English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
trichomonad جانور اغازی تاژکداردارای موهای کرک مانند
Other Matches
sac عضوکیسه مانند جانور
sacs عضوکیسه مانند جانور
lyncean مانند جانور سیاه گوش
pelage پوشش جانور پستاندارخزوپشم و مانند انها
to pounce on somebody به کسی ناگهان جستن [و حمله کردن ] [مانند جانور شکارگر]
epizoic زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
zoo ecology قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
initialled اغازی
initialing اغازی
elementary اغازی
initialling اغازی
initials اغازی
initialed اغازی
initial اغازی
protist اغازی
inceptive اغازی
ulotrichous دارای موهای شبیه پشم
strigose دارای موهای زبر شیاردار
puberulent پوشیده شده از موهای ریز
My hair is falling out. موهای سرم دارند میریزند.
protist تک یاختگان اغازی
initiatives قریحه اغازی
initiative قریحه اغازی
restart باز اغازی
initiation sequence مرحله اغازی
initialing اصلی اغازی
initialled اصلی اغازی
initialling اصلی اغازی
initials اصلی اغازی
initial state حالت اغازی
initialed اصلی اغازی
initial velocity سرعت اغازی
initial اصلی اغازی
start up control کنترل اغازی
I'd like a shampoo for dry hair. من یک شامپو برای موهای خشک میخواهم.
I'd like a shampoo for greasy hair. من یک شامپو برای موهای چرب میخواهم.
grizzled خاکستری رنگ دارای موهای سفید
I'd like a shampoo for normal hair. من یک شامپو برای موهای معمولی میخواهم.
protozoan وابسته به تک یاخته اغازی
initialization ارزش دهی اغازی
initial base font فونت پایه اغازی
initial program load بارگیری برنامه اغازی
restart point نقطه باز اغازی
nascency نوفهوری و اغازی تولد
initialize ارزش اغازی دادن
nascence نوفهوری و اغازی تولد
towhead کسیکه موهای مایل به سفیدیا خاکستری دارد
wool of short staple پشمی که رشته هایا موهای ان کوتاه است
sporozoite اغازی انگلی متحرک هاگدار
loop initializaion ارزش دهی اغازی در حلقه
inchoative تازه اغاز شده اغازی
fluff موهای نرم وکوتاه اطراف لب وگونه کرکدار شدن
fluffed موهای نرم وکوتاه اطراف لب وگونه کرکدار شدن
fluffs موهای نرم وکوتاه اطراف لب وگونه کرکدار شدن
fluffing موهای نرم وکوتاه اطراف لب وگونه کرکدار شدن
ipl Load Program Initail بارگیری اغازی برنامه
uninitialized ارزش اغازی داده نشده مقدار اولیه نگرفته
gorgon یکی ازسه زنی که موهای سرشان مار بوده و هر کس بدانهانگاه میکردسنگ میشد
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
apod جانور بی پا
malacostracan جانور
ruffianly جانور خو
animals جانور
it ان جانور
nightwalker جانور شب پر
johnny جانور نر
creature جانور
beasts جانور
creatures جانور
animal جانور
animalize جانور
structure of an animal جانور
it pron ان جانور
beast جانور
he جانور نر
shell fish جانور صدف
amoebae جانور تک سلولی
saxicolous جانور سنگ زی
ungulate جانور سم دار
brutal جانور خوی
mammifer جانور پستاندار
scavengers جانور لاشخور
scavenger جانور لاشخور
zoology جانور شناسی
saprozoon جانور پوده زی
fauna جانور نامه
saxicoline جانور سنگ زی
edentate جانور بی دندان
game جانور شکاری
amebae جانور تک سلولی
zoophilous علاقمند به جانور
zoophilic علاقمند به جانور
zoophagous جانور خوار
amebas جانور تک سلولی
zootheism جانور پرستی
zootomy جانور شکافی
craw معده جانور
amoebas جانور تک سلولی
scrag جانور نحیف
hybrid جانور دورگه
tardigrade جانور کندرو
stinkard جانور بدبو
amoeba جانور تک سلولی
strayed جانور ولگرد
poikilotherm جانور خونسرد
poikilothermism خونسردی جانور
pollard جانور بی شاخ
polystomatous جانور بسیار
polystome جانور بسیار
polypod جانور بسیارپا
brutalization جانور خویی
plantigrade جانور دوپا
pelagian جانور دریایی
stray جانور بی صاحب
straying جانور بی صاحب
in heat [American E] <adj.> حشری [جانور زن]
proud <adj.> جانور حشری
animalist نقاش جانور
animalculum جانور ریزه
perissodactyl جانور فرد سم
pudge جانور چاق
brutalities جانور خویی
on heat [British E] <adj.> حشری [جانور زن]
strays جانور بی صاحب
monocule جانور یک چشم
rodents جانور جونده
rodent جانور جونده
zoologist جانور شناس
milker جانور شیرده
mammiferous جانور پستاندار
nekton جانور شناور
brutality جانور خویی
brutes جانور حیوان
beastliness جانور خویی
brute جانور حیوان
zoomorphic <adj.> جانور گونه
phytozoon جانور گیاه نما
beast of ravin جانور درنده یاشکاری
phyllopod جانور برگ پای
paleozoology دیرین جانور شناسی
arthropod جانور مفصل دار
migrants سیار جانور مهاجر
footpad پای جانور پهنه پا
viviparous جانور زنده زا ولود
slug چارپاره جانور کندرو
tropicopolitan گیاه یا جانور گرمسیری
slugs چارپاره جانور کندرو
slugged چارپاره جانور کندرو
bestialize جانور خوی نمودن
hilding جانور یا اسب بی ارزش
orca جانور بزرگ دریایی
dolphin دولفین [جانور شناسی]
dentition وضع تعداددندانهای جانور
tentacle موی حساس جانور
tentacles موی حساس جانور
shedder جانور پوست انداز
nervure رگه بندی جانور
aquatic جانور یا گیاه ابزی
nematocyst نیش جانور مرجانی
molluscs جانور نرم تن حلزون
mollusc جانور نرم تن حلزون
holozoic جانور خوراک گیر
endotherm جانور خون گرم
amphibiotic وابسته به جانور دوزیستی
animalculum جانور ذره بینی
animalcule جانور ذره بینی
pleophagous چند جانور خوار
malacoderm جانور نرم پوست
amoebic وابسته به جانور تک سلولی
orc جانور بزرگ دریایی
mollusk جانور نرم تن حلزون
heat طلب شدن جانور
heats طلب شدن جانور
lairs محل استراحت جانور
marsupials جانور کیسه دار
anteater جانور پستاندارمورچه خوار
ratter موش گیر [جانور]
quadruped چهارپا [جانور شناسی]
zoophyte جانور گیاه سان
zoomorphic شبیه جانور جانورسان
lair محل استراحت جانور
zoography جانور شناسی تطبیقی
pachyderms جانور پوست کلفت
pachyderm جانور پوست کلفت
ratcatcher موش گیر [جانور]
rat catcher موش گیر [جانور]
white face جانور پیشانی سفید
anteaters جانور پستاندارمورچه خوار
jumbo جانور غول اسا
jumbos جانور غول اسا
scavenger جانور کثافت خور
marsupial جانور کیسه دار
rutting <adj.> حشری [جانور مرد]
scavengers جانور کثافت خور
in rut <adj.> حشری [جانور شناسی]
migrant سیار جانور مهاجر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com