English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
morning dress جامهی رسمی صبحگاهی
Other Matches
matinal صبحگاهی
morning watch پاس صبحگاهی
morning twilight فلق صبحگاهی
small hours ساعات عبادت صبحگاهی
sweatshirts جامهی عرقگیر
sweatshirt جامهی ژفگیر
sweatshirt جامهی عرقگیر
spacesuits جامهی کیهانی
spacesuit جامهی کیهانی
sweatshirts جامهی ژفگیر
tattered دارای جامهی مندرس
body stocking جامهی تنگ که به بدن میچسبد و بالاتنه و پاها را تا بالای زانو میپوشاند
body stockings جامهی تنگ که به بدن میچسبد و بالاتنه و پاها را تا بالای زانو میپوشاند
returning گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returned گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returns گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
officious نیمه رسمی شبهه رسمی
officiary مامور رسمی مقام رسمی
reviews بازدید رسمی یاسان رسمی
reviewing بازدید رسمی یاسان رسمی
reviewed بازدید رسمی یاسان رسمی
review بازدید رسمی یاسان رسمی
solemn form در CL تصدیق وصیتنامه یا از طریق رسمی یعنی در دادگاه است یا ازطریق غیر رسمی یا عادی است که توسط دفاتر اسنادرسمی به عمل می اید
exchange devaluation تنزل رسمی قیمت ارز تضعیف رسمی ارز
orthodox رسمی
institutional رسمی
formal رسمی
official رسمی
solemn رسمی
formmal رسمی
missives نامه رسمی
missive نامه رسمی
officiating مقام رسمی
officiates مقام رسمی
officiated مقام رسمی
officious غیر رسمی
insigne نشان رسمی
official عالیرتبه رسمی
careers دوره رسمی
careering دوره رسمی
careered دوره رسمی
career دوره رسمی
official receipt رسید رسمی
pronouncements اعلامیه رسمی
official religion دین رسمی
official موثق و رسمی
unofficial غیر رسمی
prontonotary سردفتراسناد رسمی
official receiver اعتصاب رسمی
talking-to سرزنش رسمی
talking to سرزنش رسمی
mare's tail هپوریس رسمی
intrant ورود رسمی
letter de chancellerie نامه رسمی
legalization شناسایی رسمی
prothonotary سردفتراسناد رسمی
informal غیر رسمی
officialize رسمی کردن
tuxedos لباس رسمی
insigne مدال رسمی
tuxedo لباس رسمی
officiously بطورغیر رسمی
asparagus مارچوبهء رسمی
bank holidays تعطیلات رسمی
public submission مناقصه رسمی
hansard مذاکرات رسمی
official document سند رسمی
official language زبان رسمی
aregular cook اشپز رسمی
official meeting ملاقات رسمی
official meeting اجتماع رسمی
official prices قیمتهای رسمی
protests اعتراض رسمی
official jurnal روزنامه رسمی
noterial document سند رسمی
cognizance اخطار رسمی
official authorities مراجع رسمی
official channels مجاری رسمی
official channels طرق رسمی
official communications ابلاغیه رسمی
official deed سند رسمی
bonspiel مسابقه رسمی
boarding call بازدید رسمی
communique ابلاغ رسمی
official gazette روزنامه رسمی
contracts under seal عقد رسمی
dress suit لباس رسمی شب
formal education اموزش رسمی
formal group گروه رسمی
protest اعتراض رسمی
protest واخواست رسمی
formal review سان رسمی
insignia مدال رسمی
insignia نشان رسمی
formal review بررسی رسمی
official rate نرخ رسمی
protested واخواست رسمی
dress uniform انیفرم رسمی
driss uniform لباس رسمی
protests واخواست رسمی
protesting اعتراض رسمی
protesting واخواست رسمی
extra official غیر رسمی
formal accountability ذیحسابی رسمی
protested اعتراض رسمی
nonformal غیر رسمی
function ایین رسمی
vestment لباس رسمی
positioned شغل رسمی
position شغل رسمی
card-carrying عضو رسمی
statute mile مایل رسمی
officials مقامات رسمی
tux لباس رسمی
audiences ملاقات رسمی
audience ملاقات رسمی
functions ایین رسمی
functioned ایین رسمی
return گزارش رسمی
reprimands توبیخ رسمی
Full dress. Formal dress. لباس رسمی
free and easy <idiom> غیر رسمی
stand on ceremony <idiom> رسمی بودن
returned گزارش رسمی
returning گزارش رسمی
reprimand توبیخ رسمی
reprimanded توبیخ رسمی
throwaway غیر رسمی
reprimanding توبیخ رسمی
returns گزارش رسمی
pronouncement اعلامیه رسمی
officiate مقام رسمی
formalizing رسمی کردن
smallage کرفس رسمی
notes نامه رسمی
semiofficial نیمه رسمی
semiformal نیمه رسمی
note نامه رسمی
noting نامه رسمی
semi officially بطورنیم رسمی
solemn form طریقه رسمی
semi official نیمه رسمی
formalizes رسمی کردن
formalized رسمی کردن
formalises رسمی کردن
speedwell سیزاب رسمی
placards پروانه رسمی
placard پروانه رسمی
standard time زمان رسمی
formalised رسمی کردن
state religion مذهب رسمی
formalising رسمی کردن
formalize رسمی کردن
nonformal education اموزش غیر رسمی
notary public's office دفتر اسناد رسمی
notary public سردفتر اسناد رسمی
notarization گواهی محضری و رسمی
memoire نامه غیر رسمی
notary public دفتر اسناد رسمی
milkweed پادزهر رسمی استبرق
studbook شناسنامه رسمی اسب
official visit بازدید رسمی فرمانده
officially represented دارای نماینده رسمی
finery [formal] جامه رسمی جشن
pro memoria نامه غیر رسمی
unofficial news خبر غیر رسمی
stuffed shirt <idiom> شخص رسمی وجدی
official oath سوگند قانونی یا رسمی
physician in ordinary پزشک رسمی یا همیشگی
visit of courtesy بازدید رسمی نظامی
vestment لباس رسمی اسقف
regulation clothing لباس رسمی نظامی
visitors مهمان رسمی نظامی
par بهای رسمی سهم
starchy شبیه نشاسته رسمی
registry دفترخانه رسمی ثبت
registries دفترخانه رسمی ثبت
Thais زبان رسمی تایلند
Thai زبان رسمی تایلند
irregular نا منظم غیر رسمی
full dress بالباس تمام رسمی
visitor مهمان رسمی نظامی
placards اعلامیه رسمی اعلان
placard اعلامیه رسمی اعلان
requisitions درخواست رسمی کردن
requisitioning درخواست رسمی کردن
requisitioned درخواست رسمی کردن
requisition درخواست رسمی کردن
informality غیر رسمی بودن
plains غیر رسمی جلگه
plainest غیر رسمی جلگه
reprimand سرزنش وتوبیخ رسمی
stating سیاسی رسمی وضع
states سیاسی رسمی وضع
stated سیاسی رسمی وضع
state- سیاسی رسمی وضع
state سیاسی رسمی وضع
disbands انحلال رسمی یکانها
disbanding انحلال رسمی یکانها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com