English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
provincial road جاده محلی
Search result with all words
tote road جاده مخصوص حمل لوازم وذخایر به محلی
Other Matches
blit در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر
bitblt در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر
divided highway [American E] شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpasses مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpass مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
road screen پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
local procurement تدارک محلی فراورده محلی
localism ایین محلی علاقه محلی
service road جاده کناری جاده سرویس
going وضع جاده زمین جاده
local posts پستهای استراق سمع محلی پستهای دیده ور محلی
road distance مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
track clearer جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
sympatry هم محلی
parochial محلی
autochthonous محلی
local <adj.> محلی
regional <adj.> محلی
vernacular محلی
autochthon محلی
domestic محلی
regionally محلی
native محلی
regional محلی
locals محلی
topical محلی
local محلی
natives محلی
local line خط محلی
occupation crossing پل محلی
vernaculars محلی
residential محلی
localism اصطلاح محلی
local investigation تحقیق محلی
domestic economy اقتصاد محلی
homebrew بازیگر محلی
homebred بازیگر محلی
local vertical قائم محلی
dialects زبان محلی
dialect زبان محلی
provincialism محلی اندیشی
local variable متغیر محلی
off از محلی بخارج
kangoroo court دادگاه محلی
indigenous industries صنایع محلی
costumes لباس محلی
localized محلی - محصوربهیکمحل
territorial محلی منطقهای
regional purchase خرید محلی
local time زمان محلی
costume لباس محلی
provincial ولایتی محلی
brogues لهجه محلی
ordinances مقررات محلی
ordinance مقررات محلی
sepoy پاسبان محلی
civil time ساعت محلی
local time وقت محلی
patter لهجه محلی
pattered لهجه محلی
pattering لهجه محلی
patters لهجه محلی
parish council شورای محلی
brogue لهجه محلی
legman خبرنگار محلی
local terminal پایانه محلی
local paper روزنامه محلی
local security تامین محلی
local road راه محلی
local purchase خرید محلی
local procurement خرید محلی
local file فایل محلی
local store ذخیره محلی
local center مرکز محلی
local circuit مدار محلی
local currency پول محلی
local echo پژواک محلی
local government حاکم محلی
local government حکومت محلی
local group گروه محلی
local terminal ترمینال محلی
local authority انجمن محلی
place در محلی گذاردن
local storage انباره محلی
local loop حلقه محلی
local mode باب محلی
local national سکنه محلی
local area network شبکه محلی
places در محلی گذاردن
placing در محلی گذاردن
local enquiry بازجویی محلی
local intelligence هوش محلی
local norm هنجار محلی
local network شبکه محلی
line جاده
roadways جاده
ruts رد جاده
rut رد جاده
roadway جاده
turnpike جاده
turnpikes جاده
tracked جاده
routes جاده
route جاده
lines جاده
pad جاده
pads جاده
road blocks سد جاده
track جاده
road block سد جاده
road bed کف جاده
blocking سد جاده
roadbed کف جاده
roadable جاده رو
causeways جاده
causeway جاده
path جاده
paths جاده
hard core پی جاده
roadless بی جاده
road جاده
way جاده
roadability جاده رو
invious بی جاده
pathways جاده
roads جاده
tracks جاده
pathway جاده
locked up در محلی محصور کردن
local hour angle زاویه ساعتی محلی
overwrite بالای محلی نوشتن
take it out on <idiom> بی محلی به خاطر عصبانیت
local traffic رفت و امد محلی
somewheres یک جایی دریک محلی
decentralizing حکومت محلی دادن
square dance رقص محلی امریکا
overrunning سرتاسر محلی رافراگرفتن
local area network شبکه ناحیه محلی
grass roots اجتماع محلی منشاء
vernacularism استعمال زبان محلی
local authority مرجع صلاحیتدار محلی
references دستیابی به محلی در حافظه
To keep away from a place. از محلی دور شدن
step out از محلی خارج شدن
overwrite نوشته داده در محلی
local group of galaxies کهکشانهای گروه محلی
local subscriber مشترک تلفنی محلی
getup <idiom> لباس محلی پوشیدن
reference دستیابی به محلی در حافظه
overruns سرتاسر محلی رافراگرفتن
decentralizes حکومت محلی دادن
decentralize حکومت محلی دادن
provincialism عقایدوافکار محدود محلی
recorders رئیس دادگاه محلی
overrun سرتاسر محلی رافراگرفتن
recorder رئیس دادگاه محلی
lock up در محلی محصور کردن
local exchange ردوبدل کننده محلی
locals داخلی اخبار محلی
to go on the parish اعانه محلی گرفتن
local داخلی اخبار محلی
emplace در محلی قرار دادن
provincialism گویش یا لهجه محلی
autonomy استقلال محلی محدود
traject از محلی عبور کردن
local warning اعلام خطر محلی
rural district council انجمن محلی زراعی
somewhere یک جایی دریک محلی
decentralising حکومت محلی دادن
district call box جعبه خبر محلی
decentralises حکومت محلی دادن
decentralised حکومت محلی دادن
axial road جاده طولی
raod bed بستر جاده
wayless بدون جاده
trackless بی جاده بی ریل
post road جاده پستی
road construction جاده سازی
road building جاده سازی
asphalt paving جاده سازی
the impediment of a road موانع جاده
the impediment of a road پا گیرهای جاده
uneven road جاده ناهموار
access road جاده دسترسی
the road was impaired جاده خراب شد
third class road جاده درجه سه
to beat a path کوبیدن یک جاده
profile of the road نیمرخ جاده
overhead roadway جاده هوایی
backway جاده فرعی
jacob's ladder جاده شیری
screed شمشه جاده
molecular attracticm جاده ذرات
road clearance تخلیه جاده
road capacity فرفیت جاده
open route جاده باز
operational route جاده عملیاتی
cross trail جاده عرضی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com