Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
She has a subtle charm.
جذابیت ظریفی دارد
Other Matches
As a wit once said . . .
ظریفی می گفت ...
It is a very subtle point.
نکته بسیار ظریفی است
spelled
جذابیت
vibes
جذابیت
magnetism
جذابیت
allure
جذابیت
spells
جذابیت
spell
جذابیت
graced
جذابیت افسونگری
graces
جذابیت افسونگری
gracing
جذابیت افسونگری
grace
جذابیت افسونگری
charm
فریبندگی جذابیت
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
image
[برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر]
images
برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر
non-directional design
طرح فراگیر
[این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
chain
دارد.
he has a rage for money
دارد
he has worms
دارد
are there any remarks?
دارد
chains
دارد.
there is a time for everything
دارد
has
دارد
heavy fighting is in progress
دارد
hast
او دارد
he is ill with fever
تب دارد
There is something wrong with the ...
... عیب دارد.
there is a rumour that
شهرت دارد که
virus
وجود دارد
not a patch on
چه دخلی دارد
leek d;
[,vjvi ;i fv'ihd \ik ,
بزرگ دارد
viruses
وجود دارد
Buttonhole
کتی که در دو طرف دکمه دارد
multungulate
که بیش از دو سم دارد
the reason is two fold
دودلیل دارد
the reason is manifold
چنددلیل دارد
he speaks to the purpose
قصدی دارد
he tops .0 metres
یک مترونیم قد دارد
figure on
<idiom>
بستگی دارد به
the probability is
احتمال دارد
There is a knack in it .
یک فنی دارد
it depends
[on]
بستگی دارد
[به]
it is sufficiently stamped
کسرتمبر دارد
what the odds
چه اهمیت دارد
he has an axe to grind
غرض دارد
he has an a. to grind
مقصود دارد
god is
خداوجود دارد
our library is well stocked
خوبی دارد
he has a spite against me
بامن لج دارد
Windows GDI
بیتی دارد
He has a day off.
او مرخصی دارد.
it has sides
سه پهلو دارد
what hurt is there in that
چه زیانی دارد
what matter?
چه اهمیت دارد
he has a maggot in his head
وسواس دارد
he is fifty
تمام دارد
But one leg to the fowl.
<proverb>
مرغ یک پا دارد .
he is 0 years old
او ده سال دارد
it is usual with him
عادت دارد
I owe him a dept of gratitude.
حق بگردنم دارد
walls have ears
گوش دارد
biased
آنچه اریب دارد
She has a lovely ( nice ) voice.
صدای قشنگه دارد
it askes for attention
توجه لازم دارد
basses
کسی که صدای بم دارد
She has a soft voice
صدای نرمی دارد
She has engaging manners .
رفتار گیرایی دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure .
فشار خون دارد
in all like
احتمال کلی دارد
there removred revolution
شورشی که شهرت دارد
rubrician
کتاب نماز دارد
He writes well . he wields a formidable pen .
قلم خوبی دارد
bass
کسی که صدای بم دارد
the work is in full swing
کاربخوبی جریان دارد
he has much merit
بسیار شایستگی دارد
the cat has nine lives
سگ هفت جان دارد
backs
که یک باتری پشتیبان دارد
back
که یک باتری پشتیبان دارد
How long is the ticket valid?
بلیت تا کی اعتبار دارد؟
that word is obsolescent
ان واژه کم کم دارد مهجور
that bridge has openings
ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
tea is preferable to water
چایی بر اب ترجیح دارد
he bears out his name
اسم بامسمایی دارد
he has much merit
خیلی قابلیت دارد
he insists on going
اصرار دارد برفتن
There are two sides to every question .
<proverb>
هر مساله ای دو جنبه دارد.
the switch is on
برق جریان دارد
She has got regular teeth .
دندانهای منظمی دارد
he is rightly named
اسم بامسمائی دارد
(not to be) sneezed at
<idiom>
ارزش داشتن را دارد
significance
معنای مخصوص دارد
Every flow must have its ebb.
<proverb>
هر فرازى نشیبى دارد.
the party is led by him
او بر ان حزب ریاست دارد
he must needs go
بیخوداصرار دارد برفتن
he keeps my a
حساب مراونگه می دارد
he has a loose tongue
دهان لقی دارد
There are ticks in every trade .
<proverb>
هر کار لمى دارد .
he is in the know
اطلاع ویژه دارد
he is in a hurry to go
عجله دارد برفتن
he is f. of money
پول فراوان دارد
double decker
هرچیزیکه دو لایه دارد
He has influential contacts everywhere.
همه جا دست دارد
Does it matter if I dont come ?
اشکالی دارد اگرنیایم ؟
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea.
شهوت کلام دارد
what is wrong with that?
