Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
English
Persian
excurrent
جاری شونده
Search result with all words
circumfluent
جاری شونده دراطراف
confluent
باهم جاری شونده متلاقی
Other Matches
drivel
اب دهان جاری ساختن از دهن یا بینی جاری شدن دری وری سخن گفتن
customs of the services
مقررات و روشهای جاری قسمتها امور جاری نیروها
self reacting
بطور خودکار متعادل شونده خود بخود تطبیق شونده
precipitate
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitated
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitates
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitating
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
current cost accounting
حسابداری هزینه جاری حسابداری براساس نرخ های جاری
sheds
خون جاری ساختن جاری ساختن
shed
خون جاری ساختن جاری ساختن
shedding
خون جاری ساختن جاری ساختن
running key
[کلید جاری رمز یا دفترچه جاری کلید رمز]
sister in law
جاری
sluicy
جاری
running
جاری
volant
جاری
present-day
جاری
current cell
سل جاری
running water
اب جاری
groovy
جاری
pourer
جاری
interfluous
در هم جاری
going
جاری
gushing
جاری
interfluent
در هم جاری
currents
جاری
actuals
جاری
current
جاری
currently
بطور جاری
circulating asset
دارایی جاری
routines
روش جاری
routines
خط مشی جاری
routinely
روش جاری
routinely
خط مشی جاری
routine
خط مشی جاری
standing
روش جاری
routine
روش جاری
standing order
دستور جاری
disembogue
جاری شدن
electrodynamics
الکترسیته جاری
rules of procedure
روش جاری
competitive price
قیمت جاری
standing orders
دستور جاری
demand deposit
سپرده جاری
present income
درامد جاری
trills
جاری شدن
trilled
جاری شدن
trill
جاری شدن
current
جاری و روان
ooze
جریان جاری
oozed
جریان جاری
oozes
جریان جاری
oozing
جریان جاری
currents
جاری و روان
callendar year
سال جاری
present consumption
مصرف جاری
current accounts
حساب جاری
current account
حساب جاری
checking accounts
حساب جاری
checking account
حساب جاری
perfuse
جاری ساختن
liquid limit
حد جاری شدن
During (in)the current year.
درسال جاری
account cuurent
حساب جاری
current cell indicator
نشانگر سل جاری
yeild point
حد جاری شدن
yeild
جاری شدن
current date
تاریخ جاری
working capacity
سرمایه جاری
current expenditure
هزینه جاری
flow
جاری شدن
current files
پروندههای جاری
The regulations in force .
مقررات جاری
current asset
دارایی جاری
flows
جاری شدن
current budget
بودجه جاری
current assets
دارائیهای جاری
flowed
جاری شدن
bank overdraft
حساب جاری
Blood was running .
خون جاری شد
current income
درامد جاری
current instruction
دستورالعمل جاری
current loop
حلقه جاری
current price
قیمت جاری
yield
جاری شدن
current yield
بازده جاری
current ratio
نسبت جاری
yielded
جاری شدن
yields
جاری شدن
current assets
دارایی جاری
current liabilities
بدهیهای جاری
AC
حساب جاری
current liability
بدهیهای جاری
current liability
بدهی جاری
tidal volume
حجم جاری
current liabilites
بدهیهای جاری
active a ccount
حساب متحرک یا جاری
pour
جاری شدن یا ساختن
balance on current account
مانده حساب جاری
pours
افشاندن جاری شدن
pour
افشاندن جاری شدن
checking accounts
حساب جاری بانکی
circulate
جاری شدن (مثل آب در لوله یا هوا در ساختمان)
poured
افشاندن جاری شدن
poured
جاری شدن یا ساختن
at the current rate of exchange
به نرخ مبادله جاری
current directory
دایرکتوری جاری یا فعلی
checking account
حساب جاری بانکی
current account balance
تراز حساب جاری
bleeds
خون جاری شدن از
instant
مربوط به ماه جاری
current rate of growth
نزخ رشد جاری
outflow
به بیرون جاری شدن
outflows
به بیرون جاری شدن
instants
مربوط به ماه جاری
pours
جاری شدن یا ساختن
pouring
جاری شدن یا ساختن
pouring
افشاندن جاری شدن
at the current rate of exchange
به نرخ جاری ارز
snivels
ازبینی جاری شدن
jetting
مانندفواره جاری کردن
tapping
از شیر اب جاری کردن
blood
خون جاری کردن
flow
جریان جاری کردن
passbook
دفتر حساب جاری
pass book
دفتر حساب جاری
flux
جاری شدن گداختن
flows
جریان جاری کردن
tapped
از شیر اب جاری کردن
jet
مانندفواره جاری کردن
payment on open account
پرداخت در حساب جاری
jetted
مانندفواره جاری کردن
jets
مانندفواره جاری کردن
pronounce the formula of a specified
صیغه جاری کردن
print
پس از اتمام کار جاری
printed
پس از اتمام کار جاری
prints
پس از اتمام کار جاری
pour point
نقطه جاری شدن
flowed
جریان جاری کردن
the th inst
پنجم بماه جاری
standing operating procedures
روش جاری مخابرات
snivel
ازبینی جاری شدن
sniveled
ازبینی جاری شدن
standing operating procedures
روش جاری عملیاتی
sniveling
ازبینی جاری شدن
snivelled
ازبینی جاری شدن
bleed
خون جاری شدن از
snivelling
ازبینی جاری شدن
daily routine
عادت جاری روزانه
tap
از شیر اب جاری کردن
routines
جریان عادی عادت جاری
profluent
جاری بمقدار زیاد ساری
flowed
جاری بودن روان شدن
emanate
جاری شدن تجلی کردن
Applicants flooded in.
سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
routine
جریان عادی عادت جاری
flow
جاری بودن روان شدن
routinely
جریان عادی عادت جاری
emanating
جاری شدن تجلی کردن
newsreels
فیلم اخبار جاری روز
newsreel
فیلم اخبار جاری روز
emanates
جاری شدن تجلی کردن
rules of procedure
قوانین مربوط به روش جاری
hangup
توقف ناگهانی برنامه جاری
winterbourne
رودی که در زمستان جاری میشود
flows
جاری بودن روان شدن
ancestral file
که فرزند فایل جاری است
emanated
جاری شدن تجلی کردن
folding
تا شونده
vimineous
خم شونده
squashy
له شونده
deliquescent
اب شونده
step down
کم شونده
diminishing
کم شونده
currency depreciation race
تجدید نظر در قیمت پول جاری
shape factor
نسبت لنگرپلاستیک به لنگر جاری شدن
conducted
جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
slobbers
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
conducts
جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
conducting
جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
conduct
جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
move to tears
اشک از چشمان کسی جاری شدن
slobbering
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
riffling
اب جاری در قسمت کم عمق رود بر زدن
riffles
اب جاری در قسمت کم عمق رود بر زدن
slobber
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbered
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
riffled
اب جاری در قسمت کم عمق رود بر زدن
age of moon
تعداد روزهای گذشته از ماه جاری
riffle
اب جاری در قسمت کم عمق رود بر زدن
comparand
قیاس شونده
tabescent
لاغر شونده
tensive
وخیم شونده
base ejection
پرتاب شونده از ته
foldaway
کوچک شونده
concretive
سفت شونده
soluble oil
روغن حل شونده
simultaneous with each other
با هم واقع شونده
tilting board
صفحه کج شونده
clastic
جدا شونده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com