Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
poikilotherm
جانور خونسرد
Other Matches
epizoic
زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
Plegmatic
<adj.>
خونسرد
unconcerned
خونسرد
slow to wrath
خونسرد
cold blooded
خونسرد
coldblooded
خونسرد
laid-back
خونسرد
unflappable
خونسرد
cold shoulder
خونسرد
cold-shoulder
خونسرد
cold-shouldered
خونسرد
cold-shouldering
خونسرد
cold-shoulders
خونسرد
uninterested
خونسرد
impassive
خونسرد
dispassionate
خونسرد
imperturbable
خونسرد ساکت
composed
ارام خونسرد
meek
بیروح خونسرد
cool as a cucumber
<idiom>
خونسرد و شجاع
in cold blood
<idiom>
خیلی خونسرد
straight-faced
خونسرد درونریز
ectotherm
حیوان خونسرد
coolers
خونسرد خنک کردن
cooled
خونسرد خنک کردن
cool
خونسرد خنک کردن
coolest
خونسرد خنک کردن
cools
خونسرد خنک کردن
cooling off
خونسرد شدن غضب را فرونشاندن
Dont be upset . Dont lose your temper . Keep calm(cool).
خونت را کثیف نکن ( خونسرد باش )
malacostracan
جانور
creatures
جانور
creature
جانور
he
جانور نر
it
ان جانور
animalize
جانور
nightwalker
جانور شب پر
apod
جانور بی پا
beasts
جانور
ruffianly
جانور خو
structure of an animal
جانور
beast
جانور
animal
جانور
johnny
جانور نر
animals
جانور
it pron
ان جانور
pelagian
جانور دریایی
perissodactyl
جانور فرد سم
plantigrade
جانور دوپا
nekton
جانور شناور
saprozoon
جانور پوده زی
monocule
جانور یک چشم
polystome
جانور بسیار
zoologist
جانور شناس
polypod
جانور بسیارپا
brute
جانور حیوان
brutes
جانور حیوان
brutal
جانور خوی
polystomatous
جانور بسیار
pollard
جانور بی شاخ
craw
معده جانور
animalculum
جانور ریزه
animalist
نقاش جانور
saxicoline
جانور سنگ زی
stinkard
جانور بدبو
mammiferous
جانور پستاندار
ungulate
جانور سم دار
zoophilous
علاقمند به جانور
zoophilic
علاقمند به جانور
milker
جانور شیرده
zoophagous
جانور خوار
edentate
جانور بی دندان
brutalization
جانور خویی
beastliness
جانور خویی
saxicolous
جانور سنگ زی
poikilothermism
خونسردی جانور
scrag
جانور نحیف
shell fish
جانور صدف
pudge
جانور چاق
mammifer
جانور پستاندار
zootomy
جانور شکافی
zootheism
جانور پرستی
tardigrade
جانور کندرو
hybrid
جانور دورگه
brutality
جانور خویی
scavengers
جانور لاشخور
rodents
جانور جونده
rodent
جانور جونده
zoomorphic
<adj.>
جانور گونه
scavenger
جانور لاشخور
strays
جانور بی صاحب
straying
جانور بی صاحب
stray
جانور بی صاحب
strayed
جانور ولگرد
game
جانور شکاری
on heat
[British E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
in heat
[American E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
amebae
جانور تک سلولی
proud
<adj.>
جانور حشری
amebas
جانور تک سلولی
amoeba
جانور تک سلولی
zoology
جانور شناسی
amoebae
جانور تک سلولی
fauna
جانور نامه
amoebas
جانور تک سلولی
brutalities
جانور خویی
orc
جانور بزرگ دریایی
orca
جانور بزرگ دریایی
pleophagous
چند جانور خوار
paleozoology
دیرین جانور شناسی
phyllopod
جانور برگ پای
phytozoon
جانور گیاه نما
