English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (8 milliseconds)
English Persian
general جامع همگانی
generals جامع همگانی
Other Matches
public آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی
general همگانی
universal همگانی
generable همگانی
generals همگانی
nonquota همگانی
communally همگانی
plenums همگانی
plenum همگانی
public همگانی
wall-to-wall همگانی
communal همگانی
holocausts کشتار همگانی
hecatomb قربانی همگانی
holocaust کشتار همگانی
pissoir ابریزگاه همگانی
pissoir شاشگاه همگانی
mass media رسانههای همگانی
latrine ابریز همگانی
agora همایشگاه همگانی
mass education اموزش همگانی
long house ماوای همگانی
family check کیش همگانی
cross examination بازجویی همگانی
public building بنای همگانی
universal complex عقده همگانی
universal symbol نماد همگانی
universal trait صفت همگانی
semipublic نیمه همگانی
universalization همگانی سازی
public instractions تعلیمات همگانی
public health بهداشت همگانی
public همگانی ملی
utility صنایع همگانی
pogroms ازار وکشتار همگانی
cafeteria messing ناهار خوری همگانی
public domain software نرم افزار همگانی
pogrom ازار وکشتار همگانی
socialized medicine بیمه پزشکی همگانی
public works کارهای ساختمانی همگانی
public traffic رفت و امد همگانی
land sturm نام نویسی همگانی
holocaust اتش سوزی همگانی
public domain software نرم افزارعمومی یا همگانی
holocausts اتش سوزی همگانی
common good خیر عمومی یا صلاح همگانی
indignation meeting مجمع برای افهارتنفریا خشم همگانی
sanitarian کارشناس بهداشتی جانبدار بهداشت همگانی
social security بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
self contained جامع
self inclusive جامع
encyclopedic جامع
precise جامع
aggregative جامع
all around جامع
echaustive جامع
ecumenic جامع
executtive جامع
sweeping جامع
plenaries جامع
plenary جامع
total جامع
totaled جامع
totaling جامع
totalling جامع
totals جامع
exhaustive جامع
comprehensive جامع
master جامع
Catholics جامع
mastered جامع
Catholic جامع
universal جامع
masters جامع
integrated جامع
collective جامع
large جامع
larger جامع
totalled جامع
largest جامع
cathedrals کلیسای جامع
inclusively بطور جامع
thalweg جامع المیاه
to cover much ground جامع بودن
highway شینه جامع
cathedral کلیسای جامع
highways شینه جامع
omnibus bar شمش جامع
pure procedure رویه جامع
turnkey system سیستم جامع
universal product code کد جامع محصول
universal identifier معرف جامع
universal جامع جهانی
polytechnic جامع الفنون
comprehensive plans برنامههای جامع
comprehensive job کار جامع
comprehensive insurance بیمه جامع
spacious جامع گشاد
collective contact کنتاکت جامع
collective antenna انتن جامع
thesaurus فرهنگ جامع
thesauruses فرهنگ جامع
comprehensive school اموزشگاه جامع
generic عام جامع
comprehensive schools اموزشگاه جامع
comprehensively بطور جامع
polytechnics جامع الفنون
stock جامع نسب
fully qualified جامع الشرایط
generically بطور جامع
encyclopaedia فرهنگ جامع
stocked جامع نسب
encyclopaedism علوم واطلاعات جامع
comprehensive insurance policy بیمه نامه جامع
comprehensive program برنامه اجرائی جامع
comprehensive planning برنامه ریزی جامع
blanket policy بیمه نامه جامع
gymnopaedic درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
From A to Z. In every deatail. از سیر تا پیاز (جامع وکامل )
inclusive design طرح جامع و کامل [فراگیر]
sediment function تابع بده مواد جامع
encyclopaedic وابسته به دایره المعارف جامع
polymath جامع علوم معقول ومنقول
oecumenical جامع مشهوردر سراسر جهان
encyclopaedical وابسته به دایره المعارف جامع
polymaths جامع علوم معقول ومنقول
upc code product unversal کد جامع محصول
lateran نام کلیسای جامع رم نامیده میشود
calculus حساب جامعه و فاضله جامع و فاضل
universal transmitter asynchronousreciver فرستنده /گیرنده ناهمزمان جامع
encyclopedist دارای معلومات جامع دایره المعارف نویس
turnkey سیستم کامپیوتر اماده برای یک منظور خاص اصلی جامع
telpak سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
community property اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
bus bar شینه جریان شینه جامع ریل تماس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com