English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
random process جریان تصادفی فرایند تصادفی
Other Matches
random parallel tests ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
chanciest تصادفی
as it happens <adv.> تصادفی
chancy تصادفی
chanceful تصادفی
at random <adv.> تصادفی
by accident <adv.> تصادفی
by a coincidence <adv.> تصادفی
by chance <adv.> تصادفی
by happenstance <adv.> تصادفی
by hazard <adv.> تصادفی
stochastic <adj.> تصادفی
incidental <adj.> تصادفی
coincidental <adj.> تصادفی
chancier تصادفی
circumstantial تصادفی
adventitious <adj.> تصادفی
casual [not planned] <adj.> تصادفی
contingent [accidental] <adj.> تصادفی
fortuitous <adj.> تصادفی
haphazard <adj.> تصادفی
chanced تصادفی
chance تصادفی
stochastical <adj.> تصادفی
chancing تصادفی
accidentally <adv.> تصادفی
accidently <adv.> تصادفی
by the way تصادفی
chances تصادفی
accidental attack تک تصادفی
randomly تصادفی
incidentally <adv.> تصادفی
coincidentally <adv.> تصادفی
random <adj.> تصادفی
hazardous تصادفی
fortuitously <adv.> تصادفی
accidental <adj.> تصادفی
random distribution توزیع تصادفی
accidental error خطای تصادفی
random activity فعالیت تصادفی
randomizing تصادفی کردن
random error خطای تصادفی
randomization ارایش تصادفی
randomized blocks بلوکهای تصادفی
probabilistic model الگوی تصادفی
indeterminate error خطای تصادفی
random assignment گمارش تصادفی
chance error خطای تصادفی
random sample نمونه تصادفی
by blow ضربت تصادفی
randomize تصادفی کردن
quasi random شبه تصادفی
chance level سطح تصادفی
chance variations تغییرات تصادفی
accident تصادفی ضمنی
random بی هدف تصادفی
randomization تصادفی کردن
chromatic تصادفی اتفاقی
contingent تصادفی مشروط
contingents تصادفی مشروط
temerarious تند تصادفی
random access دستیابی تصادفی
accidents تصادفی ضمنی
random file فایل تصادفی
stochastic regression رگرسیون تصادفی
random number seed کاوش تصادفی
random numbers اعداد تصادفی
random probing پردازش تصادفی
random process پویش تصادفی
stochastic variable متغیر تصادفی
stochastic term متغیر تصادفی
random processing پردازش تصادفی
stochastic model الگوی تصادفی
stochastic term جمله تصادفی
randomly بی هدف تصادفی
extrinsic تصادفی عارضی
meet up with <idiom> تصادفی ملاقاتکردن
random file پرونده تصادفی
unplanned تصادفی - بدونبرنامهریزیقبلی
conjuncture ملاقات تصادفی
random model مدل تصادفی
random model الگوی تصادفی
random number عدد تصادفی
drop in درج تصادفی
extraneous تصادفی فرعی
random variable متغیر تصادفی
drop out حذف تصادفی
random selection گزینش تصادفی
random فکر تصادفی غیرعمدی
earth fault اتصال به زمین تصادفی
random sample نمونه گیری تصادفی
stranding به گل نشستن تصادفی کشتی
semirandom access دستیابی نیمه تصادفی
randomly فکر تصادفی غیرعمدی
pseudo random number عدد شبه تصادفی
pseudorandom number عدد شبه تصادفی
random logic design طرح منطقی تصادفی
random sampling نمونه گیری تصادفی
random number generator مولد عدد تصادفی
random number generator مولد اعداد تصادفی
nonrandom sample نمونه غیر تصادفی
obiter dictum بیان ضمنی و تصادفی
random processing با دست یابی تصادفی
supervene تصادفی روی دادن
nonrandom variable متغیر غیر تصادفی
systematic random sampling نمونه گیری تصادفی منظم
Random-access memory حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
rams حافظه با دستیابی تصادفی emory
rammed حافظه با دستیابی تصادفی emory
addressed memory حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
ram حافظه با دستیابی تصادفی emory
stratified random sampling نمونه گیری لایهای تصادفی
casrd random access memory حافظه دستیابی تصادفی کارت
simple randon sampling نمونه گیری تصادفی ساده
RAM [random access memory] حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
addressable storage حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
randomize بصورت اتفاقی یا تصادفی در اوردن
random scan graphics نگاره سازی با پوشش تصادفی
dynamic ram حافظه دستیابی تصادفی پویا
It was a mere accident that we met. ملاقات ما کاملا تصادفی ( اتفاقی ) بود
accidental آنچه تصادفی اتفاق افتاده است
ccd که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
randomize بصورت امار تصادفی نشان دادن
random number برنامهای که اعداد تصادفی را تولید میکند.
pickup هرچیز انتخاب شده اشنایی تصادفی
softest خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
softer خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
native رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
seeds مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
natives رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
soft خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
seed مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
glitch خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
I accidentally locked myself out of the house. من به طور تصادفی خانه ام را روی خودم قفل کردم.
glitches خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
The damage can't have been caused accidentally. آسیب نمی تواند به طور تصادفی پیش آمده باشد.
secured که در برابر نوشتن یا حذف تصادفی یا دستیابی بی اجازه ایمن است
heap فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
heaps فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
pseudo random رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
stochastic model نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
heaping فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
ball back ضربه تصادفی با پا به توپ که از مرز بیرون برود ومنتج به تجمع شود
dynamic حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
leap frog test بررسی فضای حافظه که برنامه از یک محل به دیگری به صورت تصادفی می رود
dynamically حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
jabbered سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbering سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbers سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabber سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
VRAM حافظه سریع با دستیابی تصادفی برای ذخیره تصاویر تولید شده در کامپیوتر یا دیجیتالی
conventional RAM در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
conventional memory در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
head switching فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
smoke test بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
pseudo random سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده اعداد تصادفی
random number روش ایجاد یک ترتیبی از اعداد تصادفی به طوری که هیچ عددی بیشتر از اعداد دیگر رخ نمیدهد
instantaneous access زمان دستیابی کوتاه به رسانه با دستیابی تصادفی
noises سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
noise سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
best fit 1-آنچه که تط ابق بیشتری با یک نیاز دارد 2-تابعی که کوچکترین تصادفی موجود در حافظه اصلی را انتخاب میکند برای یک صفحه مجازی در خواست شده
scramblers وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
scrambler وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
fortuitous event حادثه جبری حادثه تصادفی
poisson distribution این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
random access memory حافظه با دستیابی تصادفی حافظه دستیابی مستقیم
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
current flow سیلان جریان فلوی جریان
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
lins donawitz process فرایند ال دی
process فرایند
processes فرایند
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
acid process فرایند اسیدی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com