Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (19 milliseconds)
English
Persian
location
جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
locations
جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
Other Matches
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags
1-روش نشان دادن انتهای فیلد یا یک چیز مخصوص در پایگاه داده ها. 2-روش گزارش دادن وضعیت ثبات پس از یک عمل ریاضی یا منط قی
flag
1-روش نشان دادن انتهای فیلد یا یک چیز مخصوص در پایگاه داده ها. 2-روش گزارش دادن وضعیت ثبات پس از یک عمل ریاضی یا منط قی
to grow
[into]
توسعه دادن وضعیت
[به]
to develop
[into]
توسعه دادن وضعیت
[به]
develop
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develops
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
indicator
نوری که برای اخطار دادن یا بیان وضعیت یک قطعه به کار می رود
serviceability criteria
وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
inverse
تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن
hartley
بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل
active status
وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
race
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
raced
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
races
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
statement of service
خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
maintenance
1-قرار دادن ماشین در وضعیت کارایی خوب . 2-کارهایی که برای اجرای سیستم انجام می شوند مثل ترمیم خرابی ها
local
<adj.>
مکانی
locative
مکانی
regional
<adj.>
مکانی
developments
رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
development
رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
parabolas
قطع مکانی
clearing out
[of a place]
اخراج
[از مکانی]
parabola
قطع مکانی
location chart
نگاره مکانی
locative
حالت مکانی
local
مکانی شهری
place utility
مطلوبیت مکانی
place value
ارزش مکانی
locals
مکانی موضعی
locals
مکانی شهری
position response
پاسخ مکانی
position habit
عادت مکانی
local
مکانی موضعی
flying status
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
positional notation
نشان گذاری مکانی
transparent
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
transparently
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
holding position
وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
put on the map
<idiom>
باعث معروف شدن مکانی
on the move
<idiom>
حرکت از مکانی به مکان دیگر
relative
اطلاعات مکانی دررابط ه با یک نقط ه مرجع
there is time and place for everything
<proverb>
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
device
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
devices
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
lay over
<idiom>
به مکانی درراه رسیدن برای مدتی ماندن
bit mapped screen
pixel یک صفحه نمایش که در ان هر سلول تصویری میتوانددر ارتباط با مکانی از حافظه
readiness condition
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
groupie
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
groupies
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
cabin
جایگاه
limb top
جایگاه
positioned
جایگاه
houses
جایگاه جا
position
جایگاه
stations
جایگاه
stationed
جایگاه
station
جایگاه
house
جایگاه جا
housed
جایگاه جا
placing
جایگاه
places
جایگاه
place
جایگاه
toll house
جایگاه
band-stand
جایگاه ارکستر
galleries
جایگاه تماشاگران
seat
جایگاه نشاندن
grandstand
جایگاه سرپوشیده
grandstands
جایگاه سرپوشیده
hibernaculum
جایگاه زمستانی
flash house
جایگاه دزدان
picturedrome
جایگاه سینما
picture theatre
جایگاه سینما
seats
جایگاه نشاندن
telephone station
جایگاه تلفن
ordinal position
جایگاه ترتیبی
parking place
جایگاه توقف
sanctuary
جایگاه مقدس
sanctuaries
جایگاه مقدس
pumping ststion
جایگاه تلمبه
picture palace
جایگاه سینما
booths
جایگاه رژه
booth
جایگاه رژه
expanse of ruins
جایگاه خرابیها
gallery
جایگاه تماشاگران
expanse of rubble
جایگاه خرابیها
scene of destruction
