Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
white elephant
<idiom>
ثروت یا مالکیت بیفایده
Other Matches
prior possession
تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر انکه خلاف ان ثابت شود
denationalization
تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
joint ownership
اشتراک در مالکیت مالکیت مشاع
his right of ownership lapsed
حق مالکیت از او سلب شد حق مالکیت او ساقط شد
silver spoon
ثروت موروثی دارای ثروت موروثی ثروتمند
go around in circles
<idiom>
بیفایده
inutile
بیفایده
vain
بیفایده
ineffetual
بیفایده
insalutary
بیفایده
of no a
بیفایده
ineffective
بیفایده
ineffectual
بیفایده
inefficiently
با نداشتن قابلیت بیفایده
to run one's head aginst a w
کوشش بیفایده کردن
wear out
<idiom>
پوشیدن چیزی تا کاملا بیفایده شود
do a job on
<idiom>
بیفایده وزشت نشان دادن چیزی
separation of ownership and control
جدائی مالکیت از کنترل جدائی مالکیت از مدیریت
wealth
ثروت
riches
ثروت
moneybags
ثروت
warison
ثروت
fortunes
ثروت
fortune
ثروت
weals
ثروت دارایی
weal
ثروت دارایی
wealth of nations
ثروت ملل
wealth creation
ایجاد ثروت
treasuring
ثروت جواهر
treasures
ثروت جواهر
political economy
علم ثروت
commonwealth
ثروت عمومی
treasured
ثروت جواهر
commonwealths
ثروت عمومی
treasure
ثروت جواهر
bonanza
ثروت باداورده
bonanzas
ثروت باداورده
net wealth
ثروت خالص
national wealth
ثروت ملی
plutology
ثروت شناسی
mammonism
ثروت پرستی
mammon
ممونا ثروت
plutonomy
علم ثروت
wealth effect
اثر ثروت
economic wealth
ثروت اقتصادی
wealth distribution
توزیع ثروت
distribution of wealth
توزیع ثروت
dismal science
علم ثروت
social wealth
ثروت اجتماعی
possession
ثروت ید تسلط
purse proud
مغرور از ثروت
windfalls
ثروت باداورده
windfall
ثروت باداورده
plutolatry
ثروت پرستی
fortune
دارایی ثروت
money
مسکوک ثروت
worth
سزاوار ثروت
wealth tax
مالیات بر ثروت
affluence
فراوانی ثروت
riches
ثروت زیاد
fortunes
دارایی ثروت
he is possessed of wealth
او دارای ثروت است
wealth saving relationship
رابطه ثروت و پس انداز
mammonite
ثروت دوست زرپرست
political economist
متخصص علم ثروت
to grow rich
ثروت بهم زدن
man made wealth
ثروت ساخت بشر
patrimonies
ثروت موروثی میراث
patrimony
ثروت موروثی میراث
redistribution of wealth
توزیع دوباره ثروت
productive
فراور مولد ثروت
golds
ثروت رنگ زرد طلایی
gold
ثروت رنگ زرد طلایی
social security wealth
ثروت ناشی از نظام تامین اجتماعی
He left a large fortuue.
ثروت هنگفتی را به ارث (باقی )گذاشت
It is immaterial how rich he may be .
مهم نیست چقدر ثروت داشته با شد
socialist
سوسیالیست طرفدار توزیع وتعدیل ثروت
socialists
سوسیالیست طرفدار توزیع وتعدیل ثروت
he aims at riches
مقصودش مال اندوزی است میزندبرای ثروت
To squander tyhe national wealth.
