English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
zoomorphic <adj.> جانور گونه
Other Matches
epizoic زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
zoo ecology قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
updates 1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update 1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updated 1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
navigated گونه
the five predicables گونه
variations گونه ها
variation گونه ها
nature گونه
natures گونه
breed گونه
breeds گونه
navigating گونه
navigates گونه
kinds گونه
species گونه
haffet گونه
navigate گونه
haffit گونه
kind گونه
cheeks گونه
cheek گونه
kindest گونه
sorts گونه
sorted گونه
sort گونه
of all sorts از هر گونه ای
variant گونه
typed گونه الگو
types گونه الگو
type گونه الگو
allomorph واژک گونه
prototypes پیش گونه
spectral class گونه طیقی
diversity گونه گونی
at all hazard با هر گونه مخاطره
blowsy سرخ گونه
blowzed سرخ گونه
blowzy سرخ گونه
buccal وابسته به گونه
climax species گونه اوج
zygomatic استخوان گونه
hysteroid هیستری گونه
rooting reflex بازتاب گونه
ckeek bone استخوان گونه
cheekbones استخوان گونه
cheekbone استخوان گونه
diversities گونه گونی
spasmodically اسپاسم گونه
models گونه یک محصول
modelled گونه یک محصول
modeled گونه یک محصول
model گونه یک محصول
releases گونه یک محصول
schizotypal اسکیزوفرنی گونه
octagon هشت گونه
malar bone استخوان گونه
zygomatic bone استخوان گونه
hypnoidal خواب گونه
hypnoid خواب گونه
prototype پیش گونه
ilk جور گونه
suchlike از این گونه
subspecies زیر گونه
germplasm bank بانک گونه ها
gnathitis اماس گونه
thus بدین گونه
allomorph واج گونه
released گونه یک محصول
spasmodic اسپاسم گونه
release گونه یک محصول
octagons هشت گونه
buildings گونه خاص یک برنامه
diversification گونه گون سازی
releases شماره گونه یک محصول
diversification گونه گون شدن
build گونه خاص یک برنامه
accidental sepcies گونه های اتفاقی
builds گونه خاص یک برنامه
wrap around type گونه نوشتار محیطی
such like از این گونه ومانندان
released شماره گونه یک محصول
release شماره گونه یک محصول
critically endangered species گونه در معرض خطر
blowzy سرخ گونه شلخته
accurate بدون هر گونه خطا
anecdotal evidence شواهد داستان گونه
son file آخرین گونه کاری یک فایل
zephyrus دار گونه باد صبا
alpha اولین گونه یک محصول کامپیوتری
rare varieties of fishes گونه های نادر ماهی
blankest خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
accurately به درستی و بدون هر گونه خطا
blank خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
whisker موی اطراف گونه وچانه
alphas اولین گونه یک محصول کامپیوتری
at the drop of a hat <idiom> بدون هیچ گونه معطلی
whiskery موی اطراف گونه وچانه
jowls ارواره زیرین پرنده گونه
accidental sepcies گونه های پیش آمدی
neophyte گونه بیگانه [گیاه شناسی]
invasive species گونه بیگانه [گیاه شناسی]
father file پشتیبان گونه قدیمی فایل
exotic گونه بیگانه [گیاه شناسی]
invasive exotic گونه بیگانه [گیاه شناسی]
alien species گونه بیگانه [گیاه شناسی]
jowl ارواره زیرین پرنده گونه
nightwalker جانور شب پر
animals جانور
ruffianly جانور خو
malacostracan جانور
apod جانور بی پا
it pron ان جانور
animalize جانور
structure of an animal جانور
johnny جانور نر
creatures جانور
beasts جانور
animal جانور
beast جانور
it ان جانور
he جانور نر
creature جانور
to bear any customs duties هر گونه عوارض گمرکی را به عهده گرفتن
inquiry station دستگاهی که از ان هر گونه درخواستی به عمل می اید
ansi گونه استاندارد زبان برنامه نویس C
free WAIS گونه غیرتجاری سرور جستجوی WAIS
species گونه [نوع] [گیاه شناسی] [جانورشناسی]
description جور [گونه] [قسم] [جنس] [گروه ]
I am prepared for any eventuality. برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
whaterer هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
cheekpiece تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
I strongly protest against such allegations! من به شدت به این گونه اتهامات اعتراض می کنم!
point four رهبری این گونه ممالک را به دست گیرد
brutality جانور خویی
stinkard جانور بدبو
zoophilous علاقمند به جانور
tardigrade جانور کندرو
edentate جانور بی دندان
zootheism جانور پرستی
zoophilic علاقمند به جانور
zoophagous جانور خوار
hybrid جانور دورگه
strays جانور بی صاحب
straying جانور بی صاحب
stray جانور بی صاحب
ungulate جانور سم دار
strayed جانور ولگرد
brutalities جانور خویی
zootomy جانور شکافی
pudge جانور چاق
milker جانور شیرده
polystome جانور بسیار
monocule جانور یک چشم
nekton جانور شناور
polystomatous جانور بسیار
polypod جانور بسیارپا
pollard جانور بی شاخ
poikilothermism خونسردی جانور
poikilotherm جانور خونسرد
plantigrade جانور دوپا
pelagian جانور دریایی
amebae جانور تک سلولی
amebas جانور تک سلولی
rodents جانور جونده
shell fish جانور صدف
scrag جانور نحیف
rodent جانور جونده
amoebas جانور تک سلولی
saxicolous جانور سنگ زی
saxicoline جانور سنگ زی
mammifer جانور پستاندار
saprozoon جانور پوده زی
amoebae جانور تک سلولی
amoeba جانور تک سلولی
mammiferous جانور پستاندار
perissodactyl جانور فرد سم
game جانور شکاری
beastliness جانور خویی
brutes جانور حیوان
brute جانور حیوان
scavenger جانور لاشخور
animalculum جانور ریزه
proud <adj.> جانور حشری
zoology جانور شناسی
zoologist جانور شناس
animalist نقاش جانور
scavengers جانور لاشخور
fauna جانور نامه
brutal جانور خوی
craw معده جانور
brutalization جانور خویی
on heat [British E] <adj.> حشری [جانور زن]
in heat [American E] <adj.> حشری [جانور زن]
Klamath نام کد برای گونه کم هزینه پردازنده Intel pention
positive که اشیا را همان گونه که دیده می شوند نشان میدهد
cloning کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
all weather fighter هواپیمایی که در هر گونه شرایط جوی قادر به عمل باشد
clone کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com