English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
solubility product constant ثابت حاصلضرب انحلال پذیری
Other Matches
solubility product constant ثابت حاصلضرب انحلال
decomposability انحلال پذیری
solubility انحلال پذیری
ion product constant ثابت حاصلضرب یونی
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
products حاصلضرب
productive حاصلضرب
product حاصلضرب
product حاصل حاصلضرب
product [the result of multiplying] حاصلضرب [ریاضی]
product of sums حاصلضرب مجموعه ها
cross products حاصلضرب ضربدری
scalar product حاصلضرب عددی
vector product حاصلضرب برداری
scalar product حاصلضرب اسکالر
products محصول حاصلضرب
product محصول حاصلضرب
sum of products مجموع حاصلضرب
logic product حاصلضرب منطقی
products حاصل حاصلضرب
factorial حاصلضرب اعدادصحیح مثبت
ultimate strength حاصلضرب بیشترین بار ممکن
static employment کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
dissolution انحلال
dissolving انحلال
solutions انحلال
liquidation انحلال
verthrow انحلال
solution انحلال
break up انحلال
disorganization انحلال
disbandment انحلال
endothermic solution انحلال گرماگیر
heat of solution گرمای انحلال
soluble انحلال پذیر
break up price بهای انحلال
dissolibility انحلال نپذیری
exothermic solution انحلال گرماده
insoluble انحلال ناپذیر
winding up انحلال شرکت
dissolubility قابلیت انحلال
dissolution of marriage انحلال ازدواج
integral heat of solution گرمای کل انحلال
winding up of a company انحلال شرکت
insol انحلال ناپذیر
dissolution of a company انحلال شرکت
disembodiment تجرید انحلال
rate of dissolution سرعت انحلال
total heat of solution گرمای کل انحلال
solubility قابلیت انحلال
differential heat of solution گرمای انحلال تفاضلی
disband انحلال رسمی یکانها
molar heat of solution گرمای مولی انحلال
disbanding انحلال رسمی یکانها
disbands انحلال رسمی یکانها
acid soluble انحلال پذیر در اسید
static test ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
fixed capital سپرده ثابت اموال ثابت یکان
mechanical percentage حاصلضرب مقدار درصدهندسی در نسبت حد ارتجاعی فولاد به مقاومت محاسباتی بتن
standing order دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing orders دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
planck law مقدار کوانتوم برحسب واحدهای انرژی برابراست با حاصلضرب مقدارثابت کوانتوم در فکانس
sampled مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sample مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
design stress resultant تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
standing ثابت دستورالعمل ثابت
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
paasche price index یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
deliquescence نم پذیری
pliability خم پذیری
bass response بم پذیری
water absorption آب پذیری
quantity theory of money حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
fixes ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fix ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
reflectivity بازتاب پذیری
corrigibility اصلاح پذیری
reflectability بازتاب پذیری
affectability انفعال پذیری
reconcilability اصلاح پذیری
reactivity واکنش پذیری
passivity کنش پذیری
curability علاج پذیری
reflexibility انعکاس پذیری
contractivity انقباض پذیری
affectivity هیجان پذیری
imprinting نقش پذیری
irritability تحریک پذیری
reversibility بازگشت پذیری
removability عزل پذیری
reflexivity انعکاس پذیری
reflexivity بازتاب پذیری
applicability کاربرد پذیری
applicability کاربست پذیری
contractility انقباض پذیری
addressability نشانی پذیری
additivity جمع پذیری
chromaticity رنگ پذیری
abradability سایش پذیری
reversibility برگشت پذیری
submissiveness سلطه پذیری
tangib لمس پذیری
defeasibility الغاء پذیری
liquidity تسویه پذیری
liquidity ابگون پذیری
suspensive اندروا پذیری
dependability توکل پذیری
absorbability دراشام پذیری
absorbency جذب پذیری
scalability مقیاس پذیری
acculturation فرهنگ پذیری
acclimatization بوم پذیری
acclimatization اقلیم پذیری
acclimation بوم پذیری
acclimation اقلیم پذیری
decidability تصمیم پذیری
tenability دفاع پذیری
accident proneness سانحه پذیری
suggestibility تلقین پذیری
capacitance برق پذیری
comention هنجار پذیری
transmissivity فرافرست پذیری
communicability ارتباط پذیری
separability تفکیک پذیری
commutability تبدیل پذیری
commutability تخفیف پذیری
commutativity جابجایی پذیری
cleavages شکافت پذیری
vulnerability اسیب پذیری
combinability ترکیب پذیری
serviceability تعمیر پذیری
autia هنجار پذیری
c برق پذیری
belongingness تعلق پذیری
transitivity انتقال پذیری
sociability جامعه پذیری
sociability معاشرت پذیری
transitivity سرایت پذیری
submission سلطه پذیری
b h cure خم مغناطیس پذیری
availablity دسترس پذیری
cleavage شکافت پذیری
compressibility تراکم پذیری
conceivability امکان پذیری
consolute اختلاط پذیری
self acceptance خویشتن پذیری
selectivity گزینش پذیری
adaptability وفق پذیری
adaptability انطباق پذیری
computability شماره پذیری
supercompressibility factor تراکم پذیری
gas deviation factor تراکم پذیری
compressibility factor تراکم پذیری
verifiability اثبات پذیری
versatility تطبیق پذیری
associativity شرکت پذیری
adaptability سازش پذیری
permeability تراوش پذیری
viability زیست پذیری
negotiability انتقال پذیری
flammability اشتعال پذیری
mutabilty تغییر پذیری
flexibtlity انعطاف پذیری
mutability تغییر پذیری
fusibility گداز پذیری
movableness جنبش پذیری
generalizability تعمیم پذیری
transferability انتقال پذیری
observability مشاهده پذیری
westernization غرب پذیری
susceptibility مغناطیس پذیری
permeability نفوذ پذیری
permeability نشت پذیری
perishableness فساد پذیری
perishableness فنا پذیری
perfectibility کمال پذیری
perceptibility ادراک پذیری
penetrance نفوذ پذیری
penetrability نفوذ پذیری
passibility تالم پذیری
pardonableness امرزش پذیری
opposability مقابله پذیری
modifiability تغییر پذیری
miscibility امتزاج پذیری
flexibility انعطاف پذیری
incontrovertibility بحث نا پذیری
indefeasibility فسخ نا پذیری
indocility تعلیم نا پذیری
magnetization مغناطیس پذیری
magnetic susceptibility مغناطیس پذیری
inexhaustibility پایان نا پذیری
inflammability اشتعال پذیری
infusibility گداز نا پذیری
insatiability سیری نا پذیری
intolerableness تحمل نا پذیری
livability زیست پذیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com