English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
English Persian
to a agarment to the body جامهای را اندازه تن کردن
Other Matches
to put a patch on a garment وصله بر جامهای دوختن جامهای را وصله کردن
to wring جامهای راچلاندن
to piece a garment جامهای را با تیکه بزرگترکردن
filibeg جامهای که کوهستانیهای اسکاتلندمیپوشند
to piece a garment تیکه سر جامهای دادن
surtout رو جامهای بلندمردانه که مانند است به فراک
habiliments جامهای که مخصوص منصب یاموقعی باشد
sealskin جامهای که از پوست خوک ابی بدوزند
swallow tail coat جامهای که پشت ان مانند دم چلچله چاک خورده
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
angle اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
If the cap fit,wear it. <proverb> اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
shoots زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
size به اندازه کردن
sizes به اندازه کردن
gauge=gage اندازه کردن اشل
vary infinitely بی اندازه تغییر کردن
to take measures اندازه گیری کردن
superpurgation بی اندازه ازکار کردن
measure اندازه گیری کردن
gage اندازه گیر اندازه گرفتن
gage اندازه وسیله اندازه گیری
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
burden بار کردن به اندازه فرفیت
margin مشخص کردن اندازه و حاشیه
to set a اندازه گرفتن باطل کردن
burdens بار کردن به اندازه فرفیت
to fit برازاندن [اندازه کردن] جامه
margins مشخص کردن اندازه و حاشیه
stack up جمع کردن اندازه گرفتن
to overexert خود را بیش از اندازه خسته کردن
metre بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
to set measures to anything برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
meters بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
live up to one's income به اندازه درامد خود خرج کردن
meter بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
to fit a dress on somebody جامه ای را برای کسی اندازه کردن
metres بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
quantize با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن
overwind بیش از اندازه کوک کردن زیاد پیچیدن
minimise کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
leave (let) well enough alone <idiom> دل خوش کردن به چیزی که به اندازه کافی خوب است
meter اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
size سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
sizes سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
metre اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metres اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meters اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
halving adjustment تنظیم نیم حبابها به منظورتراز کردن دستگاههای اندازه گیر
batches اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batch اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
gauge اندازه اندازه گیر
gauged اندازه اندازه گیر
gauges اندازه اندازه گیر
bottoming reamer وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
slice ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
reed شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
hecatompet [اندازه صد پا]
immeasurable بی اندازه
measure اندازه
rather تا یک اندازه
immensely بی اندازه
immense بی اندازه
measurer اندازه
bulk اندازه
dealt اندازه
floor length اندازه کف
meter اندازه
immoderately بی اندازه
size اندازه
to size up اندازه
measurement اندازه
gauges اندازه
indefinite بی اندازه
fitted اندازه
equalling : هم اندازه
equalled : هم اندازه
equaling : هم اندازه
equals : هم اندازه
equaled : هم اندازه
inordinately بی اندازه
equal : هم اندازه
quantum اندازه
meters اندازه
extent اندازه
gauge اندازه
tract اندازه
tracts اندازه
sizes اندازه
what چه اندازه
beyond measure بی اندازه
screamingly بی اندازه
measurements اندازه
deal اندازه
gauged اندازه
deals اندازه
attack size اندازه تک
in part <idiom> تا یک اندازه
infintesimal بی اندازه
dimension اندازه
dimensions اندازه
To some extent. Within limits. تا اندازه ای
metres اندازه
how far <adv.> تا چه اندازه ای
gauge=gage اندازه
symmetric هم اندازه
magnitude اندازه
isometrics هم اندازه
to what extent <adv.> تا چه اندازه ای
isometric هم اندازه
degree اندازه
so far forth تا ان اندازه
degrees اندازه
inordinate بی اندازه
what is your size? اندازه
metre اندازه
in what way <adv.> تا چه اندازه ای
isodiametric هم اندازه
soupcon اندازه کم
dimensions اندازه گیری
stand measure اندازه مقر ر
gauged اندازه گیر
as well بهمان اندازه
gauge اندازه گیر
block size اندازه کندهای
speeding اندازه سرعت
spans اندازه گرفتن
block size اندازه بلاک
gauged اندازه تفنگ
nominal size اندازه اسمی
to take the gauge of اندازه گرفتن
diamensionless بدون اندازه
speeds اندازه سرعت
basic size اندازه اولیه
t. far تا این اندازه
gray scale اندازه خاکستری
gauged اندازه گرفتن
to some extent تا اندازه ایی
spanned اندازه گرفتن
spanned پوشش اندازه
span اندازه گرفتن
span پوشش اندازه
dimension اندازه گیری
fittest اندازه بودن
standard gauge اندازه معمولی
standard measure اندازه استاندارد
measurements اندازه گیری
stand measure اندازه قانونی
spans پوشش اندازه
atomic size اندازه اتمی
over size بزرگتر از اندازه
gauge اندازه تفنگ
fitting allowance کاملا" اندازه
infinitesimal بی اندازه خرد
dimensions اندازه گرفتن
size اندازه بعدساختمان
fit size اندازه مناسب
spanning اندازه گرفتن
gauge اندازه گرفتن
spanning پوشش اندازه
illmitable بی اندازه حدناپذیر
same بهمان اندازه
commensurateness اندازه گیری
limiting size اندازه محدود
minimum size اندازه حداقل
linear momentum اندازه حرکت
liner momentum اندازه حرکت
gauger اندازه گیر
admensuration تعیین اندازه
meter اندازه گیر
body size اندازه بدن
caliper اندازه گرفتن
load limit اندازه بار
gauges اندازه گیر
mete :اندازه گرفتن
weight and measures سنگ و اندازه
meters اندازه گیر
in part تایک اندازه
measuring اندازه گیر
imside dimension اندازه داخلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com