جایگاه خرابیها
lattice site
جایگاه شبکه
site plan
نقشه جایگاه
stalling
لژ جایگاه ویژه
stall
لژ جایگاه ویژه
engine house
جایگاه لوکوموتیو
banstand
جایگاه ارکست
operating rooms
جایگاه عمل
operating room
جایگاه عمل
seated
جایگاه نشاندن
home range
جایگاه حیوانات
stands
جایگاه تماشاگران
dock
جایگاه متهم در دادگاه
platforms
کف راه جایگاه خطابه
stand
جایگاه گواه در دادگاه
press boxes
لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
fire post
جایگاه اتش نشانی
choir-wall
[دیواره ی جداکننده جایگاه]
platform
کف راه جایگاه خطابه
dram shop
جایگاه نوشابه فروشی
far turn
پیچ سمت جایگاه
gate chamber wall
جایگاه حرکت دریچه
press box
لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
menageries
جایگاه دام ودد
swinery
پرورشگاه یا جایگاه خوکان
paper advance setting
جایگاه پیشرفته ورق
podiums
بالکن جایگاه مخصوص
sail loft
جایگاه بادبان سازی
stand one's ground
<idiom>
حمایت از جایگاه شخص
sanctum
قدس جایگاه مقدس
podium
بالکن جایگاه مخصوص
bar
جایگاه متهمین در دادگاه
bars
جایگاه متهمین در دادگاه
stone work
جایگاه سنگ تراشی
news-stand
جایگاه فروش روزنامه
malt house
جایگاه مالت سازی
news stand
جایگاه فروش روزنامه
menagerie
جایگاه دام ودد
lay-bys
جایگاه ایست ایستگاه
lay-by
جایگاه ایست ایستگاه
docked
جایگاه متهم در دادگاه
news-stands
جایگاه فروش روزنامه
oarlock
جایگاه فلزی پارو
docks
جایگاه متهم در دادگاه
lay by
جایگاه ایست ایستگاه
plenum method
طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
perched
جایگاه بلند جای امن
perching
جایگاه بلند جای امن
choir-loft
[بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
orchestra
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
haras
جایگاه تخم کشی اسب
witness box
جایگاه شهود گواه جای
perches
جایگاه بلند جای امن
witness box
جایگاه ویژه گواهان در دادگاه
orchestras
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
altar of credence
[جایگاه نان و شراب مقدس]
perch
جایگاه بلند جای امن
defense readiness condition
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
lubritorium
جایگاه مخصوص روغن کاری ماشین
choir-aisle
[راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
fore
[جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
antechoir
جایگاه مخصوص روحانیون وسرایندگان در کلیسا
tap room
جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
porter house
جایگاه فروش و صرف ابجووکباب و مانند انها
clubhouse
ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
Pay attention to the house rules
[hazard statements]
.
توجه بکنید به قواعد جایگاه
[اظهارات خطر]
.
clubhouses
ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
grandstands
جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
grandstand
جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
band shell
جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
iconostasis
[پرده ای بین جایگاه مقدس و فضای اصلی در کلیساهای ارتدکس یونان و روسیه]
choir-rail
[ردیفی از نرده ها یا جداره ی مشبک که جایگاه همسرایان را از شبستان کلیسا جدا می کند.]
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
destination
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
destinations
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
on licence
پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
state
وضعیت
attitude
وضعیت
attitudes
وضعیت
states
وضعیت
situation
وضعیت
stating
وضعیت
estate
وضعیت
manner
وضعیت
estates
وضعیت
stated
وضعیت
fate
وضعیت
fates
وضعیت
state-
وضعیت
attack conditon , bravo
وضعیت تک
attack condition , alfa
وضعیت تک
situations
وضعیت
condition
وضعیت
phase
وضعیت
position
وضعیت
phased
وضعیت
phases
وضعیت
status
وضعیت
quality
وضعیت
qualities
وضعیت
positioned
وضعیت
stationary state
وضعیت سکون
status report
گزارش وضعیت
state stress
وضعیت تنش
byte mode
وضعیت بایت
condition code
رمز وضعیت
status board
تابلوی وضعیت
status board
تابلو وضعیت
status register
ثبات وضعیت
idle position
وضعیت ساکن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com