English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (13 milliseconds)
English Persian
rapid flow جریان سریع
Search result with all words
jet پرش اب جریان سریع
jets پرش اب جریان سریع
jetted پرش اب جریان سریع
jetting پرش اب جریان سریع
flush شستن با جریان سریع جاری شدن سرخ شدن رویانیدن
flushes شستن با جریان سریع جاری شدن سرخ شدن رویانیدن
flushing شستن با جریان سریع جاری شدن سرخ شدن رویانیدن
surge جریان سریع وغیرعادی
surged جریان سریع وغیرعادی
surges جریان سریع وغیرعادی
aerodynamic heating افزایش دما ناشی از جریان سریع هوا روی سطوح ایرودینامیکی به ویژه درسرعتهای زیاد
line surge جریان سریع و غیرعادی خط
make flush شستن با جریان سریع
Other Matches
rollover استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
marine express کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
dma اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود
dma CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
snap pass پاس سریع با پیچش سریع مچ
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
speediness سریع السیر سریع
speedy سریع السیر سریع
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
current flow سیلان جریان فلوی جریان
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
d.c. transformer ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
electromagnetism پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
heavy current engineering مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
prompt سریع
sweepy سریع
prompts سریع
spankings سریع
prompted سریع
spanking سریع
accelerator سریع
swifts سریع
swiftest سریع
rather سریع تر
swifter سریع
swift سریع
wing footed سریع
accelerators سریع
rapid سریع
snell سریع
gleg سریع
galloping سریع
sudden سریع
quicker جلد سریع
slapped ضربت سریع
rough and ready سریع العمل
slap ضربت سریع
operation immediate اقدام سریع
quicker تند و سریع
quickest تند و سریع
quickest جلد سریع
quick recovery بهبود سریع
quick تند و سریع
polypnea تنفس سریع
posthaste سریع السیر
fleeting سریع الزوال
scamper پرواز سریع
quick fire تیر سریع
scampered پرواز سریع
quick recovery رونق سریع
scampering پرواز سریع
scampers پرواز سریع
rapid fire تیر سریع
fleetingly سریع الزوال
quick جلد سریع
rapid scanning تقطیع سریع
sneak raid دستبرد سریع
pirouettes چرخ سریع
expressing سریع صریح
expressing سریع السیر
expresses سریع صریح
expresses سریع السیر
quickstep گام سریع
pirouette چرخ سریع
speed سریع کارکردن
speeding سریع کارکردن
speeds سریع کارکردن
skitter حرکت سریع
convert پاسکاری سریع
converted پاسکاری سریع
converting پاسکاری سریع
converts پاسکاری سریع
expressed سریع صریح
expressed سریع السیر
raid تک نفوذی سریع
raided تک نفوذی سریع
rathe زود رس سریع
raiding تک نفوذی سریع
rath زود رس سریع
raids تک نفوذی سریع
rapid transit شطرنج سریع
bullets توپ سریع
despatched انجام سریع
despatches انجام سریع
express سریع صریح
express سریع السیر
courier پیک سریع
couriers پیک سریع
repost ضربت سریع
dispatches انجام سریع
dispatched انجام سریع
despatching انجام سریع
bullet توپ سریع
slapping ضربت سریع
prompts سریع عاجل
braids حرکت سریع
fleet عبور سریع
fleets عبور سریع
accelerated depreciation استهلاک سریع
fast سریع السیر
braided حرکت سریع
braid حرکت سریع
prompts سریع کردن
prompted سریع عاجل
prompted سریع کردن
dispatch انجام سریع
prompt سریع عاجل
prompt سریع کردن
progressive chess شطرنج سریع
lightning chess شطرنج سریع
fasted سریع السیر
fastest سریع السیر
fasts سریع السیر
high speed traffic ترافیک سریع
high speed printer چاپگر سریع
high speed دنده سریع
high speed سریع السیر
fast neutron نوترون سریع
fast moving depression کمفشاری سریع
rapid access با دستیابی سریع
fast access با دستیابی سریع
high speed traffic امد شد سریع
high velocity drop بارریزی سریع
hypernoea تنفس سریع
accelerated depreciation استهلاک سریع
accelofilter صافی سریع
hotshot بارکشی سریع
highflyer دلیجان سریع
highflier دلیجان سریع
continuate سریع الاتصال
riposted ضربت سریع
windstorm باد سریع
riposting ضربت سریع
slash ضربه سریع
snapback بهبودی سریع
precipitate خیلی سریع
precipitating خیلی سریع
glimpses نگاه سریع
precipitates خیلی سریع
precipitated خیلی سریع
ripostes ضربت سریع
glimpsed نگاه سریع
glimpse نگاه سریع
wind sprint تمرین دو سریع
riposte ضربت سریع
glimpsing نگاه سریع
winder دویدن سریع
slaps ضربت سریع
slashes ضربه سریع
slashed ضربه سریع
rapid سریع العمل چابک
umbilical cord سیم سریع الاتصال
flying پردار سریع السیر
speedway جاده سریع السیر
whisked حرکت سریع و جزیی
scud حرکت سریع ابر
fungoid دارای رشد سریع
wildfire اتش سریع و پر زور
perishable کالای سریع الفساد
ageing سخت کنندگی سریع
honker نوعی اتومبیل سریع
fast break حمله سریع به دروازه
fast shuttle نقل و انتقال سریع
fruit clipper کشتی سریع میوه بر
skiff قایق سریع السیر
goods of perishable nature اموال سریع الفساد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com