English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
transposition جابه جا سازی
Search result with all words
dump جابه جایی داده از یک وسیله یافضای ذخیره سازی به چاپگر
Other Matches
shifts جابه جایی
transposition جابه جایی
shifted جابه جایی
displacement جابه جایی
shift جابه جایی
translocation جابه جایی
locomotion جابه جایی حرکتی
locomotor behavior رفتار جابه جایی
referred sensation احساس جابه جا شده
referred pain درد جابه جا شده
synaesthesia جابه جایی حسی
displacement of affect جابه جایی عاطفه
transposition of affect جابه جایی عاطفه
drive displacement جابه جایی سائق
synesthesia جابه جایی حسی
undercutting of commutator تراشیدن جابه جاگر
exchanged جابه جایی داده بین دو محل
exchanges جابه جایی داده بین دو محل
exchanging جابه جایی داده بین دو محل
exchange جابه جایی داده بین دو محل
rug delivery [جابه جایی و حمل فرش به محل خرید یا فروش]
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
retortion کج سازی
individualize تک سازی
idolization بت سازی
individualising تک سازی
individualises تک سازی
individualised تک سازی
padding له سازی
bridge building پل سازی
individualizes تک سازی
individualizing تک سازی
flection خم سازی
local anasthesia سر سازی
individualization تک سازی
stylization مد سازی
flooring کف سازی
individuation تک سازی
retortion خم سازی
bridgework پل سازی
deflexion خم سازی
pavements کف سازی
pavement کف سازی
compaction تو پر سازی
individualized تک سازی
truncation بی سر سازی
repk lection پر سازی
neutralization خنثی سازی
humanization مردمی سازی
enrichment غنی سازی
fading محو سازی
exclusion محروم سازی
substructure زیر سازی
latticing شبکه سازی
neutralization بی اثر سازی
pacification ارام سازی
insulate عایق سازی
insulates عایق سازی
substructures زیر سازی
insulating عایق سازی
lapidification سنگ سازی
miniaturization کوچک سازی
machine building ماشین سازی
machicolation مزغل سازی
illumination روشن سازی
secretion پنهان سازی
liquefaction ابگونه سازی
synchronizing همزمان سازی
integration مجتمع سازی
nationalization ملی سازی
cooling خنک سازی
levigation نرم سازی
metabolic سوخت و سازی
industrialization صنعتی سازی
magnifcation بزرگ سازی
brewing ابجو سازی
doping ناخالص سازی
infuriation خشمگین سازی
strangling خفه سازی
bedding کف سازی بسترسازی
beautification زیبا سازی
bookbinding کتاب سازی
inflexion خم سازی خمیدگی
inebriation مست سازی
individuation جدا سازی
fitting جفت سازی
histogenesis بافت سازی
refreshment تازه سازی
impregnation ابستن سازی
incavation پوک سازی
inceration موم سازی
inculcation جایگیر سازی
individualization منفرد سازی
individualization فرد سازی
inspissation غلیظ سازی
intensification پر قوت سازی
lapidation سنگسار سازی
seduction گمراه سازی
equating هم ارز سازی
landscape painting منظره سازی
lancination پاره سازی
lancination مجروح سازی
lamponery هجونامه سازی
irreticence فاش سازی
wearisomeness کسل سازی
irksomeness کسل سازی
invalidation باطل سازی
inurement معتاد سازی
reclamation اباد سازی
bedding ثابت سازی
bedding محکم سازی
formulation قاعده سازی
refreshments تازه سازی
malting مالت سازی
relocation جابجا سازی
forgery صورت سازی
forgery سند سازی
forgeries صورت سازی
forgeries سند سازی
optimize بهینه سازی
solutions چاره سازی
oblieration پاک سازی
obliteration پاک سازی
obscuration تیره سازی
decryption اشکار سازی
reductions ساده سازی
reduction ساده سازی
roofing سقف سازی
implementation پیاده سازی
optimization بهینه سازی
solution چاره سازی
stripping برهنه سازی
optometry عینک سازی
paneling قاب سازی
panification نان سازی
paralysation فلج سازی
paralyzation فلج سازی
pattern making نمونه سازی
pattern making مدل سازی
pedogenesis جلگه سازی
peneplanation دشت سازی
perpetuation جاودان سازی
vaporization بخار سازی
extinction خاموش سازی
panel work تنکه سازی
ostosis استخوان سازی
curtailment کوتاه سازی
overconditioning پرشرطی سازی
mutilation معیوب سازی
separating جدا سازی
abbreviations کوته سازی
abbreviation کوته سازی
replacements جانشین سازی
replacement جانشین سازی
paling نرده سازی
optimality بهینه سازی
milling ارد سازی
packing فشرده سازی
microminiaturization ریز سازی
microsoft بهنگام سازی
minimalization کمینه سازی
wording عبارت سازی
minimization کمینه سازی
miseenscene صحنه سازی
modeller قالب سازی
mortar mixing ملات سازی
oscillations نوسان سازی
displacement جانشین سازی
depletion تهی سازی
assimilation همگون سازی
assimilation درون سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com