ثروت ملی را آتش زدن (برباد دادن )
right of ownership
حق مالکیت
ownership
مالکیت
propritorship
مالکیت
proprietorship
مالکیت
ownership right
حق مالکیت
acquisition
مالکیت
acquisitions
مالکیت
proprietorial right
حق مالکیت
dominion
حق مالکیت
possession
مالکیت
dominium
مالکیت
support
حق مالکیت
ownership
حق مالکیت
possessory title
عنوان مالکیت
title deed
سند مالکیت
title of territory
مالکیت اقلیم
slaveholding
مالکیت برده
title deeds
سند مالکیت
possessory right
حق تصرف یا مالکیت
title deed
قباله مالکیت
possessory action
دعوی مالکیت
personal ownership
مالکیت شخصی
gen
حالت مالکیت
villeinage
مالکیت رعیت
get hold of (something)
<idiom>
به مالکیت رسیدن
public domain
مالکیت دولتی
public ownership
مالکیت دولتی
possessory title
سمت مالکیت
praivate ownership
مالکیت خصوصی
public ownership
مالکیت دولتی
qualified property
مالکیت محدود
reconversion
اعاده مالکیت
seisin
مالکیت اراضی
retention of title
حفظ مالکیت
retention of title
ضبط مالکیت
public ownership
مالکیت عمومی
special property
مالکیت خاص
title deed
اسناد مالکیت
state ownership
مالکیت دولتی
private ownership
مالکیت خصوصی
private property
مالکیت خصوصی
property rights
حقوق مالکیت
state enterprise
مالکیت دولتی
root of title
منشاء مالکیت
document of title
سند مالکیت
accession
شرکت در مالکیت
individual ownership
مالکیت فردی
confusion
مالکیت ما فی الذمه
alienation
انتقال مالکیت
ascription
تصدیق مالکیت
expropriation
سلب مالکیت
asset ownership
مالکیت دارائی
dispossession
سلب مالکیت
estate in common
مالکیت مشاع
collective ownership
مالکیت جمعی
collective ownership
مالکیت مشاع
documents of title
سند مالکیت
joint ownership
مالکیت مشترک
joint ownership
مالکیت مشاع
ownership and management
مالکیت و مدیریت
condominiums
مالکیت مشترک
condominium
مالکیت مشترک
titles
مستند مالکیت
joint ownership
مالکیت اشتراکی
title
مستند مالکیت
literary property
حق مالکیت ادبی
muniment of title
دلیل مالکیت
physiocracy
حکومت بخکم عوامل طبیعی عقیده باینکه زمین یگانه سرچشمه ثروت است
physiocrat
کسیکه معتقداست که زمین یگانه سرچشمه ثروت است وحکومت بایدتابع طبیعت باشد
capital levy
مالیات بر سرمایه افرادحقیقی قسمتی از ثروت کشورکه جبرا" توسط دولت اخذ میشود
collectivity
مالکیت اشتراکی جمع
share certificate
گواهی مالکیت سهام
repossess
مالکیت مجدد یافتن
expropriates
سلب مالکیت کردن از
expropriating
سلب مالکیت کردن از
replevin
دعوی اعاده مالکیت
title-holders
صاحب سند مالکیت
title-holder
صاحب سند مالکیت
expropriated
سلب مالکیت کردن از
expropriate
سلب مالکیت کردن از
repossessing
مالکیت مجدد یافتن
title of territory
مالکیت قلمرو کشور
repossessed
مالکیت مجدد یافتن
beneficial ownership
مالکیت به نسبت منافع
entitled to owver ship
دارای حق مالکیت است
possessory action
دعوی اعاده مالکیت
possession by title of ownership
تصرف به عنوان مالکیت
passing the ownership
مالکیت مافی الذمه
prescriptive right
حق مالکیت از طریق مرورزمان
prescriptive right or title
حق مالکیت از راه مرورزمان
mere right
حق مالکیت بدون تصرف
estate in common
اشتراک در مالکیت زمین
physiocrats
اقتصاددانان فرانسوی قرن هیجده که معتقد بودند زمین و طبیعت یگانه منبع ثروت است
to put in possession
مالکیت دادن متصدی کردن
freehold
مالکیت مطلق ملک موروثی
disowns
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disowned
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
tenancy
مدت اجاره مالکیت موقت
disown
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
put in a claim for something
مدعی مالکیت چیزی شدن
petitory
مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
disorintate
مالکیت چیزی راانکار کردن
socialism
مالکیت اجتماعی ابزار تولید
tenancies
مدت اجاره مالکیت موقت
disowning
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
p is nine points of the law
تصرف شرط عمده مالکیت است
hold down
برای اثبات مالکیت در تصرف داشتن
hold down
نصرف به عنوان مالکیت تصرف مالکانه
titleholder
صاحب سند مالکیت دارای عنوان
freeboard
حق ادعای مالکیت درمورد زمینهای خالصه
shared
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
share
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
Here are my car registration papers.
بفرمائید این مدارک مالکیت اتومبیل من است.
shares
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
estate in fee
مالکیت مطلق و غیر شرطی نسبت به زمین
dock warrant
سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
eminent domain
مالکیت مطلق دولت یا پادشاه یا رئیس مملکت
alienability
قابلیت نقل وانتقال مالکیت بیگانه سازی
chose in action
حق مالکیت نسبت به اموالی که در تصرف فرد نیست
severalty
مالکیت انفرادی منافع زمین اجاره داری انحصاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com