English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
conciliatory proceedings جریان مصالحه
Other Matches
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
compositions مصالحه
compromising مصالحه
conciliatory مصالحه
composition مصالحه
compromises مصالحه
conciliation مصالحه
reconciliation مصالحه
compromise مصالحه
amicable settlement مصالحه
accords مصالحه پیمان
conciliatory measures معیارهای مصالحه
uncompromisingly مصالحه ناپذیر
amicably به طور مصالحه
compromis مصالحه کردن
compromis مصالحه تراضی
accorded مصالحه پیمان
uncompromising مصالحه ناپذیر
accord مصالحه پیمان
reconciliatory مصالحه امیز
optional conciliation مصالحه اختیاری
board of conciliation هیات مصالحه
imparlance مهلت برای مصالحه
compromise توافق مصالحه کردن
compromises توافق مصالحه کردن
buy off باپول مصالحه کردن
compromising توافق مصالحه کردن
to split the difference میانه را گرفتن مصالحه کردن
conciliation مصالحه حل اختلاف اصلاح ذات البین
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
current flow سیلان جریان فلوی جریان
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
circuitry شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
idle current meter دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
meet half way مصالحه کردن سازش کردن
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. transformer ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
electromagnetism پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
heavy current engineering مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
proceeding جریان
gushes جریان
gushed جریان
inset جریان
gush جریان
processes جریان
total current جریان کل
effluvium جریان
process جریان
in hand در جریان
actions جریان
action جریان
insets جریان
conducts جریان
rede جریان
in the air <idiom> جریان
flow line خط جریان
going جریان
tide جریان
income جریان
course جریان
coursed جریان
courses جریان
runoff جریان
flow limit حد جریان
flush جریان
conducting جریان
conducted جریان
conduct جریان
twayblade جریان
flowline خط جریان
rheostome جریان بر
flushing جریان
flushes جریان
fluor جریان
circulation جریان
current جریان
line of flow خط جریان
stream جریان
stream جریان اب
streamed جریان
streamed جریان اب
streams جریان
circulations جریان
streams جریان اب
against the stream بر ضد جریان اب
affluxion جریان
afflux جریان
afoot در جریان
currents جریان
flow جریان
flowed جریان
flows جریان
diagonal flow جریان مورب
dielectric current جریان دی الکتریک
diacritical current جریان مشخص
density of current چگالی جریان
rheoscope جریان بین
saturation current جریان اشباع
rheoscope جریان یاب
crest value جریان بیشینه
crosscurrent جریان متقاطع
sinuous flow جریان موجی
capital flow جریان سرمایه
rip current جریان اب گردابی
sinusoidal current جریان سینوسی
ring current جریان در حلقه
crosscurrent جریان مخالف
damped current جریان میرا
ring current جریان حلقه
commodity flow جریان کالا
counter current جریان متقابل
dark current جریان تاریک
electrode dark current جریان تاریک
circuit line هادی جریان
blood stream جریان خون
rate of current سرعت جریان
blennorhaea جریان مخاط
cretical flow جریان بحرانی
bleeder current جریان پرکردن
drive current جریان تحریک
ebb current جریان جذر
ebb current جریان جزری
eddy current جریان گردابی
eddy current جریان سرگردان
eddy current جریان فوکو
bleeder current جریان فراری
screw current جریان اب پروانهای
drift of a current سرعت جریان
cromwell current جریان اب کرامول
critical flow جریان بحرانی
blennorhagia جریان مخاط
discharge currect جریان تخلیه
discharge currect جریان دشارژ
displacement current جریان جابجایی
disturbing current جریان پارازیت
down current جریان رو به پایین
down draft جریان رو به پایین
draughth جریان دار
drift current جریان سوقی
rheodestruction تخریب جریان
current detector اشکارساز جریان
current files پروندههای در جریان
current flow شار جریان
current intensity شدت جریان
current loss گمگشتگی جریان
cooling water circulation جریان اب سرد
current meter جریان سنج
self induced current جریان خودالقا
current passage عبور جریان
single phase current جریان یک فازه
rotary current جریان گردان
cutoff قطع جریان
current density تکائف جریان
current density غلظت جریان
conductor current جریان هادی
conventional current جریان قراردادی
convectional current جریان قراردادی
peak value جریان بیشینه
convection current جریان همرفتی
secondary current جریان خروجی
continuous current جریان یکنواخت
continuity of flow پیوستگی جریان
current displacement تغییر جریان
current distortion اعوجاج جریان
current divider مقسم جریان
constant current جریان دائم
current feedback رجعت جریان
consistent flow جریان دائمی
current strength شدت جریان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com