English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (9 milliseconds)
English Persian
booth جایگاه رژه
booths جایگاه رژه
Search result with all words
location جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
locations جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
house جایگاه جا
housed جایگاه جا
houses جایگاه جا
orchestra دسته نوازندگان جایگاه ارکست
orchestras دسته نوازندگان جایگاه ارکست
place جایگاه
places جایگاه
placing جایگاه
station جایگاه
stationed جایگاه
stations جایگاه
bar جایگاه متهمین در دادگاه
bars جایگاه متهمین در دادگاه
stand جایگاه گواه در دادگاه
operating room جایگاه عمل
operating rooms جایگاه عمل
position جایگاه
positioned جایگاه
platform کف راه جایگاه خطابه
platforms کف راه جایگاه خطابه
perch جایگاه بلند جای امن
perched جایگاه بلند جای امن
perches جایگاه بلند جای امن
perching جایگاه بلند جای امن
sanctuaries جایگاه مقدس
sanctuary جایگاه مقدس
stall لژ جایگاه ویژه
stalling لژ جایگاه ویژه
press box لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press boxes لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
stands جایگاه تماشاگران
galleries جایگاه تماشاگران
gallery جایگاه تماشاگران
clubhouse ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
clubhouses ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
dock جایگاه متهم در دادگاه
docked جایگاه متهم در دادگاه
docks جایگاه متهم در دادگاه
news stand جایگاه فروش روزنامه
news-stand جایگاه فروش روزنامه
news-stands جایگاه فروش روزنامه
podium بالکن جایگاه مخصوص
podiums بالکن جایگاه مخصوص
lay by جایگاه ایست ایستگاه
lay-by جایگاه ایست ایستگاه
lay-bys جایگاه ایست ایستگاه
menagerie جایگاه دام ودد
menageries جایگاه دام ودد
seat جایگاه نشاندن
seated جایگاه نشاندن
seats جایگاه نشاندن
witness box جایگاه شهود گواه جای
witness box جایگاه ویژه گواهان در دادگاه
grandstand جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
grandstand جایگاه سرپوشیده
grandstands جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
grandstands جایگاه سرپوشیده
antechoir جایگاه مخصوص روحانیون وسرایندگان در کلیسا
band shell جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
banstand جایگاه ارکست
dram shop جایگاه نوشابه فروشی
engine house جایگاه لوکوموتیو
far turn پیچ سمت جایگاه
feretory تابوت یاصندوق اثارمقدس جایگاه اثارمقدس
fire post جایگاه اتش نشانی
flash house جایگاه دزدان
gate chamber wall جایگاه حرکت دریچه
haras جایگاه تخم کشی اسب
hibernaculum جایگاه زمستانی
home range جایگاه حیوانات
lattice site جایگاه شبکه
lubritorium جایگاه مخصوص روغن کاری ماشین
malt house جایگاه مالت سازی
oarlock جایگاه فلزی پارو
on licence پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
ordinal position جایگاه ترتیبی
parking place جایگاه توقف
picture palace جایگاه سینما
picture theatre جایگاه سینما
picturedrome جایگاه سینما
porter house جایگاه فروش و صرف ابجووکباب و مانند انها
pumping ststion جایگاه تلمبه
sail loft جایگاه بادبان سازی
sanctum قدس جایگاه مقدس
site plan نقشه جایگاه
stone work جایگاه سنگ تراشی
swinery پرورشگاه یا جایگاه خوکان
tap room جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
telephone station جایگاه تلفن
toll house جایگاه
limb top جایگاه
paper advance setting جایگاه پیشرفته ورق
stand one's ground <idiom> حمایت از جایگاه شخص
cabin جایگاه
Pay attention to the house rules [hazard statements] . توجه بکنید به قواعد جایگاه [اظهارات خطر] .
altar of credence [جایگاه نان و شراب مقدس]
band-stand جایگاه ارکستر
choir-aisle [راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
Other Matches
scene of destruction جایگاه خرابیها
expanse of rubble جایگاه خرابیها
expanse of ruins جایگاه خرابیها
choir-wall [دیواره ی جداکننده جایگاه]
choir-loft [بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
fore [جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
iconostasis [پرده ای بین جایگاه مقدس و فضای اصلی در کلیساهای ارتدکس یونان و روسیه]
choir-rail [ردیفی از نرده ها یا جداره ی مشبک که جایگاه همسرایان را از شبستان کلیسا جدا می کند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com