English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
English Persian
turbulent flow جریان اشفته
Search result with all words
critical raynold's number عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
mismatch ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
Other Matches
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
messy اشفته
turbulant اشفته
tumultuary اشفته
perturbate اشفته
upsets اشفته
berserk اشفته
chaotic اشفته
frenzied اشفته
disturbed اشفته
turbulent اشفته
upsetting اشفته
inquiet اشفته
garbled اشفته
upset اشفته
flickering اشفته
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
pertub اشفته کردن
fouled نخ ماهیگیری اشفته
messes اشفته کردن
fouls نخ ماهیگیری اشفته
puzzling اشفته کردن
foul نخ ماهیگیری اشفته
puzzles اشفته کردن
to put in a flutter اشفته کردن
fouler نخ ماهیگیری اشفته
foulest نخ ماهیگیری اشفته
harrow اشفته کردن
word salad اشفته گویی
unsettled اشفته مختل
vexatious اشفته مضطرب
harrows اشفته کردن
over anxious اشفته مضطرب
puzzle اشفته کردن
mess اشفته کردن
disordered بی ترتیب اشفته
higgledy piggledy اشفته ونامرتب
berserker اشفته ازجادررفته
distempered اشفته ناخوش
frenetic اتشی اشفته
embroiling اشفته کردن
embroiled اشفته کردن
embroil اشفته کردن
roil اشفته کردن
puzzleheaded اشفته خیال
embroils اشفته کردن
sleave وضع اشفته
embrangle اشفته کردن
dishevelled اشفته نامرتب
phrenetic شوریده اشفته
disheveled اشفته نامرتب
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
furibund اشفته ازجادر رفته
to be in a flutter سراسیمه یا اشفته بودن
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
burbles جریانهای گردابی و اشفته درسیال
burbled جریانهای گردابی و اشفته درسیال
burble جریانهای گردابی و اشفته درسیال
burbling جریانهای گردابی و اشفته درسیال
distractedly اشفته وار ازروی حیرت
whitewater قسمت اشفته موج شکسته
whitewater racing مسابقه در مسیر اشفته رودخانه
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
snafu اشفته بودن درهم وبرهم کردن
pies چیز اشفته ونامرتب درهم ریختن
pie چیز اشفته ونامرتب درهم ریختن
flea flicker پاس اشفته برای گیج کردن حریف
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
current flow سیلان جریان فلوی جریان
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
d.c. transformer ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
electromagnetism پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
flummox اشفته کردن مغشوش کردن
flummoxed اشفته کردن مغشوش کردن
flummoxes اشفته کردن مغشوش کردن
upset اشفته کردن مضطرب کردن
flummoxing اشفته کردن مغشوش کردن
dishevel ژولیده کردن اشفته کردن
upsetting اشفته کردن مضطرب کردن
upsets اشفته کردن مضطرب کردن
put out تهیه کردن اشفته کردن
pertubative اشفته سازنده مضطرب سازنده
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
heavy current engineering مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
rede جریان
flow limit حد جریان
tide جریان
against the stream بر ضد جریان اب
insets جریان
flow line خط جریان
rheostome جریان بر
proceeding جریان
current جریان
runoff جریان
inset جریان
in hand در جریان
effluvium جریان
conduct جریان
affluxion جریان
fluor جریان
flush جریان
processes جریان
flushes جریان
flushing جریان
actions جریان
process جریان
action جریان
flowline خط جریان
going جریان
afflux جریان
gushes جریان
income جریان
course جریان
coursed جریان
courses جریان
gushed جریان
gush جریان
conducting جریان
conducts جریان
line of flow خط جریان
streamed جریان
in the air <idiom> جریان
conducted جریان
flows جریان
circulations جریان
circulation جریان
flowed جریان
streamed جریان اب
streams جریان
stream جریان اب
streams جریان اب
stream جریان
twayblade جریان
flow جریان
total current جریان کل
afoot در جریان
currents جریان
current feedback رجعت جریان
flow of income جریان درامد
current divider مقسم جریان
flow of expenditure جریان هزینه
fusing current جریان ذوب
current distortion اعوجاج جریان
impluse current جریان ضربهای
current displacement تغییر جریان
generation of current تولید جریان
cooling water circulation جریان اب سرد
free stream جریان ازاد
flow sheet نمودار جریان
increase of current افزایش جریان
indravgnt جریان درونی
induced current جریان القایی
flowlines خطوط جریان
flow of production جریان تولید
flowmeter جریان سنج
fluidmeter جریان سنج
current files پروندههای در جریان
free flow جریان ازاد
current detector اشکارساز جریان
gold flow جریان طلا
current density غلظت جریان
idle current جریان بی باری
current compensation جبران جریان
crest value جریان بیشینه
electrode current جریان الکترد
current capacity فرفیت جریان
ignition current جریان احتراق
peak value جریان بیشینه
crosscurrent جریان مخالف
cretical flow جریان بحرانی
crosscurrent جریان متقاطع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com