English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
image registration ثبت تصویر
Search result with all words
field روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fielded روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fields روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
exception ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
exceptions ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
focus تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focused تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focuses تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focussed تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focusses تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focussing تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
panorama تصویر دورنما
panoramas تصویر دورنما
shape تصویر
shapes تصویر
direct objects دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
indirect objects دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
object دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objected دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objecting دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objects دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
gargoyle هر نوع تصویر عجیب
gargoyles هر نوع تصویر عجیب
lag زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT
lagged زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT
lags زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
profile برش عمودی تصویر جانبی
profiled برش عمودی تصویر جانبی
profiles برش عمودی تصویر جانبی
profiling برش عمودی تصویر جانبی
project تصورکردن تصویر کردن
projected تصورکردن تصویر کردن
projects تصورکردن تصویر کردن
plotter رسام که از قلمهای متحرک برای رسم تصویر روی کاغذ استفاده میکند
plotters رسام که از قلمهای متحرک برای رسم تصویر روی کاغذ استفاده میکند
graphics فایل که حاوی داده شرح تصویر است
graphics روشی که داده شرح تصویر ذخیره میشود
colour برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
colour انتخاب رنگهایی که در حال حاضر در تصویر استفاده می شوند
colours برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
colours انتخاب رنگهایی که در حال حاضر در تصویر استفاده می شوند
realised انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realises انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realising انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realize انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realized انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizes انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizing انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
monitor صفحه نمایش تصویر
monitored صفحه نمایش تصویر
monitors صفحه نمایش تصویر
palette تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
palettes تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
scanner وسیله مبدل تصویر به سیگنال الکتریکی که قابل ذخیره سازی و نمایش در کامپیوتراست
scanner وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners وسیله مبدل تصویر به سیگنال الکتریکی که قابل ذخیره سازی و نمایش در کامپیوتراست
scanners وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
crystal صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
crystals صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
background تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
backgrounds تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
clipboard امکانی که هر نوع داده را موقتاگ ذخیره میکند مثل کلمه یا تصویر
clipboards امکانی که هر نوع داده را موقتاگ ذخیره میکند مثل کلمه یا تصویر
crossbones تصویر دو استخوان متقاطع درزیر جمجمه که نشان پرچم دزدان دریایی است
eraser در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
erasers در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
hidden فرمول ریاضی که خط وط پنهان را از تصویر دو بعدی شی D پاک میکند
portrait تصویر
portrait تصویر کردن
portraits تصویر
portraits تصویر کردن
turtle تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود
turtles تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود
likeness تصویر
likenesses تصویر
degradation کیفیت پایین سیگنال یا تصویر
image تصویر
image تصویر الکتریکی
image تصویر ذهنی
image [دو جدول تصویر که وسایل و فرآیندهای ورودی و خروجی را کنترل میکند.]
image توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش
image [سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر]
image [تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
image [تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
image [برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر]
image تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
image فشرده سایز داده یک تصویر
image [فضایی در حافظه که برای ایجاد تصویر پیش از ارسال به صفحه نمایش به کار می رود.]
image کپی از طرح یا تصویر اصلی
images تصویر
images تصویر الکتریکی
images تصویر ذهنی
images نقش کردن تصویر کردن نشان دادن تصویر
images دو جدول تصویر که وسایل و فرآیندهای ورودی و خروجی را کنترل میکند
images توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش
images سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر
images تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
Other Matches
crop کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
cropped کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
crops کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
tweening محاسبه تصاویر میانی که از تصویر ابتدایی شروع تا تصویر دیگر برسد
picture آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictures آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictured آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picturing آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
