Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
causeway
جاده ایکه از کف زمین بلندتراست
causeways
جاده ایکه از کف زمین بلندتراست
Other Matches
elevate railway
راه اهنی که روی پایه کارگذاشته اندواز تراز جاده بلندتراست
going
وضع جاده زمین جاده
roadway
وسط خیابان زمین جاده
roadways
وسط خیابان زمین جاده
divided highway
[American E]
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpass
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpasses
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic
جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
road screen
پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
merging traffic
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
service road
جاده کناری جاده سرویس
wrongshipped
محموله ایکه اشتباها" ارسال شده
apertures
اندازه دهانه ایکه از ان نور عبورکند
aperture
اندازه دهانه ایکه از ان نور عبورکند
rock garden
باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock gardens
باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
By an inconceivable trick( trickery) .
با حقه ایکه عقل جن هم به آن نمی رسد
blanket policy
بیمه نامه ایکه همه اقلام را در برمیگیرد
penstock
لوله ایکه اب تحت فشار را به توربین میرساند
discount house
موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
topographic map
نقشه ایکه دارای خطوط ارتفاعی باشد
keloid
برامدگی ایکه درمحل التیام زخم پدید می اید
halucinogenic
مواد مخدره ایکه ایجاد اوهام وهذیان میکند
track clearer
جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
road distance
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
delays
وسیله ایکه برای سیگنالی طول می کشد تا ارسال شود
jet diffusion basin
حوضچه ایکه در اثر پخش فورانی انرژی را کاهش میدهد
delay
وسیله ایکه برای سیگنالی طول می کشد تا ارسال شود
jaywalkers
پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
delaying
وسیله ایکه برای سیگنالی طول می کشد تا ارسال شود
compressor
برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
compressors
برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
jaywalker
پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
acronyms
کلمه ایکه از حرف اول کلمات دیگری ترکیب شده باشد
enclave
ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
enclaves
ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
dichogamic
دارای عناصر نر وماده ایکه در مواقع متفاوت اماده باروری می شوند
observation pipe
لوله ایکه جهت تعیین سطح اب زیرزمینی درزمین حفر گردد
splint
نوار یا تراشه ایکه برای بستن استخوان شکسته بکار میرود
dichogamous
دارای عناصر نروماده ایکه درمواقع متفاوت اماده باروری می شوند
anti knock
ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
clinched
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
point set curve
منحنی ایکه توسط یک سری ازپاره خطهای ترسیم شده میان نقاط تعریف میشود
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
musub duchi
موسوب داچی ایستادن بگونه ایکه پاشنه پاها به هم چسبیده و پنجه ها به اندازه 54 درجه زاویه داشته باشند
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
polarity
بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
polarities
بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
optimum schedule
مطلوبترین برنامه اجرائی برنامه ایکه مخارج پروژه رابه حداقل می رساند
sight bill
حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
polymorph
عضو یا موجود چند شکلی موجود زنده ایکه چندین مرحله تغییر ودگردیسی داشته باشد
anti blush tinner
ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
spreadsheets
1-برنامه ایکه امکان اجرای محاسبات روی چندین ستون اعداد را برقرار کند. 2-چاپ محاسبات روی مقادیر عظیم کامپیوتر
spreadsheet
1-برنامه ایکه امکان اجرای محاسبات روی چندین ستون اعداد را برقرار کند. 2-چاپ محاسبات روی مقادیر عظیم کامپیوتر
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
hard core
پی جاده
roads
جاده
invious
بی جاده
pad
جاده
road
جاده
way
جاده
road block
سد جاده
paths
جاده
road blocks
سد جاده
path
جاده
blocking
سد جاده
pathways
جاده
pathway
جاده
pads
جاده
rut
رد جاده
ruts
رد جاده
causeways
جاده
track
جاده
causeway
جاده
tracked
جاده
tracks
جاده
roadway
جاده
roadbed
کف جاده
lines
جاده
roadless
بی جاده
roadable
جاده رو
routes
جاده
roadability
جاده رو
roadways
جاده
road bed
کف جاده
turnpike
جاده
turnpikes
جاده
line
جاده
route
جاده
roadsides
کنار جاده
causeway
جاده سنگفرش
berm
لبه جاده
roadside
کنار جاده
diverticulum
جاده فرعی
lateral route
جاده عرضی
roadhog
خوک جاده
tracks
خط اهن جاده
roadhogs
خوک جاده
tracked
خط اهن جاده
spurs
جاده انشعابی
commercial vehicle
وسیلهحملکالاومسافردر جاده
paths
جاده مال رو
axial road
جاده طولی
road construction
جاده سازی
street
خیابانی جاده
road building
جاده سازی
asphalt paving
جاده سازی
double flow route
جاده دوطرفه
access road
جاده دسترسی
drive way
جاده خیابان
to beat a path
کوبیدن یک جاده
molecular attracticm
جاده ذرات
To make roads .
جاده کشیدن
path
جاده مال رو
frontage road
جاده کناری
double flow route
جاده دو خطه
bypath
جاده فرعی
backway
جاده پرت
backway
جاده فرعی
streets
خیابانی جاده
bypath
جاده پرت
superhighway
جاده وسیع
hard core
زیرسازی جاده
wayside
کنار جاده
byroad
جاده فرعی
by way
جاده پرت
high road
جاده عمده
wayless
بدون جاده
road ditch
خندق جاده
main roads
جاده اصلی
superhighways
جاده وسیع
galaxies
جاده شیری
concrete pavement
جاده بتنی
spur
جاده انشعابی
galaxy
جاده شیری
collective goods
مانند جاده
clearing iron
جاده پاک کن
chip spreader
جاده صاف کن
main road
جاده اصلی
bridle paths
جاده اسب رو
by the side of the road
در کنار جاده
cross country
خارج از جاده
jacob's ladder
جاده شیری
sea lane
جاده دریایی
sea lanes
جاده دریایی
trackless
بی جاده بی ریل
cross road
تقاطع جاده
cross trail
جاده عرضی
spurring
جاده انشعابی
by path
جاده فرعی
sidetracked
جاده فرعی
bridle path
جاده اسب رو
street traffic
ترافیک
[جاده]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com