English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
scavenger جانور کثافت خور
scavengers جانور کثافت خور
Other Matches
epizoic زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
zoo ecology قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
dirtiness کثافت
sluttishness کثافت
dirtily به کثافت
squalidity کثافت
squalidness کثافت
stercoraceous کثافت زی
stercoricolous کثافت زی
soilure کثافت ه
slubber کثافت
smirch کثافت
mire کثافت
dustiness کثافت
filthiness کثافت
guck کثافت
jakes کثافت
manginess کثافت
filth کثافت
nastiness کثافت
pollution کثافت
impurity کثافت
contamination کثافت
dirt کثافت
smooching کثافت
smooch کثافت
smooched کثافت
smooches کثافت
addle باطلاق کثافت
muck کثافت پول
scatophagous کثافت خوار
midden توده کثافت
rubbishy پراشغال یا کثافت
stercovorous کثافت خوار
cesspool توده کثافت
squalor کثافت کاری
offscourings اشغال کثافت
smudgy پوشیده از کثافت یا گل و غیره
smudgiest پوشیده از کثافت یا گل و غیره
smudgier پوشیده از کثافت یا گل و غیره
offscouring کثافت واشغال بیرون انداخته
sullied لکه دار کردن کثافت
sully لکه دار کردن کثافت
sullying لکه دار کردن کثافت
sullies لکه دار کردن کثافت
creatures جانور
johnny جانور نر
it ان جانور
nightwalker جانور شب پر
creature جانور
ruffianly جانور خو
beast جانور
it pron ان جانور
animal جانور
structure of an animal جانور
he جانور نر
apod جانور بی پا
animalize جانور
malacostracan جانور
beasts جانور
animals جانور
perissodactyl جانور فرد سم
edentate جانور بی دندان
mammiferous جانور پستاندار
pelagian جانور دریایی
nekton جانور شناور
monocule جانور یک چشم
mammifer جانور پستاندار
milker جانور شیرده
zoophagous جانور خوار
proud <adj.> جانور حشری
stinkard جانور بدبو
tardigrade جانور کندرو
ungulate جانور سم دار
zoophilic علاقمند به جانور
zoophilous علاقمند به جانور
zootheism جانور پرستی
zootomy جانور شکافی
in heat [American E] <adj.> حشری [جانور زن]
on heat [British E] <adj.> حشری [جانور زن]
shell fish جانور صدف
plantigrade جانور دوپا
poikilotherm جانور خونسرد
zoomorphic <adj.> جانور گونه
poikilothermism خونسردی جانور
pollard جانور بی شاخ
polypod جانور بسیارپا
polystomatous جانور بسیار
polystome جانور بسیار
pudge جانور چاق
saprozoon جانور پوده زی
saxicoline جانور سنگ زی
saxicolous جانور سنگ زی
scrag جانور نحیف
amoebae جانور تک سلولی
animalist نقاش جانور
hybrid جانور دورگه
brute جانور حیوان
brutes جانور حیوان
game جانور شکاری
brutality جانور خویی
zoology جانور شناسی
beastliness جانور خویی
fauna جانور نامه
brutal جانور خوی
brutalities جانور خویی
animalculum جانور ریزه
scavenger جانور لاشخور
amebas جانور تک سلولی
scavengers جانور لاشخور
rodent جانور جونده
brutalization جانور خویی
strayed جانور ولگرد
stray جانور بی صاحب
straying جانور بی صاحب
rodents جانور جونده
amoeba جانور تک سلولی
strays جانور بی صاحب
amebae جانور تک سلولی
craw معده جانور
amoebas جانور تک سلولی
zoologist جانور شناس
ratcatcher موش گیر [جانور]
tentacles موی حساس جانور
migrants سیار جانور مهاجر
migrant سیار جانور مهاجر
quadruped چهارپا [جانور شناسی]
aquatic جانور یا گیاه ابزی
pachyderms جانور پوست کلفت
shedder جانور پوست انداز
tentacle موی حساس جانور
mollusc جانور نرم تن حلزون
pachyderm جانور پوست کلفت
slugged چارپاره جانور کندرو
slug چارپاره جانور کندرو
molluscs جانور نرم تن حلزون
slugs چارپاره جانور کندرو
tropicopolitan گیاه یا جانور گرمسیری
female زنانه جانور ماده
heat طلب شدن جانور
in rut <adj.> حشری [جانور شناسی]
rutting <adj.> حشری [جانور مرد]
heats طلب شدن جانور
lair محل استراحت جانور
lairs محل استراحت جانور
viviparous جانور زنده زا ولود
white face جانور پیشانی سفید
zoography جانور شناسی تطبیقی
marsupial جانور کیسه دار
zoomorphic شبیه جانور جانورسان
anteaters جانور پستاندارمورچه خوار
anteater جانور پستاندارمورچه خوار
marsupials جانور کیسه دار
zoophyte جانور گیاه سان
rat catcher موش گیر [جانور]
nervure رگه بندی جانور
nematocyst نیش جانور مرجانی
footpad پای جانور پهنه پا
dolphin دولفین [جانور شناسی]
amoebic وابسته به جانور تک سلولی
mollusk جانور نرم تن حلزون
amphibiotic وابسته به جانور دوزیستی
animalcule جانور ذره بینی
dentition وضع تعداددندانهای جانور
hilding جانور یا اسب بی ارزش
animalculum جانور ذره بینی
malacoderm جانور نرم پوست
holozoic جانور خوراک گیر
beast of ravin جانور درنده یاشکاری
bestialize جانور خوی نمودن
orc جانور بزرگ دریایی
orca جانور بزرگ دریایی
ratter موش گیر [جانور]
jumbos جانور غول اسا
jumbo جانور غول اسا
pleophagous چند جانور خوار
phytozoon جانور گیاه نما
arthropod جانور مفصل دار
endotherm جانور خون گرم
phyllopod جانور برگ پای
sac عضوکیسه مانند جانور
paleozoology دیرین جانور شناسی
sacs عضوکیسه مانند جانور
Caspian kutum ماهی سفید [جانور شناسی]
cyclostomatous وابسته به جانور دهان گرد
Rutilus kutum ماهی سفید [جانور شناسی]
unicorn جانور افسانهای دارای یک شاخ
cyclostome جانور از راسته دهان گردان
Black Sea roach [Rutilus frisii] ماهی سفید [جانور شناسی]
insectivore جانور یا گیاه حشره خوار
mane یال [حیوانات و جانور شناسی]
unicorns جانور افسانهای دارای یک شاخ
hatchling جانور تازه متولد نوزاد
crest یال [حیوانات و جانور شناسی]
endozoic دارای زندگی دردرون جانور
fisher جانور ماهیخوار کرجی ماهیگیری
beaver سگ آبی [حیوانات و جانور شناسی]
gast وحشت جانور بدون اولاد
Rutilus frisii ماهی سفید [جانور شناسی]
Caspian White Fish ماهی سفید [جانور شناسی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com