
fillet پر کننده
noncommittal رد کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
hopper لی لی کننده
attacking تک کننده
hoppers لی لی کننده
ear-splitting کر کننده
renunciant رد کننده
puffer پف کننده
rebutter رد کننده
prosish خسته کننده
blowier شکوفه کننده
blowier فوت کننده
administrant اداره کننده
aggravator بدتر کننده
blocking force نیروی سد کننده
belayer حمایت کننده
blocking position موضع سد کننده
adopter اتخاذ کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com