Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
Brit
جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
Brits
جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
Other Matches
kingfish
ماهیان دریایی ازخانواده Sciaenidae
manatee
نهنگ کوچک دریایی
narwal
نهنگ دریایی قطب شمال
narwhal
نهنگ دریایی قطب شمال
narwhale
نهنگ دریایی قطب شمال
leviathans
جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
leviathan
جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
galantine
خوراک سرد گوشت گوساله وجوجه و دیگر جانوران که استخوان ان را در اورده باشند
seafood
غذاهای مرکب از جانوران دریایی
hard roe
اشبل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
roe
أشپل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
aquarium
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
roe
اشبل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
aquariums
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquaria
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
hard roe
أشپل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
whale man
صیاد نهنگ نهنگ گیر
colony
گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند
[زیست شناسی]
gastronome
EPICURE) خوراک شناس خوش خوراک
seabee
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
fished
انواع ماهیان
fishes
انواع ماهیان
abdominal
ماهیان بطنی
fish
انواع ماهیان
lungfish
ماهیان ریه دار
acanthopterygii
ماهیان تیغ بال
bulhead
انواع ماهیان سربزرگ
silverfish
انواع ماهیان نقره فام
sardine
ماهی ساردین ماهیان ریز
scalariform
شبیه ماهیان باله تیز
jurel
انواع ماهیان خارداردم چنگالی
sardines
ماهی ساردین ماهیان ریز
kippers
نمک زدن و دودی کردن ماهیان
grayling
ماهیان وابسته به ماهی قزل الا
triggerfish
ماهیان رنگارنگ دارای بدن ضخیم
kipper
نمک زدن و دودی کردن ماهیان
shiner
انواع ماهیان کوچک ونقره فام امریکایی
alligators
نهنگ
alligator
نهنگ
cetus
نهنگ
bull whale
نهنگ نر
whale
نهنگ
whales
نهنگ
ceti
نهنگ
midshipman
افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
flukes
انتهای دم نهنگ
whaling
شکار نهنگ
whale calf
بچه نهنگ
bull whale
نهنگ ماده
train oil
روغن نهنگ
gavial
نهنگ هندی
sperm whale
نهنگ عنبر
whalers
نهنگ گیر
whaler
نهنگ گیر
baleen
استخوان نهنگ
fluke
انتهای دم نهنگ
sperm whales
نهنگ عنبر
kite
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
kites
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
running lights
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
oceanography
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
petty officer
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officers
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
pilot chart
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
whale line
طناب نهنگ گیری
blobber
چربی یاپیه نهنگ
whale blow
نهنگ ها اب را به بیرون می دمند
whale
نهنگ صید کردن
whales
نهنگ صید کردن
whalers
قایق صید نهنگ
sea cow
نهنگ اسب ابی
whaler
قایق صید نهنگ
chine
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
flitch
تکه مکعب پیه نهنگ
sea mark
راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
stadimeter
مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea cucumber
حلزون دریایی از جنس راب دریایی
the food was smoked
خوراک بوی دود میداد خوراک بوی دود گرفته بود
finback
بالن یا نهنگ سواحل اقیانوس اطلس
whalebone
استخوان ارواره نهنگ عاج تمساح
tallow
پیه نهنگ وغیره که برای شمع سازی بکارمیرود
sea power
قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner
ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
marine
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
naval activity
تاسیسات دریایی قسمت دریایی
marines
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
tern
پرستوک دریایی چلچله دریایی
terns
پرستوک دریایی چلچله دریایی
task unit
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
whaleboat
قایق موتوری یا پارویی درازو باریک مخصوص صید نهنگ و غیره
summary areas
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
light lists
کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
maritime
ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
faunology
جانوران
rear commodore
سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
bureau of naval personnel
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
vermin
جانوران موذی
invertebrata
جانوران بی مهره
herbivora
جانوران علفخوار
menagerie
نمایشگاه جانوران
lights
ریه جانوران
acephali
جانوران بیسر
arachnida
جانوران عنکبوتی
kit
بچه جانوران
kits
بچه جانوران
implacentalia
جانوران بی جفت
bimana
جانوران دودست
faunistic
وابسته به جانوران
faunis
الهه جانوران
faunae
مربوط به جانوران
halobiont
جانوران اب شور
zooplankton
جانوران شناور
zoodvnamics
فیزیولوژی جانوران
animality
زندگی جانوران
animals kingdom
جهان جانوران
animal kingdom
جهان جانوران
animalist
پیکرنمای جانوران
menageries
نمایشگاه جانوران
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
neontology
بررسی جانوران مانده
animal husband
پرورش جانوران اهلی
wild beasts
جانوران وحشی وحوش
claws
سرپنجه جانوران ناخن
biosystematic
رده بندی جانوران
to water
[horses, cattle, etc.]
