English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (11 milliseconds)
English Persian
light current جریان ضعیف
low current جریان ضعیف
weak current جریان ضعیف
Search result with all words
communication cable کابل جریان ضعیف
communication engineering تکنیک مخابرات تکنیک جریان ضعیف
light current engineering مهندسی جریان ضعیف
low energy power circuit مدار قدرت جریان ضعیف
low voltage current جریان فشار ضعیف
signal engineering تکنیک جریان ضعیف
Other Matches
softies پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softy پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softie پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
palled ضعیف شدن ضعیف کردن
pall ضعیف شدن ضعیف کردن
palls ضعیف شدن ضعیف کردن
palling ضعیف شدن ضعیف کردن
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
weak constitution بنیه ضعیف ضعف بنیه مزاج ضعیف
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
current flow سیلان جریان فلوی جریان
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
feeblish ضعیف
defective ضعیف
infirm ضعیف
faintish ضعیف
languid ضعیف
poverty stricken ضعیف
langorous ضعیف
slender ضعیف
weakling ضعیف
weaklings ضعیف
weakly ضعیف
amateur ضعیف
faints ضعیف
pusillanimous ضعیف
poverty-stricken ضعیف
faint ضعیف
fainted ضعیف
fainter ضعیف
poor ضعیف
poorest ضعیف
faintest ضعیف
poorer ضعیف
slackest ضعیف
fragile ضعیف
sappy ضعیف
weaker ضعیف
soft ضعیف
anemic ضعیف
anile ضعیف
languorous ضعیف
slack ضعیف
slacks ضعیف
adynamic ضعیف
weaknesses ضعیف
wonky ضعیف
leaned ضعیف
weakest ضعیف
softer ضعیف
leans ضعیف
defenceless ضعیف
puny ضعیف
lean ضعیف
weak ضعیف
asthenic ضعیف
swipes ضعیف
amateurs ضعیف
softest ضعیف
weakened ضعیف شدن
unnerve ضعیف کردن
daff ضعیف النفس
saps ضعیف کردن
weakening ضعیف شدن
sapped ضعیف کردن
unnerved ضعیف کردن
weaken ضعیف شدن
dead colour رنگ ضعیف
loose coupling جفتگری ضعیف
attenuate ضعیف کردن
unnerves ضعیف کردن
flagging کاهنده ضعیف
attenuated ضعیف کردن
attenuates ضعیف کردن
attenuating ضعیف کردن
unnerving ضعیف کردن
debilitate ضعیف کردن
weakhearted ضعیف النفس
sap ضعیف کردن
low voltage فشار ضعیف
gleam نور ضعیف
low potential فشار ضعیف
dubs بازیگر ضعیف
dubbed بازیگر ضعیف
banjo hitter توپزن ضعیف
dub بازیگر ضعیف
cachectic ضعیف البنیه
low tension فشار ضعیف
puisne ضعیف نارسا
hacker تنیسور ضعیف
feeblish ضعیف نما
poorish نسبتا ضعیف
poor lime اهک ضعیف
miskick ضربه ضعیف
enfeeble ضعیف کردن
weak tradition حدیث ضعیف
weak point نقطه ضعیف
imbeciles ضعیف العقل
imbecile ضعیف العقل
gleams نور ضعیف
gleaming نور ضعیف
weak mixture مخلوط ضعیف
low field میدان ضعیف
weak minded ضعیف الاراده
gleamed نور ضعیف
weak industry صنعت ضعیف
weak economy اقتصاد ضعیف
low level signal سیگنال ضعیف
minor control کنترل ضعیف
decrepit ضعیف وناتوان
shakier سست ضعیف
lean concrete بتن ضعیف
glimmerings روشنایی ضعیف
hen hearted ضعیف القلب
lean lime اهک ضعیف
rickety سست ضعیف
lower ضعیف کردن
lowered ضعیف کردن
lowering ضعیف کردن
glimmering روشنایی ضعیف
hackers تنیسور ضعیف
soft money پول ضعیف
shakiest سست ضعیف
impuissant بی قوت ضعیف
shaky سست ضعیف
low voltage line خط فشار ضعیف
weak currency پول ضعیف
water down <idiom> ضعیف شدن
frayed ضعیف کردن
frays ضعیف کردن
low پایین ضعیف
glimmers روشنایی ضعیف
die down <idiom> ضعیف تر شدن
glimmered روشنایی ضعیف
victims حریف ضعیف
victim حریف ضعیف
lowers ضعیف کردن
fray ضعیف کردن
weakens ضعیف شدن
glimmer روشنایی ضعیف
d.c. transformer ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
electromagnetism پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
feebleminded دارای فکر ضعیف
low pressure turbine توربین فشار ضعیف
low voltage switch کلید فشار ضعیف
low voltage supply منبع فشار ضعیف
low voltage distribution پخش فشار ضعیف
low voltage projection lamp لامپ فشار ضعیف
low voltage system سیستم فشار ضعیف
low voltage transformer ترانسفورماتور فشار ضعیف
low voltage side سمت فشار ضعیف
patzer شطرنج باز ضعیف
low pressure plasma پلاسمای فشار ضعیف
poor spirited دارای روحیه ضعیف
low voltage relay رله فشار ضعیف
atonic ضعیف مربوطبسستی و بی قوتی
faintest ضعف کردن ضعیف
low voltage fuse فیوز فشار ضعیف
low voltage engineering مهندسی فشار ضعیف
debilitant ضعیف کننده مصعف
low voltage engineering تکنیک فشار ضعیف
debilitant غذای ضعیف کننده
attenuate ضعیف شدن نازک
glimmers باروشنایی ضعیف تابیدن
attenuated ضعیف شدن نازک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com