English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
cell ثباتی که حاوی محل مرجع یک خانه مخصوص برای انجام عمل است
cells ثباتی که حاوی محل مرجع یک خانه مخصوص برای انجام عمل است
Other Matches
B register 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
IAR ثباتی در CPU که حاوی محل دستور بعدی برای پردازش است
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
server کامپیوتر مخصوص که کاری را برای شبکه انجام میدهد
operation ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
device کد مخصوص ارسال شده به وسیلهای برای مشخص کردن انجام یک سری توابع خاص
devices کد مخصوص ارسال شده به وسیلهای برای مشخص کردن انجام یک سری توابع خاص
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
OLE container object شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
flags ثباتی که حاوی بیتهای پرچم و وضعیت CPU است
op register ثباتی که حاوی کد عمل دستور در حال اجرا باشد
flag ثباتی که حاوی بیتهای پرچم و وضعیت CPU است
loop ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
looped ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
loops ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
registering ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
register ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
status ثباتی که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
storing ثباتی درCPU که حاوی آدرس محل بعدی دستیابی است
registers ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
store ثباتی درCPU که حاوی آدرس محل بعدی دستیابی است
condition ثباتی که حاوی وضعیت CPU پس از اجرای آخرین دستور است
floating محل مخصوص در رابط ه با آدرس مرجع
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
SAR ثباتی درCPU که حاوی آدرس بعدی محلی است که باید دستیابی شود
next instruction register ثباتی در CPU که حاوی محل ای است که دستور بعدی باید ذخیره شود
electronic cottage مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
chips وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chip وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
register ثباتی که حاوی شماره بیت وضعیت است مثل پرچم رقم نقلی صفریاسرریز
boundaries ثباتی در یک سیستم چند کاربره که حاوی آدرسهای محدودیتهای اختصاص حافظه به یک کاربر است
registering ثباتی که حاوی شماره بیت وضعیت است مثل پرچم رقم نقلی صفریاسرریز
registers ثباتی که حاوی شماره بیت وضعیت است مثل پرچم رقم نقلی صفریاسرریز
boundary ثباتی در یک سیستم چند کاربره که حاوی آدرسهای محدودیتهای اختصاص حافظه به یک کاربر است
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
scratch one's back <idiom> کاری را برای کسی انجام دادن به امید اینکه اوهم برای تو انجام دهد
absolute address مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
register دستوری که میله آدرس آن حاوی ثباتی است که عملوند ذخیره شده است
registers دستوری که میله آدرس آن حاوی ثباتی است که عملوند ذخیره شده است
registering دستوری که میله آدرس آن حاوی ثباتی است که عملوند ذخیره شده است
at قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
baseline document سندی که یک مرجع برای تغییرات یک سیستم کامپیوتری میباشد
pantry شربت خانه مخصوص لوازم سفره
pantries شربت خانه مخصوص لوازم سفره
executive information system نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت
mastered مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
master مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
masters مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
bundle فروختن یک بسته که حاوی یک کامپیوتر و چندین نرم افزار است با قیمت مخصوص
bundles فروختن یک بسته که حاوی یک کامپیوتر و چندین نرم افزار است با قیمت مخصوص
bundling فروختن یک بسته که حاوی یک کامپیوتر و چندین نرم افزار است با قیمت مخصوص
marks وسیلهای که داده را کارتهای مخصوص که حاوی علامت هدایت یا مغناطیسی است می خواند
mark وسیلهای که داده را کارتهای مخصوص که حاوی علامت هدایت یا مغناطیسی است می خواند
stationery شرکتی که حاوی مط الب نوشتنی , کاغذهای مخصوص , پاکت نامه , برچسب و..... باشد
robots وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robot وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
party گروه مخصوص انجام یک ماموریت
mission , oriented لازم برای انجام ماموریت ضروری برای انجام ماموریت
references نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
reference نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
bundles بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundle بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
labor of love <idiom> انجام کار برای خشنودی شخص نه برای پول
calculate فیلدی در یک رکورد پایگاه داده ها که حاوی نتیجه محاسبه انجام شده روی سایر فیلدهاست
calculates فیلدی در یک رکورد پایگاه داده ها که حاوی نتیجه محاسبه انجام شده روی سایر فیلدهاست
calculated فیلدی در یک رکورد پایگاه داده ها که حاوی نتیجه محاسبه انجام شده روی سایر فیلدهاست
busier 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busy 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busying 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busiest 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busied 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busies 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
maths CI مخصوص که به سیستم اضافه میشود تا توابع ریاضی را سریع تر از CPU استاندارد انجام دهد
math CI مخصوص که به سیستم اضافه میشود تا توابع ریاضی را سریع تر از CPU استاندارد انجام دهد
practical extraction and report language برای توید متنهای CGI که می توانند فرم هایی را پردازش کنند یا روی وب سرور برای بهبود وب سایت توابعی انجام دهند
comouflage detection photography نوعی عکاسی که با استفاده ازفیلم مخصوص انجام شده واستتار دشمن را کشف میکندعکسبرداری ضد استتار
i wrote home برای خانه
exchange of notes نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
ULA قطعهای که حاوی تعداد مدار منط قی جدا و دروازه هایی که سپس توسط مشتری وصل می شوند تا تابع مورد نظررا انجام دهند
objected فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objecting فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
object فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
direct objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
indirect objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
query 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queries 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queried 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
