Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
ruminant
جانور پستاندار نشخوار کننده
Other Matches
reticulum
شیردان جانور نشخوار کننده ساختمان شبکهای
mammifer
جانور پستاندار
mammiferous
جانور پستاندار
epizoic
زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
ruminator
نشخوار کننده
vivisector
تشریح کننده جانور زنده
stenophagous
تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی
mammiferous
پستاندار
mammal
پستاندار
mammalian
پستاندار
mammate
پستاندار
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
suckle
پستاندار شیرخوار
monotreme
پستاندار تخم کن
suckles
پستاندار شیرخوار
suckled
پستاندار شیرخوار
rumination
نشخوار
cud
نشخوار
ruminations
نشخوار
merycism
نشخوار
fletcherism
نشخوار
quid
نشخوار
flying lemur
نوعی پستاندار شب خیز
boars
جنس نرحیوانات پستاندار
insectivore
پستاندار حشره خوار
boar
جنس نرحیوانات پستاندار
ruminate
نشخوار کردن
obsessive rumination
نشخوار فکری
ruminating
نشخوار کردن
ruminantia
نشخوار کنندگان
ruminates
نشخوار کردن
ruminated
نشخوار کردن
weasel
جانوران پستاندار شبیه راسو
weasels
جانوران پستاندار شبیه راسو
racoon or raccoon
یکجور پستاندار گوشتخوار درامریکا
champs
باصداجویدن نشخوار کردن
champing
نشخوار مخفف champion
champing
باصداجویدن نشخوار کردن
champs
نشخوار مخفف champion
champ
باصداجویدن نشخوار کردن
champed
نشخوار مخفف champion
champ
نشخوار مخفف champion
champed
باصداجویدن نشخوار کردن
blasetocyst
جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
platypus
پستاندار ابزی ومنقاردار و صدفخوار جنوب استرالیا
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
he
جانور نر
animal
جانور
animals
جانور
it pron
ان جانور
animalize
جانور
nightwalker
جانور شب پر
malacostracan
جانور
creature
جانور
creatures
جانور
apod
جانور بی پا
ruffianly
جانور خو
beasts
جانور
structure of an animal
جانور
johnny
جانور نر
it
ان جانور
beast
جانور
poikilothermism
خونسردی جانور
poikilotherm
جانور خونسرد
scavengers
جانور لاشخور
polystomatous
جانور بسیار
polystome
جانور بسیار
pollard
جانور بی شاخ
beastliness
جانور خویی
craw
معده جانور
polypod
جانور بسیارپا
scavenger
جانور لاشخور
ungulate
جانور سم دار
on heat
[British E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
in heat
[American E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
proud
<adj.>
جانور حشری
perissodactyl
جانور فرد سم
rodent
جانور جونده
rodents
جانور جونده
pelagian
جانور دریایی
zoology
جانور شناسی
brutes
جانور حیوان
plantigrade
جانور دوپا
saxicolous
جانور سنگ زی
brutality
جانور خویی
brutalities
جانور خویی
game
جانور شکاری
saxicoline
جانور سنگ زی
zoomorphic
<adj.>
جانور گونه
saprozoon
جانور پوده زی
zoologist
جانور شناس
fauna
جانور نامه
strayed
جانور ولگرد
edentate
جانور بی دندان
animalculum
جانور ریزه
zootomy
جانور شکافی
animalist
نقاش جانور
brute
جانور حیوان
brutalization
جانور خویی
hybrid
جانور دورگه
straying
جانور بی صاحب
brutal
جانور خوی
nekton
جانور شناور
strays
جانور بی صاحب
pudge
جانور چاق
stray
جانور بی صاحب
tardigrade
جانور کندرو
milker
جانور شیرده
scrag
جانور نحیف
zoophagous
جانور خوار
zoophilous
علاقمند به جانور
zoophilic
علاقمند به جانور
amoebae
جانور تک سلولی
amoeba
جانور تک سلولی
shell fish
جانور صدف
monocule
جانور یک چشم
amebas
جانور تک سلولی
amebae
جانور تک سلولی
stinkard
جانور بدبو
zootheism
جانور پرستی
amoebas
جانور تک سلولی
ratter
موش گیر
[جانور]
viviparous
جانور زنده زا ولود
rat catcher
موش گیر
[جانور]
dentition
وضع تعداددندانهای جانور
heat
طلب شدن جانور
zoomorphic
شبیه جانور جانورسان
arthropod
جانور مفصل دار
heats
طلب شدن جانور
zoography
جانور شناسی تطبیقی
migrants
سیار جانور مهاجر
mollusc
جانور نرم تن حلزون
jumbos
جانور غول اسا
jumbo
جانور غول اسا
scavengers
جانور کثافت خور
shedder
جانور پوست انداز
endotherm
جانور خون گرم
scavenger
جانور کثافت خور
footpad
پای جانور پهنه پا
mollusk
جانور نرم تن حلزون
anteaters
جانور پستاندارمورچه خوار
slug
چارپاره جانور کندرو
marsupials
جانور کیسه دار
migrant
سیار جانور مهاجر
ratcatcher
موش گیر
[جانور]
molluscs
جانور نرم تن حلزون
pachyderm
جانور پوست کلفت
white face
جانور پیشانی سفید
malacoderm
جانور نرم پوست
female
زنانه جانور ماده
marsupial
جانور کیسه دار
anteater
جانور پستاندارمورچه خوار
bestialize
جانور خوی نمودن
slugged
چارپاره جانور کندرو
lairs
محل استراحت جانور
animalculum
جانور ذره بینی
animalcule
جانور ذره بینی
slugs
چارپاره جانور کندرو
pleophagous
چند جانور خوار
nervure
رگه بندی جانور
nematocyst
نیش جانور مرجانی
sacs
عضوکیسه مانند جانور
lair
محل استراحت جانور
orca
جانور بزرگ دریایی
orc
جانور بزرگ دریایی
beast of ravin
جانور درنده یاشکاری
hilding
جانور یا اسب بی ارزش
holozoic
جانور خوراک گیر
phytozoon
جانور گیاه نما
tropicopolitan
گیاه یا جانور گرمسیری
paleozoology
دیرین جانور شناسی
tentacles
موی حساس جانور
tentacle
موی حساس جانور
sac
عضوکیسه مانند جانور
in rut
<adj.>
حشری
[جانور شناسی]
pachyderms
جانور پوست کلفت
zoophyte
جانور گیاه سان
rutting
<adj.>
حشری
[جانور مرد]
dolphin
دولفین
[جانور شناسی]
amoebic
وابسته به جانور تک سلولی
quadruped
چهارپا
[جانور شناسی]
phyllopod
جانور برگ پای
aquatic
جانور یا گیاه ابزی
amphibiotic
وابسته به جانور دوزیستی
unicorn
جانور افسانهای دارای یک شاخ
endozoic
دارای زندگی دردرون جانور
unicorns
جانور افسانهای دارای یک شاخ
scalawag
جانور نحیف وکم ارزش
fisher
جانور ماهیخوار کرجی ماهیگیری
insectivore
جانور یا گیاه حشره خوار
cyclostome
جانور از راسته دهان گردان
phylogeny
تاریخ نژادی جانور یا گیاه
gast
وحشت جانور بدون اولاد
slugged
جانور تنبل گردونه کندرو
Rutilus frisii
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Caspian White Fish
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Rutilus kutum
ماهی سفید
[جانور شناسی]
cyclostomatous
وابسته به جانور دهان گرد
cyclostomate
وابسته به جانور دهان گرد
hatchling
جانور تازه متولد نوزاد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com