English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (5 milliseconds)
English Persian
bonny جذاب دلپذیر
Other Matches
cutest جذاب
personable جذاب
attractive جذاب
copesetic جذاب
copacetic جذاب
nifty جذاب
fetching جذاب
charmers جذاب
charmer جذاب
niftier جذاب
niftiest جذاب
cuter جذاب
cute جذاب
appealing جذاب
loveable جذاب
lovable جذاب
dashing جذاب بی باک
ill favored غیر جذاب
attractive goods کالاهای جذاب
absorbing جذاب درکش
unlikely غیر جذاب
well off جذاب جالب
slick یکدست کردن جذاب
slickest یکدست کردن جذاب
hot stuff جذاب هیجانانگیز و متمایلبهانجام عملجنسی
handsome دلپذیر
melodious دلپذیر
red-hot <adj.> دلپذیر
amiable دلپذیر
juicy <adj.> دلپذیر
placable دلپذیر
love some دلپذیر
pleasant دلپذیر
scrumptious دلپذیر
agreeable دلپذیر
delightful دلپذیر
palatable دلپذیر
pleasanter دلپذیر
lief دلپذیر
pleasantest دلپذیر
lovelier دلپذیر
loveliest دلپذیر
lovely دلپذیر
graceful دلپذیر
wolf-whistle <idiom> سوتی که مرد برای جلب توجه زن(جذاب) می زند
balance قرار دادن متن و تصویر در یک صفحه به یک روش جذاب
balances قرار دادن متن و تصویر در یک صفحه به یک روش جذاب
kindly دلپذیر ملایم
nicest دلپذیر مطلوب
nicer دلپذیر مطلوب
mellowing دلپذیر مهربان
mellows دلپذیر مهربان
gracious مهربان دلپذیر
mellowed دلپذیر مهربان
adorably بطور دلپذیر
agreeably بطور دلپذیر
mellow دلپذیر مهربان
nice دلپذیر مطلوب
euphony صدای دلپذیر
melodic دلپذیر خوش اهنگ
euphonic خوش صدا دلپذیر
euphonious خوش صدا دلپذیر
luscious دلپذیر شهوت انگیز
seemly خوش منظر بطور دلپذیر
bonhomie خوش خلقی ورفتار دلپذیر
pretty بطور دلپذیر قشنگ کردن
prettier بطور دلپذیر قشنگ کردن
prettiest بطور دلپذیر قشنگ کردن
prettify بطور دلپذیر قشنگ کردن
to be congenial to somebody [things] برای کسی دلپذیر بودن [اشیا]
Gezellig <adj.> دنج دلپذیر راحت. اشاره ضمنی به زمانی که با عزیزان بعد از چند وقت دوری میگذرانید.
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
unappealing غیر جذاب غیر منطقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com