Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
induced current
جریان القایی
Search result with all words
lenz's law
قانون جریان القایی
make induced current
جریان القایی اتصال
Other Matches
marking current
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
leakage current
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
faradic
القایی
inductive reactance
راکتانس القایی
traffic induit
شد امد القایی
induction motor
موتور القایی
induce voltage
ولتاژ القایی
induction furnace
کوره القایی
induction effect
اثر القایی
inductive coupling
جفتگری القایی
inductive winding
سیمپیچ القایی
inductive retardation
تاخیر القایی
inductive resistance
مقاومت القایی
inductive effect
اثر القایی
traffic induit
ترافیک القایی
induction machine
ماشین القایی
induction circuit
مدار القایی
sympathetic detonation
انفجار القایی
induction alternator
تناوبگر القایی
induced magnetism
مغناطیس القایی
induced traffic
ترافیک القایی
induced radiation
تشعشع القایی
induced environment
محیط القایی
coefficient of induction
ضریب القایی
induction generator
مولد القایی
reactive load
بار خارجی القایی
inductance component of spark
پخش القایی جرقه
magnetic reactance
مقاومت کور القایی
induced electromotive force
نیروی برقرانی القایی
indirect induction heating
گرمایش القایی غیرمستقیم
specific inductivity capacity
فرفیت القایی ویژه
specific inductive capacity
فرفیت القایی ویژه
inductive load
بار خارجی القایی
reactance
مقاومت القایی یاخازنی
coil annealing furnace
کوره التهاب القایی
magnetoelectric
مربوط به الکتریسیته القایی
inductive resistance
مقاومت فاهری القایی
low frequency induction heater
گرمکن القایی فرکانس پایین
high frequency induction furnace
کوره القایی فرکانس بالا
low frequency induction channel furnace
کوره ناودانی القایی فرکانس پایین
high frequency induction hardening
سخت گردانی القایی فرکانس بالا
flows
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
push pull
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
inverting
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
currents
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
amp
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
laser
[light amplification by stimulated emission of radiation]
لیزر
[تقویت نور به روش گسیل القایی تابش]
[فیزیک]
heterodyne
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
constrictor
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
constant current
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
counter current
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
induction current
جریان القاء شده جریان تحریک
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
parasitic current
جریان نشتی جریان خارجی
current compensation
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
current flow
سیلان جریان فلوی جریان
three phase current
جریان سه فاز جریان دوار
gresham's law
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
vortex ring state
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
d.c. transformer
ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
d.c. machine
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
alternator
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternators
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
electromagnetism
پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
heavy current engineering
مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
isotach
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
afflux
جریان
fluor
جریان
processes
جریان
rede
جریان
gushes
جریان
gushed
جریان
gush
جریان
rheostome
جریان بر
in hand
در جریان
proceeding
جریان
inset
جریان
tide
جریان
insets
جریان
runoff
جریان
process
جریان
conducting
جریان
income
جریان
course
جریان
coursed
جریان
stream
جریان
conducts
جریان
affluxion
جریان
flow limit
حد جریان
against the stream
بر ضد جریان اب
line of flow
خط جریان
conducted
جریان
conduct
جریان
action
جریان
effluvium
جریان
flushing
جریان
flushes
جریان
actions
جریان
flush
جریان
flow line
خط جریان
flowline
خط جریان
courses
جریان
going
جریان
streams
جریان اب
streams
جریان
streamed
جریان اب
streamed
جریان
stream
جریان اب
in the air
<idiom>
جریان
twayblade
جریان
total current
جریان کل
flow
جریان
flowed
جریان
circulations
جریان
currents
جریان
circulation
جریان
afoot
در جریان
current
جریان
flows
جریان
filament current
جریان فیلامان
filament current
جریان افروزه
steady flow
جریان دائمی
flood currents
جریان سیلابی
flow control
کنترل جریان
flow diagram
نمودار جریان
flow formula
رابطه جریان
flood current
جریان مدی
flow method
روش جریان
flow meter
جریان سنج
flow lines
خطوط جریان
subcritical flow
جریان رودخانهای
steady current
جریان ثابت
flow gage
جریان سنج
against the stream
<adv.>
مخالف جریان
steady flow
جریان ماندگار
field current
جریان میدان
electron flow
جریان الکترونی
electronic current
جریان الکترونی
electronic current
جریان الکترونها
energizing current
جریان تحریک
energy flow
جریان انرژی
emission current
جریان صدوری
counter current
جریان متقابل
equilibrium flow
جریان متعادل
exciting current
جریان تحریک
extra current
جریان اضافی
The secular
جریان سکولاری
fair tide
جریان اب موافق
steady flow
جریان دائم
faradic current
جریان فارادی
fault current
جریان خطا
fault current
جریان عیب
electron current
جریان الکترونها
flow net
شبکه جریان
flow of expenditure
جریان هزینه
gold flow
جریان طلا
sinusoidal current
جریان سینوسی
ground ball
توپ در جریان
live ball
توپ در جریان
ground water runoff
جریان زیرزمینی
heat flow
جریان گرما
heavy current
جریان قوی
power current
جریان قوی
sinuous flow
جریان موجی
single phase current
جریان یک فازه
set of a current
جهت جریان
idle current
جریان بی باری
idle current
جریان کور
set afoot
به جریان انداختن
ignition current
جریان احتراق
imaginary current
جریان راکتیو
flow of income
جریان درامد
flow of production
جریان تولید
flow sheet
نمودار جریان
supercritical flow
جریان سیلابی
flowlines
خطوط جریان
against the current
<adv.>
مخالف جریان
space current
جریان پیرامون
flowmeter
جریان سنج
fluidmeter
جریان سنج
upstream
<adj.>
<adv.>
مخالف جریان
free flow
جریان ازاد
free stream
جریان ازاد
sneak current
جریان موذی
fusing current
جریان ذوب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com