English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 174 (4 milliseconds)
English Persian
statistical universe جامعه اماری
Other Matches
european essembly مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهای کشورهایی که در "جامعه نیروی اتمی اروپا" و"جامعه ذغالسنگ و فولاداروپا" و "جامعه اقتصادی اروپا" عضو هستند
socialism جامعه گرایی جامعه داری اقتصادسوسیالیستی
statistic اماری
statistical اماری
statistical analysis تحلیل اماری
chart ترسیم اماری
data دادههای اماری
charted ترسیم اماری
charting ترسیم اماری
charts ترسیم اماری
statistical significance معناداری اماری
statistical methods روشهای اماری
statistical mechanics مکانیک اماری
statistical weight وزن اماری
statistical control کنترل اماری
statistical tests ازمونهای اماری
statistical thermodynamics ترمودینامیک اماری
statistical learning theory نظریه اماری یادگیری
statistical artifact پدیده تصنعی اماری
data fright receipt رسید اماری حمل
data freight receipt رسید اماری حمل
fermi statistics قاعده اماری فرمی
cartogram نقشه اماری جغرافیایی
statistical software نرم افزار اماری
SAS سیستم تجزیه وتحلیل اماری
maxwell boltzmann statistics قاعده اماری ماکسول-بولتسمان
dsm راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
econometrics استفاده از روشهای اماری در بررسی مسائل اقتصادی اقتصاد سنجی
spss Social the for StatisticalPackage Sciences بسته اماری برای علوم اجتماعی
probit واحد قیاس احتمالات اماری بر اساس حداقل انحراف ازمیزان متوسط
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
fosdic دستگاه ورودی که توسط اداره امار بکاربرده میشود تا اطلاعات پرسشنامههای اماری تکمیل شده را به درون کامپیوتربخواند
freiht all kinds رسید اماری حمل انواع هزینه حمل
socio- جامعه
ecological community جامعه
the body politic جامعه
community جامعه
communities جامعه
society جامعه
universe جامعه
polity جامعه
polities جامعه
societies جامعه
nonliterate society جامعه نانویسا
integral calculus حساب جامعه
infinite population جامعه نامحدود
inert society جامعه بیهوده
integral calculvs حساب جامعه
finite population جامعه محدود
eruropean community جامعه اروپایی
underclass بی کلاس [در جامعه]
subclass بی کلاس [در جامعه]
lower class بی کلاس [در جامعه]
A classless society. جامعه بی طبقه
league of nations جامعه ملل
mass society جامعه انبوهیده
stimulus population جامعه محرکها
sociopathy جامعه ستیزی
sociopath جامعه ستیز
sociometry جامعه سنجی
sociogenic جامعه زاد
sociocentrism جامعه- محوری
sociality جامعه جویی
social minded در فکر جامعه
social desirability جامعه پسندی
psychopathy جامعه ستیزی
affluent society جامعه مرفه
primitive society جامعه ابتدایی
preliterate society جامعه نانویسا
peripheral community جامعه پیرامونیperipeteia
moslem league جامعه مسلمانان
throwaway society جامعه مسرف
transitory society جامعه انتقالی
ecclesiastes کتاب جامعه
parameters اماره جامعه
social science جامعه شناسی
parameter اماره جامعه
biocummunity جامعه زندگان
biocenose جامعه زندگان
atomistic society جامعه ذرهای
socialists جامعه گرای
socialist جامعه گرای
antisocial جامعه ستیز
affluent society جامعه مصرفی
sociable جامعه پذیر
socialism جامعه گرایی
sociologist جامعه شناس
affluent society جامعه رفاه
psychopaths جامعه ستیز
biotic communtity جامعه زندگان
psychopath جامعه ستیز
dissocialization جامعه گسلی
society جامعه اجتماع
sociological جامعه شناختی
sociology جامعه شناسی
societies جامعه اجتماع
sociability جامعه پذیری
closed society جامعه بسته
classless society جامعه بی طبقه
affluent society جامعه ثروتمند
the society is like a vortex جامعه مانندگردابی است
sociolinguistics جامعه شناسی زبان
bourgeois عضوطبقه متوسط جامعه
lower class طبقه پایین جامعه
bourgeois <adj.> عضوطبقه متوسط جامعه
Common Market جامعه اقتصادی اروپا
underclass طبقه پایین جامعه
subclass طبقه پایین جامعه
sociological وابسته به جامعه شناسی
pseudopsychopathic جامعه ستیز کاذب
psychopathic personality شخصیت جامعه ستیز
egalitarian society جامعه تساوی طلب
covenant of the league of nations منشور جامعه ملل
phytosociology جامعه شناسی گیاهی
holy office جامعه راهبان ومومنین
