English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (6 milliseconds)
English Persian
acephali جانوران بیسر
Other Matches
colony گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند [زیست شناسی]
acephal بیسر
acephalan بیسر
acephalan ناعمه بیسر
acephalocyst کرم بیسر
cultural desert مکانآرام و بیسر و صدا
faunology جانوران
menageries نمایشگاه جانوران
invertebrata جانوران بی مهره
implacentalia جانوران بی جفت
herbivora جانوران علفخوار
animal kingdom جهان جانوران
halobiont جانوران اب شور
animalist پیکرنمای جانوران
animality زندگی جانوران
arachnida جانوران عنکبوتی
faunistic وابسته به جانوران
faunis الهه جانوران
bimana جانوران دودست
faunae مربوط به جانوران
menagerie نمایشگاه جانوران
animals kingdom جهان جانوران
zooplankton جانوران شناور
zoodvnamics فیزیولوژی جانوران
lights ریه جانوران
kit بچه جانوران
vermin جانوران موذی
kits بچه جانوران
underbody پایین تنه جانوران
pachyder mata جانوران پوست کلفت
to water [horses, cattle, etc.] آب دادن [به جانوران بومی]
zootaxy طبقه بندی جانوران
zooid جانورسان شبیه جانوران
wild beasts جانوران وحشی وحوش
king of beasts پادشان جانوران :شیر
terrarium نمایشگاه جانوران خشکی
neontology بررسی جانوران مانده
oestrum شهوت ومستی جانوران
verminous پر از حشرات یا جانوران موذی
claws سرپنجه جانوران ناخن
clawing سرپنجه جانوران ناخن
claw سرپنجه جانوران ناخن
clawed سرپنجه جانوران ناخن
instinct هوش طبیعی جانوران
instincts هوش طبیعی جانوران
arthropoda جانوران مفصل دار
articulata جانوران حلقه دار
animal husband پرورش جانوران اهلی
pincer عضو گازانبری جانوران
biosystematic رده بندی جانوران
somite حلقه یابند بدن جانوران
weasels جانوران پستاندار شبیه راسو
aquarium نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
To kI'll animals for food . جانوران را برای غذا کشتن
weasel جانوران پستاندار شبیه راسو
vivarium جای نگاهداری جانوران زمینی
aquariums نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
zoometry اندازه گیری اندامهای جانوران
aquaria نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
lorica پوسته سخت حافظ جانوران
limnologist زیست شناس جانوران اب شیرین
animalcular وابسته به جانوران ذره بینی
microorganisms جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
gamekeeper متصدی جانوران شکاری قرقچی
microorganism جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
seafood غذاهای مرکب از جانوران دریایی
achordata جانوران فاقد ستون فقرات
epizootic منتشر شونده درمیان جانوران
gamekeepers متصدی جانوران شکاری قرقچی
zootechny فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechny روش تربیت و رام کردن جانوران
zoography علم توصیف جانوران وخوی انان
zootechnics فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
foraminifer جنسی از جانوران ریز ریشه پای
foot and mouth یکجور ناخوشی واگیردار با تب در جانوران شاخدار
deadfall دامی که جانوران بزرگ دران زیراوارمیمانند
zootechnics روش تربیت ورام کردن جانوران
incestuous وابسته به جفت گیری جانوران از یک جنس
fauna کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
polyphagous تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
polyzoic مرکب از شبه جانوران بسیار پرزیوگانی
rodenticide دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
chitin جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
humane killer تپانچه ویژه برای بی زجرکشتن جانوران
verminate تولید حشرات یا جانوران موذی کردن
Are animals able to think ? آیا جانوران قادربه فکر کردن هستند ؟
outbreed جفت گیری کردن انواع مختلف جانوران
Aborigines سکنه اولیه یک کشور جانوران و گیاهان بومی
pond life جانوران بی مهره [که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
lethal chamber اطاق ویژه برای راحت کشتن جانوران
chine مهره استخوان پشت جانوران گوشت مازه
inbreed پرورش دادن از جانوران هم تیره تخم کشیدن
herd book نژادنامه برخی جانوران همچون گاو وخوک
awn الت مذکر بعضی از جانوران خزنده و کرمها
pinfold جانوران ولگرد درتوقیف گاه نگاه داشتن
sea fire شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره
hard roe أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
roe أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
Brits جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
roe اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
hard roe اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
drag net توریادامی که روی زمین بکشندکه همه جانوران رایکجابگیرد
Brit جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
oestrual در باب موقعی گفته میشود که جانوران فحل ایند
aquaria شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
omnivora جانوران همه چیزخوار مانند خوک و اسب ابی
aquarium شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquariums شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
zootechnician کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
inbreeding تخم کشی از جانوران هم تیره تولید و تناسل در میان هم نژادها
lanugo کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود
heteromorphic جور بجور شونده دارای شکلهای گوناگون جانوران دگردیس
zoophyte انواع جانوران مهره داری که رشد انها شبیه گیاه میباشد
labyrinthodon سنگواره یکی از جانوران دوزیست بزرگ که دندانهای پیچ درپیچ دارد
galantine خوراک سرد گوشت گوساله وجوجه و دیگر جانوران که استخوان ان را در اورده باشند
totem poles تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
totem pole تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
notochord نخستین محور تیره پشت میله غضروفی که در پشت جانوران است
hemoglobin ماده رنگی اهن دار گویچههای قرمز خون جانوران مهره دار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com