Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
street betting
جرم قمار و شرط بندی درمعابر عمومی
Other Matches
gambing and betting
قمار و شرط بندی
gambled
شرط بندی کردن قمار
gambles
شرط بندی کردن قمار
gamble
شرط بندی کردن قمار
staked
شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
stake
شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
stakes
شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
staked
شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
stake
شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
stakes
شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
agct
ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
army genetal classification test
ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
isochronous network
شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
prize fighting
درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
general quarters
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general porpose
کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders
دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
hazards
قمار
gambled
قمار
gamble
قمار
hazard
قمار
hazarding
قمار
gambles
قمار
hazarded
قمار
gambling
قمار
gaming house
قمار خانه
game of chance
بازی قمار
gamblers
قمار باز
gambling house
قمار خانه
gambler
قمار باز
gamester
قمار باز
shell game
قمار با گردو
die
بخت قمار
gambling
قمار بازی
gaming
قمار بازی
gamble away
قمار کردن
hazardously
بطور قمار
crap
نوعی قمار
gambled
قمار کردن
crapping
نوعی قمار
gambles
قمار کردن
crapped
نوعی قمار
gamble
قمار کردن
skin game
قمار از روی تقلب
piker
قمار بازکم جرات
satellitic
وابسته به قمار سیارات
stakeholder
نگهدارنده بانک در قمار
roulette
اسباب قمار چرخان
craps
نوعی بازی قمار باطاس
roulette
رولت بارولت قمار کردن
tombola
نوعی قمار شبیه لوتو
tombolas
نوعی قمار شبیه لوتو
cardsharp
برگ زن قمار باز متقلب
faro
نوعی بازی قمار شبیه بانک
gambled away
<adj.>
بوسیله قمار از دست داده
[اصطلاح روزمره]
He has vowed not to gamble again.
پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
in and in
مرتبا بطرف داخل یک نوع قمار چهار طاسی
evaluation rating
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
gimmicks
اسبابی که در قمار بازی وسیله تقلب و بردن پول ازدیگران شود
gimmick
اسبابی که در قمار بازی وسیله تقلب و بردن پول ازدیگران شود
word warp
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
ratings
طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
rating
طبقه بندی کردن درجه بندی
telescopic
دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
wording
جمله بندی کلمه بندی
classification
طبقه بندی رده بندی
lineament
طرح بندی صورت بندی
laggin
اب بندی کردن اب بندی ناوها
lineaments
طرح بندی صورت بندی
classifications
طبقه بندی رده بندی
regrade
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
transparent
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
grades
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
unitized load
بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
commoners
:عمومی
common user
عمومی
the public voice
عمومی
ecumenic
عمومی
common
عمومی
common
:عمومی
overt
عمومی
universal
عمومی
commoners
عمومی
wide
عمومی
general
عمومی
generals
عمومی
outline
خط عمومی
commonest
:عمومی
commonest
عمومی
outlined
خط عمومی
outlines
خط عمومی
outlining
خط عمومی
widest
عمومی
wider
عمومی
oecumenical
عمومی
rife
عمومی
general porpose
عمومی
generic
عمومی
hackneyed
عمومی
popular
عمومی
public
عمومی
state property
اموال عمومی
secularize
عمومی کردن
official submission
مناقصه عمومی
secularises
عمومی کردن
uniform
عمومی متحدالمال
secularising
عمومی کردن
open court
محکمه عمومی
secularized
عمومی کردن
prevailing
عمومی متداول
uniforms
عمومی متحدالمال
secularised
عمومی کردن
overhead costs
هزینههای عمومی
general support
پشتیبانی عمومی
general amnesty
عفو عمومی
collective
مشترک عمومی
general quarters
اسایشگاههای عمومی
general allotment
اختصاصات عمومی
general act
سند عمومی
general ability
توانایی عمومی
social good
کالاهای عمومی
general supplies
اماد عمومی
general message
پیام عمومی
general supplies
تدارکات عمومی
general stock
سهام عمومی
general staff
ستاد عمومی
pissoir
مستراح عمومی
secularizes
عمومی کردن
g/a
خسارت عمومی
secularizing
عمومی کردن
general depot
انبار عمومی
generalising
عمومی کردن
amnesties
عفو عمومی
prosecture
وکیل عمومی
counsel for the crown
وکیل عمومی
general damage
خسارت عمومی
consolidated annuities
دیون عمومی
comulative action
اثر عمومی
amnesty
عفو عمومی
general reserve
احتیاط عمومی
general relativity
نسبیت عمومی
general plan
نقشه عمومی
encyclic
عمومی دوری
general paresis
فلج عمومی
fourth estate
مطبوعات عمومی
folkway
احساسات عمومی
suffrage universal
حق رای عمومی
in the sight of the public
در انظار عمومی
general mobilization
بسیج عمومی
folkway
طرزفکر عمومی
mintster of public works
وزیرکارهای عمومی
mass poverty
فقر عمومی
general psychology
روانشناسی عمومی
general outpatient clinic
درمانگاه عمومی
general outpost
پاسدار عمومی
general paralysis
فلج عمومی
general register
ثبات عمومی
plaza
میدان عمومی
public network
شبکه عمومی
public library
کتابخانه عمومی
reason of state
مصالح عمومی
public law
حقوق عمومی
general meeting
مجمع عمومی
public interest
نفع عمومی
public interest
منافع عمومی
public institutions
موسسات عمومی
public information
اطلاعات عمومی
public image
تصور عمومی
public goods
کالاهای عمومی
public finance
مالیه عمومی
public order
نظم عمومی
general meeting
گردهمایی عمومی
public ownership
مالکیت عمومی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com