ratter
موش گیر
[جانور]
in rut
<adj.>
حشری
[جانور شناسی]
rutting
<adj.>
حشری
[جانور مرد]
quadruped
چهارپا
[جانور شناسی]
zoophyte
جانور گیاه سان
shedder
جانور پوست انداز
rat catcher
موش گیر
[جانور]
ratcatcher
موش گیر
[جانور]
tropicopolitan
گیاه یا جانور گرمسیری
viviparous
جانور زنده زا ولود
white face
جانور پیشانی سفید
zoography
جانور شناسی تطبیقی
zoomorphic
شبیه جانور جانورسان
sac
عضوکیسه مانند جانور
migrants
سیار جانور مهاجر
endotherm
جانور خون گرم
migrant
سیار جانور مهاجر
scavengers
جانور کثافت خور
scavenger
جانور کثافت خور
anteaters
جانور پستاندارمورچه خوار
footpad
پای جانور پهنه پا
anteater
جانور پستاندارمورچه خوار
marsupials
جانور کیسه دار
marsupial
جانور کیسه دار
lairs
محل استراحت جانور
lair
محل استراحت جانور
female
زنانه جانور ماده
slug
چارپاره جانور کندرو
slugged
چارپاره جانور کندرو
dentition
وضع تعداددندانهای جانور
sacs
عضوکیسه مانند جانور
tentacles
موی حساس جانور
tentacle
موی حساس جانور
dolphin
دولفین
[جانور شناسی]
amoebic
وابسته به جانور تک سلولی
amphibiotic
وابسته به جانور دوزیستی
animalcule
جانور ذره بینی
molluscs
جانور نرم تن حلزون
animalculum
جانور ذره بینی
arthropod
جانور مفصل دار
beast of ravin
جانور درنده یاشکاری
mollusc
جانور نرم تن حلزون
bestialize
جانور خوی نمودن
slugs
چارپاره جانور کندرو
heats
طلب شدن جانور
heat
طلب شدن جانور
mollusk
جانور نرم تن حلزون
pachyderm
جانور پوست کلفت
jumbos
جانور غول اسا
pachyderms
جانور پوست کلفت
aquatic
جانور یا گیاه ابزی
jumbo
جانور غول اسا
nematocyst
نیش جانور مرجانی
holozoic
جانور خوراک گیر
nervure
رگه بندی جانور
malacoderm
جانور نرم پوست
hilding
جانور یا اسب بی ارزش
phylogeny
تاریخ نژادی جانور یا گیاه
zoological
وابسته به جانور شناسی حیوان
slugs
جانور تنبل گردونه کندرو
Caspian White Fish
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Rutilus frisii
ماهی سفید
[جانور شناسی]
vermin
جانور افت حشرات موذی
omnivore
جانور همه چیز خوار
bestial
شبیه حیوان جانور خوی
mane
یال
[حیوانات و جانور شناسی]
crest
یال
[حیوانات و جانور شناسی]
beaver
سگ آبی
[حیوانات و جانور شناسی]
lyncean
مانند جانور سیاه گوش
cyclostomate
وابسته به جانور دهان گرد
vivisector
تشریح کننده جانور زنده
purebred
جانور یا گیاه خوش نژاد
fisher
جانور ماهیخوار کرجی ماهیگیری
kutum
[Rutilus frisii]
ماهی سفید
[جانور شناسی]
insectivore
جانور یا گیاه حشره خوار
ruminant
جانور پستاندار نشخوار کننده
gast
وحشت جانور بدون اولاد
unicorn
جانور افسانهای دارای یک شاخ
unicorns
جانور افسانهای دارای یک شاخ
Black Sea roach
[Rutilus frisii]
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Caspian kutum
ماهی سفید
[جانور شناسی]
cyclostomatous
وابسته به جانور دهان گرد
Rutilus kutum
ماهی سفید
[جانور شناسی]
slugged
جانور تنبل گردونه کندرو
cyclostome
جانور از راسته دهان گردان
isopodan
جانور سخت پوست بر>=< پای
slug
جانور تنبل گردونه کندرو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com