آب دادن
[به جانوران بومی]
clawed
سرپنجه جانوران ناخن
pachyder mata
جانوران پوست کلفت
verminous
پر از حشرات یا جانوران موذی
clawing
سرپنجه جانوران ناخن
instinct
هوش طبیعی جانوران
zootaxy
طبقه بندی جانوران
instincts
هوش طبیعی جانوران
arthropoda
جانوران مفصل دار
articulata
جانوران حلقه دار
underbody
پایین تنه جانوران
pincer
عضو گازانبری جانوران
claw
سرپنجه جانوران ناخن
king of beasts
پادشان جانوران :شیر
terrarium
نمایشگاه جانوران خشکی
zooid
جانورسان شبیه جانوران
oestrum
شهوت ومستی جانوران
aquariums
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
aquarium
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
To kI'll animals for food .
جانوران را برای غذا کشتن
microorganism
جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
gamekeeper
متصدی جانوران شکاری قرقچی
aquaria
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
microorganisms
جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
gamekeepers
متصدی جانوران شکاری قرقچی
animalcular
وابسته به جانوران ذره بینی
limnologist
زیست شناس جانوران اب شیرین
weasels
جانوران پستاندار شبیه راسو
zoometry
اندازه گیری اندامهای جانوران
somite
حلقه یابند بدن جانوران
lorica
پوسته سخت حافظ جانوران
vivarium
جای نگاهداری جانوران زمینی
epizootic
منتشر شونده درمیان جانوران
weasel
جانوران پستاندار شبیه راسو
achordata
جانوران فاقد ستون فقرات
crash position indicator
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
naval gunfire
تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
convoy commodore
فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
chitin
جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
zootechnics
روش تربیت ورام کردن جانوران
polyphagous
تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
foot and mouth
یکجور ناخوشی واگیردار با تب در جانوران شاخدار
rodenticide
دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
polyzoic
مرکب از شبه جانوران بسیار پرزیوگانی
fauna
کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
verminate
تولید حشرات یا جانوران موذی کردن
humane killer
تپانچه ویژه برای بی زجرکشتن جانوران
incestuous
وابسته به جفت گیری جانوران از یک جنس
zoography
علم توصیف جانوران وخوی انان
deadfall
دامی که جانوران بزرگ دران زیراوارمیمانند
zootechnics
فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechny
روش تربیت و رام کردن جانوران
zootechny
فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
foraminifer
جنسی از جانوران ریز ریشه پای
sea fire
شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره
outbreed
جفت گیری کردن انواع مختلف جانوران
lethal chamber
اطاق ویژه برای راحت کشتن جانوران
awn
الت مذکر بعضی از جانوران خزنده و کرمها
pinfold
جانوران ولگرد درتوقیف گاه نگاه داشتن
herd book
نژادنامه برخی جانوران همچون گاو وخوک
inbreed
پرورش دادن از جانوران هم تیره تخم کشیدن
Aborigines
سکنه اولیه یک کشور جانوران و گیاهان بومی
Are animals able to think ?
آیا جانوران قادربه فکر کردن هستند ؟
chine
مهره استخوان پشت جانوران گوشت مازه
pond life
جانوران بی مهره
[که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
oestrual
در باب موقعی گفته میشود که جانوران فحل ایند
drag net
توریادامی که روی زمین بکشندکه همه جانوران رایکجابگیرد
omnivora
جانوران همه چیزخوار مانند خوک و اسب ابی
zootechnician
کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com