Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
webfoot
جانور دارای پای پرده دار
Other Matches
membranaceous
دارای غشاء پرده پرده غشایی
unicorns
جانور افسانهای دارای یک شاخ
unicorn
جانور افسانهای دارای یک شاخ
endozoic
دارای زندگی دردرون جانور
zoomorphic
دارای خدایان مجسم بشکل جانور
tapestried
دارای پرده منقوش
palmiped
دارای پای پرده دار
fin footed
دارای پاهای پرده دار
palmate
دارای پای پرده دار
palmipede
دارای پنجههای پرده دارپرده پا
web footed
دارای پنجههای پرده دار پاپردهای
web tode
دارای پنجههای پرده دار پا پردهای
behind the scenes
در پشت پرده دارای اطلاعات خصوصی یا خارجی
epizoic
زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
tone and semitone
پرده ونیم پرده
tringle
چوب پرده میل پرده چوب دیرک
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
ruffianly
جانور خو
beast
جانور
nightwalker
جانور شب پر
it
ان جانور
beasts
جانور
johnny
جانور نر
structure of an animal
جانور
animals
جانور
malacostracan
جانور
apod
جانور بی پا
animalize
جانور
creature
جانور
creatures
جانور
he
جانور نر
it pron
ان جانور
animal
جانور
zootomy
جانور شکافی
zootheism
جانور پرستی
ungulate
جانور سم دار
craw
معده جانور
strayed
جانور ولگرد
brutalization
جانور خویی
brutality
جانور خویی
fauna
جانور نامه
brutalities
جانور خویی
shell fish
جانور صدف
mammifer
جانور پستاندار
hybrid
جانور دورگه
saprozoon
جانور پوده زی
edentate
جانور بی دندان
monocule
جانور یک چشم
scrag
جانور نحیف
milker
جانور شیرده
mammiferous
جانور پستاندار
strays
جانور بی صاحب
straying
جانور بی صاحب
tardigrade
جانور کندرو
zoomorphic
<adj.>
جانور گونه
on heat
[British E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
in heat
[American E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
nekton
جانور شناور
game
جانور شکاری
proud
<adj.>
جانور حشری
saxicoline
جانور سنگ زی
saxicolous
جانور سنگ زی
stray
جانور بی صاحب
stinkard
جانور بدبو
brutes
جانور حیوان
zoology
جانور شناسی
pudge
جانور چاق
brutal
جانور خوی
pollard
جانور بی شاخ
zoologist
جانور شناس
animalculum
جانور ریزه
beastliness
جانور خویی
animalist
نقاش جانور
poikilothermism
خونسردی جانور
pelagian
جانور دریایی
poikilotherm
جانور خونسرد
rodents
جانور جونده
polystome
جانور بسیار
rodent
جانور جونده
polypod
جانور بسیارپا
perissodactyl
جانور فرد سم
amebae
جانور تک سلولی
scavenger
جانور لاشخور
zoophilic
علاقمند به جانور
polystomatous
جانور بسیار
plantigrade
جانور دوپا
zoophilous
علاقمند به جانور
amoebas
جانور تک سلولی
amoebae
جانور تک سلولی
brute
جانور حیوان
scavengers
جانور لاشخور
amoeba
جانور تک سلولی
amebas
جانور تک سلولی
zoophagous
جانور خوار
in rut
<adj.>
حشری
[جانور شناسی]
pleophagous
چند جانور خوار
mollusk
جانور نرم تن حلزون
rutting
<adj.>
حشری
[جانور مرد]
heat
طلب شدن جانور
heats
طلب شدن جانور
viviparous
جانور زنده زا ولود
endotherm
جانور خون گرم
slugs
چارپاره جانور کندرو
malacoderm
جانور نرم پوست
scavenger
جانور کثافت خور
rat catcher
موش گیر
[جانور]
ratcatcher
موش گیر
[جانور]
marsupial
جانور کیسه دار
marsupials
جانور کیسه دار
shedder
جانور پوست انداز
anteaters
جانور پستاندارمورچه خوار
anteater
جانور پستاندارمورچه خوار
ratter
موش گیر
[جانور]
scavengers
جانور کثافت خور
female
زنانه جانور ماده
dolphin
دولفین
[جانور شناسی]
migrants
سیار جانور مهاجر
footpad
پای جانور پهنه پا
slug
چارپاره جانور کندرو
migrant
سیار جانور مهاجر
slugged
چارپاره جانور کندرو
jumbos
جانور غول اسا
zoophyte
جانور گیاه سان
holozoic
جانور خوراک گیر
jumbo
جانور غول اسا
tentacles
موی حساس جانور
tentacle
موی حساس جانور
tropicopolitan
گیاه یا جانور گرمسیری
pachyderms
جانور پوست کلفت
pachyderm
جانور پوست کلفت
beast of ravin
جانور درنده یاشکاری
hilding
جانور یا اسب بی ارزش
white face
جانور پیشانی سفید
arthropod
جانور مفصل دار
molluscs
جانور نرم تن حلزون
aquatic
جانور یا گیاه ابزی
sac
عضوکیسه مانند جانور
quadruped
چهارپا
[جانور شناسی]
orca
جانور بزرگ دریایی
paleozoology
دیرین جانور شناسی
orc
جانور بزرگ دریایی
zoomorphic
شبیه جانور جانورسان
zoography
جانور شناسی تطبیقی
bestialize
جانور خوی نمودن
sacs
عضوکیسه مانند جانور
mollusc
جانور نرم تن حلزون
phyllopod
جانور برگ پای
amphibiotic
وابسته به جانور دوزیستی
animalcule
جانور ذره بینی
animalculum
جانور ذره بینی
lairs
محل استراحت جانور
amoebic
وابسته به جانور تک سلولی
phytozoon
جانور گیاه نما
nematocyst
نیش جانور مرجانی
nervure
رگه بندی جانور
lair
محل استراحت جانور
dentition
وضع تعداددندانهای جانور
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
Black Sea roach
[Rutilus frisii]
ماهی سفید
[جانور شناسی]
bestial
شبیه حیوان جانور خوی
omnivore
جانور همه چیز خوار
kutum
[Rutilus frisii]
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Rutilus kutum
ماهی سفید
[جانور شناسی]
slugs
جانور تنبل گردونه کندرو
purebred
جانور یا گیاه خوش نژاد
insectivore
جانور یا گیاه حشره خوار
fisher
جانور ماهیخوار کرجی ماهیگیری
isopodan
جانور سخت پوست بر>=< پای
beaver
سگ آبی
[حیوانات و جانور شناسی]
scalawag
جانور نحیف وکم ارزش
Rutilus frisii
ماهی سفید
[جانور شناسی]
lyncean
مانند جانور سیاه گوش
cyclostomate
وابسته به جانور دهان گرد
cyclostomatous
وابسته به جانور دهان گرد
gast
وحشت جانور بدون اولاد
vivisector
تشریح کننده جانور زنده
phylogeny
تاریخ نژادی جانور یا گیاه
cyclostome
جانور از راسته دهان گردان
Caspian White Fish
ماهی سفید
[جانور شناسی]
isopod
جانور سخت پوست بر>=< پای
Caspian kutum
ماهی سفید
[جانور شناسی]
zoological
وابسته به جانور شناسی حیوان
crest
یال
[حیوانات و جانور شناسی]
mane
یال
[حیوانات و جانور شناسی]
slugged
جانور تنبل گردونه کندرو
vermin
جانور افت حشرات موذی
hatchling
جانور تازه متولد نوزاد
slug
جانور تنبل گردونه کندرو
ruminant
جانور پستاندار نشخوار کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com