English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
English Persian
highlight جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
highlighted جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
highlights جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
Other Matches
coroutine بخشی از برنامه یا تابع که داده را عبور میدهد و سایر توابع همروند را کنترل میکند سپس متوقف میشود
main line program بخشی از یک برنامه که ترتیب اجرای سایر واحدهای موجوددر برنامه را کنترل میکند
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
clears پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clearest پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clearer پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clear پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
scissoring 1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
contributing هم بخشی کردن
contributes هم بخشی کردن
contribute هم بخشی کردن
contributed هم بخشی کردن
selective مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
rehabilitation تجدید قوا کردن توان بخشی
titillate بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillating بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillated بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillates بطور لذت بخشی تحریک کردن
selectively مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
semaphore مشخصات دو کار و تصدیق مناسب برای جلوگیری از قفل کردن یا سایر مشکلات وقتی که هر دو نیاز به وسیله جانبی یا تابعی دارند
attentions توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
attention توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
clamper مداری که سطح سیگنال را از نوک اسکن کردن یا سایر وسایل ورودی به بیشترین حد محدود میکند زودتر از وقتی که به یک مقدار عددی تبدیل شود
search فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
searchingly فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
searched فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
searches فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
other <adj.> سایر
other people سایر مردم
Other means of transport سایر وسایل نقلیه
leaders درباره سایر رکوردهای فایل
ceteris paribus ثابت بودن سایر شرایط
leader درباره سایر رکوردهای فایل
head توپی کامل و سایر متعلقات
garbage سازماندهی مجدد و حذف فایلهای داده و رکوردهای نالازم . پاک کردن بخشی از حافظه برنامه یا داده اش که استفاده نمیشود
nave سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
fill رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
inert که با سایر مواد شیمیایی کار نمیکند
naves سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
negative diheral تمایل بال یا سایر ایرفویلهابطرف پایین
FMS ربات و سایر وسایل خودکار در تولید
exhaustable resources زغال سنگ و سایر مواد کانی
fills رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
purest پاکیزه یا ترکیب نشده با سایر چیزها
pure پاکیزه یا ترکیب نشده با سایر چیزها
purer پاکیزه یا ترکیب نشده با سایر چیزها
root بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
roots بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
priorities شینالی به کامپیوتر که از سایر کارها پیش می گیرد
book message نامهای که سایر گیرندگان دران قید نمیشود
holding company شرکتی که سایر شرکتها را تحت کنترل دارد
breakers وسیله که با قط ع برق سایر اجزا را محافظت میکند
departmental LAN چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
c استفاده مشابه از کامپیوتر و سایر اجزا در فرآیند
babble اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
priority شینالی به کامپیوتر که از سایر کارها پیش می گیرد
babbled اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
breaker وسیله که با قط ع برق سایر اجزا را محافظت میکند
babbles اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
He is the best physician as physicians go. نسبت به سایر پزشکان از همه بهتر است
opening hours ساعاتی که بانک، کتابخانه و سایر مراکز باز می شود.
casing جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
casings جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
office of the future ارتباطات داده و سایر تکنولوژیهای الکترونیکی بعمل می اورد
electronic سیستم ارسال پیام و دریافت آن از سایر کاربران شبکه
e mail سیستم ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران شبکه
identity matrix ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
pan germanism نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
flexible استفاده از ماشین CNC , ربات یا سایر وسایل خودکار در تولید
interrogatory مجموعه سوالاتی که از شهودیا سایر اطراف دعوی در یک دادگاه میشود
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
desk accessories وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
pounded محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
chips خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
form ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
chip خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
formed ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
pounding محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
forms ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
pounds محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
interrupt سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
billon الیاژی از طلا ونقره یامس یا قلع ویا سایر فلزات کم ارزش
names کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
name کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
diagnostic قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی سایر مدارها یا قط عات است
