Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
press gallery
جای ویژه مخبرین جراید درمجلس
Other Matches
idiosyncrasies
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
Fleet Street
جراید لندن
press
مطبوعات جراید
presses
مطبوعات جراید
opposition
با the گروه اقلیت درمجلس
first reading
طرح نخستین لایحه قانونی درمجلس
to watch for certain symptoms
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
special interest groups
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialty
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
noblemen
شخصی که از طبقه اعیان و شایسته عضویت درمجلس اعیان باشد
nobleman
شخصی که از طبقه اعیان و شایسته عضویت درمجلس اعیان باشد
f.drss
جامه شخصی که باتفتن شخصی دوخته درمجلس رقص بپوشند
praetorial
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
specifics
ویژه
specific
ویژه
special character
ویژه
specialists
ویژه گر
specialist
ویژه گر
particular
ویژه
experts
ویژه گر
expert
ویژه گر
adhoc
ویژه
priviege
حق ویژه
extra special
ویژه
peculiar
ویژه
idiocrasy
ویژه
special
ویژه
nett
ویژه
nets
ویژه
prerogatives
حق ویژه
paticular
ویژه
privilege
حق ویژه
net
ویژه
prerogative
حق ویژه
specially
ویژه
expressing
ویژه
expresses
ویژه
expressed
ویژه
express
ویژه
extra
<adj.>
ویژه
particulars
ویژه
special
<adj.>
ویژه
specific humidity
نم ویژه
gastronomist
ویژه گرخوراک
electrical resistivity
مقاومت ویژه
favourite or vor
ویژه مخصوص
endemical
ویژه یک قوم
equity capital
ارزش ویژه
extra equipment
متعلقات ویژه
habiliments
جامه ویژه
monkish
ویژه راهبان
life guard
هنگ ویژه
lacrimal
ویژه اشک
lachrymal
ویژه اشک
labeled cargo
کالای ویژه
kink
ویژه گی فرریز
indicium
نشانه ویژه
special session
نشست ویژه
monocular
ویژه یک چشم
proper volume
ویژه حجم
eigenvalue
ویژه مقدار
eigenfunction
ویژه تابع
ecotype
بوم ویژه
idiom
تعبیر ویژه
idiom
زبان ویژه
specific gravity
گرانی ویژه
specific gravities
گرانی ویژه
rarely
بااستادی ویژه
characteristics
نشان ویژه
booths
جای ویژه
booth
جای ویژه
standing orders
اوامر ویژه
standing order
اوامر ویژه
idioms
زبان ویژه
idioms
تعبیر ویژه
conizance
نشان ویژه
proper value
ویژه مقدار
characteristic root
ویژه مقدار
characteristic number
ویژه مقدار
characteristic function
ویژه تابع
cariologist
ویژه گر قلب
bylaw
قانون ویژه
byelaw
قانون ویژه
body guard
هنگ ویژه
acoustician
ویژه گر اواشنود
morbid
ویژه ناخوشی
net profit
سود ویژه
specific humidity
رطوبت ویژه
special deposits
سپردههای ویژه
specific lattice
شبکه ویژه
special character
دخشه ویژه
specific resistance
مقاومت ویژه
specific rotation
چرخش ویژه
specific viscosity
گرانروی ویژه
specific volume
حجم ویژه
specific weight
سنگینی ویژه
special drawing rights
حق برداشت ویژه
special duty
کار ویژه
specific heat
دمای ویژه
specific heat
گرمای ویژه
specific drawdown
افت ویژه
specific donor
دهنده ویژه
specific cost
هزینه ویژه
species specific
نوع- ویژه
special verdict
تصمیم ویژه
special symbol
نماد ویژه
special passport
پاسپورت ویژه
special party
گروه ویژه
special case
مورد ویژه
special bastard
حرامزاده ویژه
specific yield
ابدهی ویژه
preceptorial
ویژه اموزگاری
praetorian guard
گارد ویژه
speleologist
ویژه گر غارشناسی
penologist
ویژه گر کیفرشناسی
special effects
جلوههای ویژه
particular lien
حق حبس ویژه
(not one's) cup of tea
<idiom>
علاقه ویژه
special drawing right
حق برداشت ویژه
prerogatived
دارای حق ویژه
proper function
ویژه تابع
quantum state
ویژه حالت
special agreement
قرارداد ویژه
singular matrix
ماتریس ویژه
singular matrix
ماتریش ویژه
self weight
ویژه وزن
specific weight
وزن ویژه
resistivity
مقاومت ویژه
relative density
گرانی ویژه
regiospecific
جهت ویژه
extraordinary meeting
نشست ویژه
specializes
ویژه گری
specialist
ویژه کار
monographs
ویژه نگاشت
prerogative
دارای حق ویژه
monograph
ویژه نگاشت
garb
پوشاک ویژه
prerogatives
حق یا امتیاز ویژه
dead weights
ویژه وزن
prerogatives
دارای حق ویژه
specialities
ویژه گری
dead weight
ویژه وزن
speciality
ویژه گری
experts
ویژه کار
prerogative
حق یا امتیاز ویژه
specialty
ویژه گری
characteristic
نشان ویژه
specializing
ویژه گری
specialize
ویژه گری
stall
لژ جایگاه ویژه
stalling
لژ جایگاه ویژه
specialising
ویژه گری
specialises
ویژه گری
lingo
زبان ویژه
capital
ارزش ویژه
characteristically
نشان ویژه
lineament
نشان ویژه
lineaments
نشان ویژه
expert
ویژه کار
nutritionist
ویژه گر تغذیه
specialists
ویژه کار
traits
نشان ویژه
version
شرح ویژه
specialization
ویژه کاری
versions
شرح ویژه
neurologist
ویژه گر اعصاب
zoologist
ویژه گرجانورشناسی
juveniles
ویژه نو جوانان
trait
نشان ویژه
physiologists
ویژه گر فیزیولوژی
specialization
ویژه گری
lingoes
زبان ویژه
physiologist
ویژه گر فیزیولوژی
nutritionists
ویژه گر تغذیه
juvenile
ویژه نو جوانان
pinup
ویژه نصب به دیوار
physiographer
ویژه گر جغرافیای طبیعی
individualized
حالت ویژه دادن
coasters
کشتی ویژه خط ساحلی
nett
ویژه خرج دررفته
individualizes
حالت ویژه دادن
individualizing
حالت ویژه دادن
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
coaster
کشتی ویژه خط ساحلی
laid up in bed
پیشه ویژه رشته
peronality of laws
حالت ویژه قانون
lattice resistivity
مقاومت ویژه شبکه
mourning paper
کاغذ ویژه عزاداری
individualises
حالت ویژه دادن
individualising
حالت ویژه دادن
molecular specific heat
گرمای ویژه مولی
molar specific heat
گرمای ویژه مولی
metllurgist
ویژه گرفلز کاری
one particle eigenfunction
ویژه تابع یک ذره
individualize
حالت ویژه دادن
ophthalmologist
ویژه گر چشم پزشکی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com