querying 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
buckets فضای ذخیره سازی حاوی داده برای یک برنامه کاربردی
bucket فضای ذخیره سازی حاوی داده برای یک برنامه کاربردی
register ثبات CPU که حاوی ادرس دستوربعدی برای پردازش است
registering ثبات CPU که حاوی ادرس دستوربعدی برای پردازش است
motherboard که حاوی بیشتر قط عات و اتصالات برای تختههای دیگر است
self- برنامه کامپیوتری که حاوی دستورات اجرایی برای کاربر است
registers ثبات CPU که حاوی ادرس دستوربعدی برای پردازش است
night clothes لباس خواب جامه شبانه برای تو خانه
porte cochere در بزرگ برای دخول گردونه هابحیاط خانه
diagnostic قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی سایر مدارها یا قط عات است
punches بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
sequences ثبات CPU که حاوی آدرس دستور بعدی برای پردازش است
sequence ثبات CPU که حاوی آدرس دستور بعدی برای پردازش است
punch بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
punched بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
external فایل حاوی داده برای برنامه که جداگانه از آن دخیره شده است
externals فایل حاوی داده برای برنامه که جداگانه از آن دخیره شده است
to go to ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
to go away ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
for doing it برای انجام ان
process کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
processes کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
help کلید مخصوص برای نمایش اطلاعات کمکی . 2-
verifier وسیله مخصوص برای تشخیص داده ورودی
fibre ribbon ریبون مخصوص ساخته شده برای چاپگر
helps کلید مخصوص برای نمایش اطلاعات کمکی . 2-
helped کلید مخصوص برای نمایش اطلاعات کمکی . 2-
change رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
bolster کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
users بخشی از حافظه که برای کاربر فراهم است و حاوی سیستم عامل نیست
user بخشی از حافظه که برای کاربر فراهم است و حاوی سیستم عامل نیست
bolsters کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
input/output مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی /خروجی برای وسیله دیگر است
bolstered کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
changing رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changes رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changed رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
flashes عنصر حافظه الکترونیکی که حاوی داده است و معمولاگ فقط خوانده میشود ولی اجازه میدهد داده در حافظه ذخیره شود. با استفاده از سیگنال الکتریکی مخصوص
flash عنصر حافظه الکترونیکی که حاوی داده است و معمولاگ فقط خوانده میشود ولی اجازه میدهد داده در حافظه ذخیره شود. با استفاده از سیگنال الکتریکی مخصوص
flashed عنصر حافظه الکترونیکی که حاوی داده است و معمولاگ فقط خوانده میشود ولی اجازه میدهد داده در حافظه ذخیره شود. با استفاده از سیگنال الکتریکی مخصوص
lararium [اتاق کوچک در خانه های رومی برای عبادت شخصی]
long pull اضافه پیمانهای که درنوشابه خانه ها برای جلب مشتریان میدهند
ara محراب کلیسا [در خانه های شخصی برای توسل به خدا]
notification عملی است که دولتی برای اگاه ساختن دولت دیگر برای اطلاع از مسئله مهمی انجام میدهد و هدف از این عمل ان است که طرف از مسیله مذکور قانونا"مطلع تلقی شود
mac کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن
package برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
macs کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن
packages برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
gaiting strap تسمه مخصوص ارابه برای جلوگیری از انحراف اسب
packaged برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
DSP مدار پیچیده مخصوص برای تغییر سیگنالهای دیجیتال
punches قطعه کارت کوچکی که حاوی سوراخهایی برای نمایش دستورات و داده مختلف است
punch قطعه کارت کوچکی که حاوی سوراخهایی برای نمایش دستورات و داده مختلف است
shake bottle بطری حاوی گویهای کوچک نمره دار برای تعیین شماره بازیگر بیلیارد
amendment record رکوردی که حاوی اطلاعات جدید برای بهنگام سازی رکورد یا فایل اصلی است
punched قطعه کارت کوچکی که حاوی سوراخهایی برای نمایش دستورات و داده مختلف است
archive فایلی که حاوی داده قدیمی است ولی برای مراجعه در آینده نگهداری میشود
mission essential ضروری برای انجام ماموریت
undertakes توافق برای انجام کاری
undertaken توافق برای انجام کاری
demand تقاضا برای انجام چیزی
demanded تقاضا برای انجام چیزی
demands تقاضا برای انجام چیزی
undertake توافق برای انجام کاری
sit tight <idiom> صبور برای انجام کاری
potential <adj.> [توانایی برای انجام کاری]
label چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
labeling چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
labelled چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
labels چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
envelopes چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس روی پاکت نامه
flowchart نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت
flow diagram نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت
flu flu تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
floo floo تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
envelope چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس روی پاکت نامه
host computer کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
host computers کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
MIDI setup map فایلی که حاوی تمام داده مورد نیاز برای بیان تنظیم MIDI Mapper باشد
tactile صفحه کلیدی که حاوی نشانههای مخصصوص برای انتخاب کلید باشد مثل ایجاد صدا
multisync monitor صفحه نمایش که حاوی قفل امنیتی برای فرکانس اسکن هر نوع کارت گرافیکی باشد
helped روش آسانتر برای انجام کاری
decisions تصمیم گیری برای انجام کاری
set the pace <idiom> برای انجام کارها رقابت ایجادکردن
turn out <idiom> رفتن برای دیدن یا انجام کاری
decision تصمیم گیری برای انجام کاری
to invite somebody to do something کسی را برای انجام کاری فراخواندن
help روش آسانتر برای انجام کاری
up to one's ears in work <idiom> کارهای زیاد برای انجام داشتن
helps روش آسانتر برای انجام کاری
farm out <idiom> شخص دیگری برای انجام کار
operated کل زمان لازم برای انجام یک کار
invoked تقاضا از کسی برای انجام کاری
authorizes اجازه دادن برای انجام کاری
operate کل زمان لازم برای انجام یک کار
invokes تقاضا از کسی برای انجام کاری
invoking تقاضا از کسی برای انجام کاری
authorize اجازه دادن برای انجام کاری
bars توقف کسی برای انجام کاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com