Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (15 milliseconds)
English
Persian
steamroller
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollered
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollering
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollers
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
Other Matches
hydroelectric
وابسته به تولید نیروی برق بوسیله اب یا بخار
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
steamy
دارای بخار مه الود
steamier
دارای بخار مه الود
steamiest
دارای بخار مه الود
Tarmac
جاده اسفالته دارای سنگفرش
tarmacadam
جاده اسفالته دارای سنگفرش
progenitive
دارای نیروی تولید
youthful
دارای نیروی شباب
magnetic
دارای نیروی مغناطیسی
self energizing
دارای نیروی خود کار
isodynamic
دارای نیروی مغناطیسی مساوی
equicaloric
دارای کالری و نیروی مساوی
isomagnetic
دارای نیروی مغناطیسی متساوی
dynamoelectric
دارای نیروی محرکه برقی
grade separation
تقاطع شاهراه یا راه اهن که در ان دو جاده دارای اختلاف سطح از یکدیگر هستند
precipitation of moisture
انقباض و فرود امدن بخار تراکم بخار
divided highway
[American E]
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpasses
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpass
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic
جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
road screen
پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
merging traffic
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
going
وضع جاده زمین جاده
service road
جاده کناری جاده سرویس
reenforceŠetc
نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
blue water school
انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
magneto electricity
نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
juggernauts
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
torque
نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
juggernaut
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
e.m.f
force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
expeditionary
نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
air force personnel with the army
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
electromotive force
نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
track clearer
جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
road distance
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
threat force
نیروی دشمن نیروی مخالف
attack force
نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
buoyancy
نیروی بالابر نیروی شناوری
steam irons
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
self propulsion
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
counter force
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
allocated manpower
نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
fuming
بخار
fumes
بخار
halitus
بخار
vapour
بخار
gases
بخار
vaporer
بخار زا
vaporific
بخار زا
vaporific
بخار شو
gassed
بخار
fumed
بخار
aqueous vapor
بخار اب
brume
بخار
vapour
بخار اب
gasses
بخار
vapo
بخار
vapor
بخار
fume
بخار
gas
بخار
haze
بخار
miasmas
بخار بد بو
steaming
بخار اب
steaming
بخار
miasma
بخار بد بو
reeking
بخار
reek
بخار
reeked
بخار
steams
بخار اب
steams
بخار
steam
بخار
water vapor
بخار اب
reeks
بخار
steam
بخار اب
steamed
بخار اب
steamed
بخار
reeking
بخار دهان
reeked
بخار دهان
vaporize
بخار شدن
vaporising
بخار شدن
vaporises
بخار شدن
gas tank
بخار بنزین
vaporised
بخار شدن
reeks
بخار دهان
steamiest
شبیه بخار
pet cock
شیر بخار
furnace dust
بخار کوره
gasiform
بخار مانند
vaporization
بخار سازی
HP
اسب بخار
boilers
مولد بخار
gland steam
بخار دورزبانه
fumatorium
اطاق بخار
volatilize
بخار شدن
turbines
توربین بخار
bucket of steam
سطل بخار
turbine
توربین بخار
reek
بخار دهان
vaporization
تبدیل به بخار
vaporized
بخار شدن
steamer
کشتی بخار
boilers
دیگ بخار
boiler
مولد بخار
boiler
دیگ بخار
steamy
پر حرارت پر بخار
steamy
شبیه بخار
steamiest
پر حرارت پر بخار
steamier
پر حرارت پر بخار
vaporous
بخار دار
vaporizable
بخار شدنی
vaporing
بخار دادن
steamer
ماشین بخار
steamers
کشتی بخار
steamers
ماشین بخار
vaporer
بخار دار
vapour bath
حمام بخار
vaporarium
حمام بخار
vaporable
بخار شدنی
vapor trail
لولههای بخار
vaporizer
بخار کننده
vaporizer
مولدهای بخار
steamier
شبیه بخار
fuming
دود بخار
flue
لوله بخار
vapory
بخار الود
horsepower
اسب بخار
vapor pressure
فشار بخار
vapour pressure
فشار بخار اب
cheval vapor
اسب بخار
saturated body
بخار مشبع
pulsimeter
تلمبه بخار
vaporizing
بخار شدن
flue boiler
دیگ بخار
pulsometer
تلمبه بخار
vaporizes
بخار شدن
flues
لوله بخار
hooter
سوت بخار
vaporous
مانند بخار
fuming
بخار شدن
vapory
بخار وار
fumes
دود بخار
fumes
بخار شدن
vapory
بخار مانند
fumed
دود بخار
fumed
بخار شدن
exhaust steam
بخار خروجی
fume
دود بخار
fume
بخار شدن
vapory
شبیه بخار
hooters
سوت بخار
flue dust
بخار گاز
steam gauge
بخار سنج
steams
بخار کردن
stream turbine
توربین بخار
Turkish baths
گرمابه بخار
steamship
کشتی بخار
steaming
بخار کردن
atmology
علم بخار اب
Turkish bath
گرمابه بخار
steam ship
کشتی بخار
live steam
بخار زنده
steam gas
بخار دواتشه
steam engine
ماشین بخار
steam bath
حمام بخار
steam distillation
تقطیر با بخار اب
steam boiler
دیگ بخار
vaporimeter
بخار سنج
steam generator
دیگ بخار
steam hammer
چکش بخار
steam stripping
تقطیر با بخار اب
steam engine
موتور بخار
steam boat
کشتی بخار
steam boat
کرجی بخار
steam fog
مه حاصل از بخار اب
horse power
اسب بخار
superheated steam
بخار داغ
steam
بخار کردن
colic
بخار یاگازمعده
steamed
بخار کردن
steamboat
کشتی بخار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com