English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English Persian
overwrite جانویسی کردن جای نوشتن
Other Matches
overwrite جانویسی
scrawls با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
photodigital memory سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
encipher برمز نوشتن رمز نوشتن
referred توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refers توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refer توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
to commit to paper نوشتن ثبت کردن
to fill in نوشتن خاکریزی کردن
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
commentated حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribe نسخه نوشتن تعیین کردن
spell املاء کردن درست نوشتن
commentating حاشیه نوشتن یادداشت کردن
annotation نوشتن تذکرات تقریظ کردن
spells املاء کردن درست نوشتن
annotations نوشتن تذکرات تقریظ کردن
commentate حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribing نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribes نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribed نسخه نوشتن تعیین کردن
to draw up a contract قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
spelled املاء کردن درست نوشتن
rubricate بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricize بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
interpage در روی صفحههای میانی چاپ کردن یا نوشتن
writes سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
write بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
opened آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
phoneticism عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
open آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
write permit ring چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
crashed خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
erasable قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
declaration نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
macro کلمهای که برای بیان تعدادی دستور یا ساده کردن نوشتن برنامه به کار می رود
declarations نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarative statement نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
programs نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
head دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
degauss پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
alphabetize به ترتیب الفبا نوشتن باحروف الفبا بیان کردن
graphics تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
write protect قسنت کوچکی در فلاپی دیسک که حرکت داده شود مانع هر گونه نوشتن یا پاک کردن دیسک میشود
graphics پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
hyphens فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphen فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
writes نوشتن
put down <idiom> نوشتن
superscrible نوشتن
scrawls بد نوشتن
write head هد نوشتن
pens نوشتن
set down نوشتن
penning نوشتن
inscribe نوشتن
to set down نوشتن
scribbles بد نوشتن
scrawling بد نوشتن
to drive a pen or quill نوشتن
inscribes نوشتن
pt down نوشتن
to reduce to writing نوشتن
pen نوشتن
penned نوشتن
scrawled بد نوشتن
scribbling بد نوشتن
scrawl بد نوشتن
to put down نوشتن
inscribed نوشتن
indite نوشتن
inscribing نوشتن
scribble بد نوشتن
write نوشتن
scribbled بد نوشتن
scrolls کتیبه نوشتن
noting نت موسیقی نوشتن
rewrites دوباره نوشتن
preambles مقدمه نوشتن
prefacing دیباچه نوشتن
rewrites باز نوشتن
programs برنامه نوشتن
editorialising سرمقاله نوشتن
editorialize سرمقاله نوشتن
list در فهرست نوشتن
jot با شتاب نوشتن
editorialized سرمقاله نوشتن
rewrite دوباره نوشتن
rewrite باز نوشتن
write head نوک نوشتن
hyphenate با خط پیوند نوشتن
tablet بر لوح نوشتن
editorializes سرمقاله نوشتن
tablets بر لوح نوشتن
write out به تفصیل نوشتن
jots با شتاب نوشتن
commentates تقریظ نوشتن
rewrote باز نوشتن
over write جای نوشتن
tired of writing خسته از نوشتن
engross درشت نوشتن
rewritten باز نوشتن
program برنامه نوشتن
prefaces دیباچه نوشتن
prefaced دیباچه نوشتن
preface دیباچه نوشتن
read/write head هدخواندن- نوشتن
jotted با شتاب نوشتن
rewrote دوباره نوشتن
rewritten دوباره نوشتن
penning خامه نوشتن
pen خامه نوشتن
notes نت موسیقی نوشتن
editorializing سرمقاله نوشتن
allegorize تمثیل نوشتن
rewriting دوباره نوشتن
i am weary of writing از نوشتن خسته
penned خامه نوشتن
precis خلاصه نوشتن
poeticize شعر نوشتن
rewriting باز نوشتن
poetize شعر نوشتن
impanel در صورت نوشتن
note نت موسیقی نوشتن
graphic وابسته به فن نوشتن
read/write خواندن- نوشتن
annotated تفسیر نوشتن
commentated تقریظ نوشتن
gloss حاشیه نوشتن بر
itemising به اقلام نوشتن
tabling در فهرست نوشتن
write off زود نوشتن
itemises به اقلام نوشتن
autographs دستخط نوشتن
write-ups به تفصیل نوشتن
annotating تفسیر نوشتن
annotating یادداشت نوشتن
annotating حاشیه نوشتن
itemize به اقلام نوشتن
annotates حاشیه نوشتن
wirte only تنها نوشتن
miswrite اشتباه نوشتن
graphomania شهوت نوشتن
annotates یادداشت نوشتن
autographing دستخط نوشتن
annotates تفسیر نوشتن
autographed دستخط نوشتن
write-up به تفصیل نوشتن
write up به تفصیل نوشتن
enlists درفهرست نوشتن
double space یک خط درمیان نوشتن
tabled در فهرست نوشتن
scribbling باشتاب نوشتن
write-offs زود نوشتن
scribbles باشتاب نوشتن
scribbled باشتاب نوشتن
scribble باشتاب نوشتن
to dip ones pen in gall سخت نوشتن
write-off زود نوشتن
tables در فهرست نوشتن
penmanship طرز نوشتن
commentate تقریظ نوشتن
invoicing فاکتور نوشتن
inscroll در طومار نوشتن
invoices فاکتور نوشتن
invoiced فاکتور نوشتن
invoice فاکتور نوشتن
itemised به اقلام نوشتن
table در فهرست نوشتن
prose نثر نوشتن
demythologize تفسیر نوشتن
preamble مقدمه نوشتن
annotate حاشیه نوشتن
elegize قصیده نوشتن
enlisting درفهرست نوشتن
overwrite زیاد نوشتن
overwrite دومرتبه نوشتن
circumscribing نوشتن در دور
commentating تقریظ نوشتن
to write out بتفضیل نوشتن
pens خامه نوشتن
itemizes به اقلام نوشتن
itemized به اقلام نوشتن
scroll کتیبه نوشتن
handwrite بادست نوشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com