videoed متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
acrobats که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
acrobat که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
video متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videos متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videoing متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
flickers تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
spherization جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
lossless compression روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
autos الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refresh بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
auto الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refreshed بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
persistence مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
hypertext روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
pen drawing تصویر خطی تصویر مدادی
tracings تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracing تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
orthographic تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
raster scan ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
image dissector tube لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
image formation تولید تصویر تصویر
scans درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scan درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scanned درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
projections تصویر
projection تصویر
portrayals تصویر
icon تصویر
skew تصویر کج
afterimage رد تصویر
picture تصویر
vignettes تصویر
vignette تصویر
skews تصویر کج
skewing تصویر کج
pictures تصویر
pictured تصویر
portrayal تصویر
picturing تصویر
scenography تصویر
grating در تصویر
illustrations تصویر
delineation تصویر
illustration تصویر
gratings در تصویر
imagery تصویر
icons تصویر
ikons تصویر
image line خط تصویر
image distortion اعوجاج تصویر
formed تصویر وجه
form تصویر وجه
macrograph خط و تصویر درشت
image intensification تقویت تصویر
effigy تصویر برجسته
image potential پتانسیل تصویر
image plate الکترود تصویر
effigies تصویر برجسته
image plane سطح تصویر
image distance عرض تصویر
image of interference تصویر انترفرنس
image line هدایت تصویر
image ray شعاع تصویر
image inversion برگردانی تصویر
image distortion شکستگی تصویر
image impedance امپدانس تصویر
image frequency فرکانس تصویر
image field میدان تصویر
image field حوزه تصویر
image element نقطه تصویر
mental image تصویر ذهنی
mirror images تصویر قرینه
image point نقطه تصویر
hues تصویر فاهر
mirror images تصویر ایینهای
mirror image تصویر آیینه ای
mirror image تصویر قرینه
image drift رانش تصویر
illustrations تصویر عکس
image speard انتشار تصویر
memory image تصویر یاد
image formation تصویر سازی
memory afterimage رد تصویر یاد
image focal point کانون تصویر
forms تصویر وجه
newman projection تصویر نیومن
icons پیکر تصویر
image reversal واژگونی تصویر
image retention ضبط تصویر
image response پاسخ تصویر
image test ازمایش تصویر
image resolution تجزیه تصویر
hue تصویر فاهر
holograms تصویر سه بعدی
image detail جزء تصویر
image registration ترام تصویر
image speard گسترش تصویر
image reversal نقض تصویر
image reversal برگشت تصویر
hologram تصویر سه بعدی
image side جهت تصویر
ikons پیکر تصویر
image source منبع تصویر
icon پیکر تصویر
image space فضای تصویر
image sharpness ترام تصویر
image shift جابجایی تصویر
image scale مقیاس تصویر
image test تست تصویر
image transformation تبدیل تصویر
snapshots تصویر لحظهای
image processing پردازش تصویر
inverse video تصویر وارون
portraiture تصویر کردن
portray تصویر کشیدن
portrayed تصویر کشیدن
image deflection انحراف تصویر
portrays تصویر کشیدن
image coordinates مختصات تصویر
snapshot تصویر لحظهای
image quality کیفیت تصویر
tearing پارگی تصویر
image transmission انتقال تصویر
image shape کادر تصویر
imageless thought تفکر بی تصویر
image ray پرتو تصویر
image ratio نسبت تصویر
reverse image تصویر وارونه
intermediate image تصویر میانی
image processing تصویر پردازی
noisy picture تصویر همهمهای
aspect ratio نسبت تصویر
folded picture تصویر تا خورده
false stereo تصویر خیالی
fair drawing تصویر مناسب
ephod بت یا تصویر صنم
image تصویر کردن
element area سازه تصویر
double تصویر قرینه
affigy تصویر برجسته
eidolon تصویر خیالی
ghost signal تصویر دوگانه
virtual image تصویر مجازی
portraying تصویر کشیدن
tablature تصویر نقاشی
tear out پارگی تصویر
anaglyph تصویر ژرفانما
video generator مولد تصویر
viewing screen صفحه تصویر
sharp image تصویر واضح
sharp picture تصویر واضح
composite video تصویر ترکیبی
direct video storage tube نگاهدارنده تصویر
display image نمای تصویر
documentary photography تصویر روشن
clear picture تصویر واضح
sharp picture تصویر شفاف
clear picture تصویر شفاف
body image تصویر بدن
double image تصویر مضاعف
card image تصویر کارت
image formation تصویر سازی
oblique projection تصویر مورب
image cintraction شکستگی تصویر
picture tube لامپ تصویر
picture writing تصویر نگاری
image cintraction انقباض تصویر
image converter مبدل تصویر
pix تصویر یا تصویرها
pixel سلول تصویر
image changer مبدل تصویر
image carrier حامل تصویر
projection of a point تصویر نقطه
projection tube لامپ تصویر
screen صفحه تصویر
picture signal سیگنال تصویر
picture signal علامت تصویر
oblique projection تصویر مایل
pencil drawing تصویر مدادی
projections افکنش تصویر
perspective projection تصویر پرسپکتیوی
projection افکنش تصویر
image control کنترل تصویر
picture element سازه تصویر
image contrast کنتراست تصویر
picture element عنصر تصویر
picture frequency بسامد تصویر
picture frequency فرکانس تصویر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com