interrupting سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
benchmark نشانهای در اندیس که مهم است و قابل مقایسه با سایر نشانه هاست
interrupts سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
pound محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
benchmarks نشانهای در اندیس که مهم است و قابل مقایسه با سایر نشانه هاست
fraud دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
frauds دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
CBMS استفاده از یک سیستم کامپیوتری برای دریافت و ارسال پیام ها از سایر کاربران
enterprise سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
machines یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
anti- سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
machined یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
outdent خطی از متن که نسبت به سایر خطوط یک پاراگراف بیشتر به سمت چپ بسط می یابد
optical اشبعه لیزر و سایر منابع نور برای داده به صورت پاسهای نوری
buffer مدار که سیستم را از آسیب ورودی سایر مدارها یا وسایل جانبی حفظ میکند
enterprises سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
comdex نمایشگاه بازرگانی کامپیوترهای بزرگ در امریکا و سایر کشورها کامدکس processing Data municationand
main مجموعه دستوراتی که بخش اصلی برنامه را می سازند و از آنجا سایر توابع فراخوانی می شوند
linkage نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
adjunct register ثبات بیت که در آن بیتهای ابتدایی اطلاعات کنترلی و سایر بیتها در اختیار برنامه است
linkages نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
bandpass filter فیلتر الکترونیکی که به فرکانسهای خالص اجازه عبور میدهد و سایر فرکانسها را ترد میکند
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
download 1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
gum رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
collator ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
gums رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
advisory lock قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
out of step دو یا چند سری پالسهای دیجیتال یا سایر پدیدههای ناپیوسته با فرکانسهای یکسان که در زمانهای متفاون رخ میدهند
gumming رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
basics روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
opened آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
calculate فیلدی در یک رکورد پایگاه داده ها که حاوی نتیجه محاسبه انجام شده روی سایر فیلدهاست
aerodynamics شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
gummed رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
basic روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
open آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
centralized امکانات پردازش داده که در یک محل متمرکز و قابل دستیابی توسط سایر کاربران انجام می شوند
calculates فیلدی در یک رکورد پایگاه داده ها که حاوی نتیجه محاسبه انجام شده روی سایر فیلدهاست
calculated فیلدی در یک رکورد پایگاه داده ها که حاوی نتیجه محاسبه انجام شده روی سایر فیلدهاست
proprietary file format روش ذخیره سازی داده ساخت یک شرکت برای محصولاتش که با سایر محصولات سازگار نیست
opens آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
common carrier شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
emitter coupled logic طرح مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از انتشار کنندههای ترانزیستور به عنوان خروجی به سایر مراحل
altar-rail [نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
portion بخشی
sectorial بخشی
portions بخشی
tripartite سه بخشی
triplet سه بخشی
sextet شش بخشی
regional <adj.> بخشی
bisection دو بخشی
triarchy سه بخشی
trichotomous سه بخشی
parochial بخشی
sextets شش بخشی
local <adj.> بخشی
partial بخشی
hexaploid شش بخشی
dichotomous دو بخشی
ninefold نه بخشی
Centigrade صد بخشی
fractions بخشی از
fraction بخشی از
as part of بخشی از
divisor بخشی
sectoral بخشی
sequence ترتیبی که شماره کاربر, کلمه رمز و سایر کدهای مجاز وارد می شوند تابه سیستم دستیابی شود
commoners داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
sequences ترتیبی که شماره کاربر, کلمه رمز و سایر کدهای مجاز وارد می شوند تابه سیستم دستیابی شود
number cruncher یک برنامه یا کامپیوتر که برای انجام مقادیر بزرگی ازمحاسبه و سایر دستکاریهای عددی طراحی شده است محاسبه
common داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
commonest داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
taskbar میلهای که درپایین صفحه ویندوز اجرا میشود و دکمه + Start و پیش از سایر برنامه ها پنجرههای جاری را نشان میدهد
back plane یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
finder عنصر مرکزی یک محیط عملیاتی و برنامهای که میان سایر چیزها فایلهای ذخیره شده روی دیسک ها رانشان میدهد
two sector economy اقتصاد دو بخشی
vitalization حیات بخشی
effectiveness اثر بخشی
effectiveness تاثیر بخشی
animation جان بخشی
animations جان بخشی
stanza بخشی از بازی
stanzas بخشی از بازی
refreshments نیرو بخشی
refreshment نیرو بخشی
drill tang بخشی از مته
dezincification فرسودگی بخشی
slice بخشی از چیزی
slices بخشی از چیزی
stanine scale مقیاس نه بخشی
equipartition principle اصل هم بخشی
efficiency اثر بخشی
polychotomy چند بخشی
stanine score نمره نه بخشی
stens مقیاس ده بخشی
sectoral integation ادغام بخشی
satisfactoriness رضایت بخشی
part way بخشی از راه
genbraliztion کلیت بخشی
personification شخصیت بخشی
fraction 1-بخشی از یک واحد
fractions 1-بخشی از یک واحد
part بخشی از چیزی
heptamerous هفت بخشی
partial بخشی قسمتی
sectoral integation یکپارچگی بخشی
healthfulness صحت بخشی
physical medicine طب توان بخشی
triploid سه قسمتی سه بخشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com