public mischief جرم علیه جامعه
sampling population جامعه نمونه گیری
antisocial مخل اجتماع دشمن جامعه
european community competition rules مقررات رقابت در جامعه اروپا
phalanstery جامعه کوچک ومستقل اشتراکی
phalanstery تقسیم جامعه باجزاء کوچک
to live at the expense of society روی دوش جامعه زندگی
blind پوشش مخفی [جامعه شناسی]
cover مخفی گاه [جامعه شناسی]
blind مخفی گاه [جامعه شناسی]
r.m.a. color code علایم رنگی جامعه رادیوسازان
socialite شخص طراز اول جامعه
socialites شخص طراز اول جامعه
sociometry سنجش روابط افراد جامعه
cover پوشش مخفی [جامعه شناسی]
e c s c (european coal & steel commissio جامعه ذغالسنگ و فولاد اروپا
socialists جامعه گرا معتقد به سوسیالیسم
to seed a person to c. کسیرا از جامعه بیرون کردن
socialist جامعه گرا معتقد به سوسیالیسم
to retire in to oneself از جامعه کناره گیری کردن
hero-worshipper ستایش گر ساده لوح [جامعه شناسی]
leagues مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
misanthropist کسیکه از جامعه و از انسان بیزار است
calculus حساب جامعه و فاضله جامع و فاضل
league مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
public good کالایی که تولید ان به نفع جامعه باشد
public mischief جرمی که مضر به حال جامعه باشد
to acclimatize/acclimatise [British E] [به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی]
to acclimatize/acclimatise [British E] yourself [به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی]
to acclimate [American E] to new circumstances [به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی]
to become acclimatized [به اوضاع شخصی جدید] خو گرفتن [جامعه شناسی]
debutant دختری که برای اولین مرتبه در جامعه وارد میشود
acculturate نقل و انتقال دادن فرهنگ یک جامعه به جامعهء دیگر
debut نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
ecosystem بخشی از جامعه و بوم که تشکیل یک واحد فاعله درطبیعت بدهد
ecosystems بخشی از جامعه و بوم که تشکیل یک واحد فاعله درطبیعت بدهد
debuts نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
greenbelt کمربندی از کشتزارها و یاخیابانهای مشجر که یک جامعه راازجامعه دیگری جدامیسازد
canoness زنی که درمیان جامعه مذهبی یادانشکدهای با سایراهل ان زندگی کند
demand factors پیش بینی قیمت کالا در اینده توزیع درامد جامعه
to ask somebody out از کسی پرسیدن که آیا مایل است [با شما] بیرون برود [جامعه شناسی]
Common Market بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
intervener در CL علت وروددعوی ثالث ممکن است نفع شخصی یا لزوم حفظ منافع جامعه باشد
scientific socialism بررسی سوسیالیسم از طریق امار وارقام و شواهد و مدارک و برمبنای اصول اقتصاد و جامعه شناسی
association for computing machinery بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
collectivism اعتقاد به این مسئله که جامعه باید به وسیله مساعی جمعی وهمکاری همه احاد ان اداره شود
unlawful assembly در CL سه نفر یا بیشتر را گویند که به قصد ارتکاب اعمالی که مخل اسایش و امنیت جامعه است گرد هم ایند
common nuisance منظور عملی است که باعث اضرار جامعه به طور کلی شود و تاثیر ان متوجه فرد خاص نباشد
dominion ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است
invisible hand فرد در تعقیب منافع شخصی خود بطورخودکار به حداکثر کردن منافع جامعه کمک میکند
united nations organization سازمان جهانی که در تاریخ 42 اکتبر5491 در واقع به عنوان نتیجه قهری جنگ وکنفرانسهای راجع به ان به وجود امده است و در حقیقت جانشین جامعه ملل میباشد
christenings عالم مسیحیت جامعه مسیحیت
Christendom عالم مسیحیت جامعه مسیحیت
european atomic energy community جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
real will مشرب سیاسی که هر نوع زور وقدرت در هر جنبه را از طرف دولت با این احتجاج که اراده دولت نماینده اراده واقعی افراد جامعه است مشروع می داند
iron law of wage قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
congress party (indian national congress حزب کنگره- کنگره ملی هندبزرگترین حزب سیاسی هندوستان که در اواخر قرن 91 تاسیس شد و در حال حاضر با ارائه یک طرح سوسیالیستی برای جامعه بالاترین تعداد کرسی را درمجمع ملی هند داراست
international labour organization سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com