مگراین چه عیبی دارد
She has a lovely (nice) voice.
صدای قشنگه دارد
He is against
[opposed to]
me .
با من ضد است.
[ضدیت دارد]
It is much sought after
خیلی طالب دارد.
to bring grist to the mill
نان دراب دارد
delectus
برای ترجمه دارد
the export of ... is granted the premium.
صدور ... جایزه دارد.
batteries
که یک باتری پشتیبان دارد
battery
که یک باتری پشتیبان دارد
well and good
باشد چه ضرر دارد
He is distantly related to us .
نسبت دوری با ما دارد
There is always a right way of doing everything.
هرکاری راهی دارد
He writes a legible ( beautiful ) hand .
خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
My hair is falling.
موهایم دارد می ریزد
Somebody is beating at (upon)the door.
یک کسی دارد در می زند
bigamist
زنی که دوشوهر دارد
With his foul temper.
با اخلاق سگه که دارد
bigamists
زنی که دوشوهر دارد
what is that to you
به شما جه دخلی دارد
likelihood
احتمال کلی دارد
it is very important
بسیار اهمیت دارد
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
it is particularly difficult
یک اشکال بخصوصی دارد
There is only one condition attached to it .
فقط یک شرط دارد
it is of frequent
خیلی مورد دارد
She has a delightfully mellow voice .
صدای گرمی دارد
lengths
خط با طول جر حرف دارد
length
خط با طول جر حرف دارد
The kettel is boiling.
قوری دارد می جوشد
it is worth 0 rials
ده ریال ارزش دارد
and there an end.
و پایان وجود دارد.
he has Roman nose
او بینی عقابی دارد
it stand well with him
بامن نظرمساعدی دارد
it speaks well for him
بامن نظرمساعد دارد
it needs to be done carefully
اینکارتوجه لازم دارد
He takes my advice. He listens to me.
از من حرف شنوایی دارد
it is wringing
خیلی تراست یا اب دارد
what does it meant
یعنی چه چه معنی دارد
It all depends on how things develop.
بستگی دارد چه پیش بیاید
to the best of ones ability
تا جایی که کسی توان آن را دارد
One could be taken up on ones offer.
تعارف آمد نیامد دارد
requested
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
He has a good permanent job.
شغل ثابت خوبی دارد
gigman
کسیکه درشکه تک اسبه دارد
Blood circulates in the body.
خون در بدن جریان دارد
requesting
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
Our food supply is getting low.
ذخیره غذایمان دارد ته می کشد
Is there a television?
آیا تلویزیون وجود دارد؟
requests
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
My hair is growing.
موهایم دارد بلند می شود
caller
شخصی که تقاضای تماس دارد
tea has an adour p to itself
چای بوی ویژهای دارد
ex-directory
شخصی که چنین شمارهای را دارد
AT Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
Advanced Technology Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
He is bound to come.
احتمال زیادی دارد که بیاید
accessor
شخصی که به داده دسترسی دارد
She is too damned fussy
خیلی ادا واطوار دارد
he is an influence in politics
فلانی نفوذ سیاسی دارد
gig
درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
chaplain
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
chaplains
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
It is going from bad to worse .
وضع دارد بد ترهم می شود
request
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
the battle still rages
جنگ هنوز شدت دارد
A big head has a big ache.
<proverb>
سر بزرگ درد زیادى هم دارد.
Has he gone nust ? Is he out of his mind ?
مگر مغزش عیب دارد؟
crapaudiue door
دری که بالاوپایین ان محورگردنده دارد
creditor secured by pledge
طلبکاری که رهینه در دست دارد
dare he go?
ایا جرات دارد برود
He is distantly related to me .
بامن نسبت دوری دارد
She is beginning to lose her looks .
قیافه اش را دارد از دست می دهد
dichord
سازیکه هرنغمه ان دوسیم دارد
administrator
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrators
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
He takes ( heels) much interest in politics.
به سیاست خیلی علاقه دارد
There is a mountain of difficulties .
کوهی از مشکلات وجود دارد
He is a man with a kind heart.
قلب مهربان ورئوفی دارد
What a lovely tall figure she has .
چه قد وبا لای قشنگه دارد
She has a warm heart.
قلب گرم ومهربانی دارد
double breasted
کتی که در دو طرف دکمه دارد
He has a family of six to. support . he has six mouths to feed.
شش سر نانخور دارد ( تحت تکلف )
A cat has nine lives .
<proverb>
گربه هفت جان دارد .
He has a ready pen.
قلم شیوا وروانی دارد
Is there drinking water?
آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
He has a glib(persuasive)tongue.
زبان چرب ونرمی دارد
water exists in three phases
اب درسه نمود وجود دارد
Is there electricity?
آیا برق وجود دارد؟
consuetude est alterra lex
عادت قدرت قانونی دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com