Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
sneak current
جریان موذی
Other Matches
marking current
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
leakage current
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
tortious
موذی
slyest
موذی
malefic
موذی
parlous
موذی
mischievously
موذی
mischievous
موذی
insidious
موذی
shrewdest
موذی
slyer
موذی
sly
موذی
sliest
موذی
slier
موذی
baneful
موذی
shrewd
موذی
shrewder
موذی
arch-
موذی رئیس
vermin
جانوران موذی
arch
موذی رئیس
arches
موذی رئیس
moths
حشرات موذی
snaky
موذی خائن
moth
حشرات موذی
archness
موذی گری
insidiousness
موذی گری
tyke
بچه شیطان و موذی
verminous
پر از حشرات یا جانوران موذی
insinuating
موذی ریشخند کننده
pesticides
کشنده حشره موذی
pesticide
کشنده حشره موذی
harmfully
بطور مضر یا موذی
mischevously
از روی بدجنسی یا موذی گری
vermin
جانور افت حشرات موذی
disinfest
حشرات موذی را دفع نمودن
verminate
تولید حشرات یا جانوران موذی کردن
flowed
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
push pull
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
current
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
invert
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
currents
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
ampere
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
constrictor
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
counter current
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
induction current
جریان القاء شده جریان تحریک
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
current compensation
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
three phase current
جریان سه فاز جریان دوار
parasitic current
جریان نشتی جریان خارجی
current flow
سیلان جریان فلوی جریان
gresham's law
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
circuitry
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
idle current meter
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
vortex ring state
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
d.c. transformer
ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
alternator
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. machine
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
alternators
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
electromagnetism
پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
isotach
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
heavy current engineering
مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
afflux
جریان
flush
جریان
affluxion
جریان
against the stream
بر ضد جریان اب
runoff
جریان
proceeding
جریان
gushes
جریان
gushed
جریان
gush
جریان
actions
جریان
in hand
در جریان
income
جریان
rheostome
جریان بر
action
جریان
process
جریان
fluor
جریان
insets
جریان
inset
جریان
conducted
جریان
conduct
جریان
flowline
خط جریان
going
جریان
flow line
خط جریان
flushes
جریان
flushing
جریان
conducting
جریان
conducts
جریان
current
جریان
rede
جریان
tide
جریان
processes
جریان
line of flow
خط جریان
course
جریان
coursed
جریان
courses
جریان
flow limit
حد جریان
stream
جریان
flow
جریان
effluvium
جریان
currents
جریان
afoot
در جریان
stream
جریان اب
streamed
جریان
streamed
جریان اب
in the air
<idiom>
جریان
streams
جریان
circulations
جریان
streams
جریان اب
circulation
جریان
twayblade
جریان
flowed
جریان
flows
جریان
total current
جریان کل
critical flow
جریان بحرانی
induction current
جریان القائی
flow diagram
نمودار جریان
cretical flow
جریان بحرانی
flow control
کنترل جریان
flow of income
جریان درامد
inducing current
جریان القائی
induced current
جریان القائی
induced current
جریان القایی
indravgnt
جریان درونی
current capacity
فرفیت جریان
flow gage
جریان سنج
crosscurrent
جریان مخالف
crosscurrent
جریان متقاطع
flow lines
خطوط جریان
current compensation
جبران جریان
flow formula
رابطه جریان
cromwell current
جریان اب کرامول
flow meter
جریان سنج
flow method
روش جریان
current converter
مبدل جریان
flow net
شبکه جریان
flow of expenditure
جریان هزینه
filament current
جریان فیلامان
flow of production
جریان تولید
flow sheet
نمودار جریان
crest value
جریان بیشینه
imaginary current
جریان راکتیو
convectional current
جریان قراردادی
ground ball
توپ در جریان
live ball
توپ در جریان
convection current
جریان همرفتی
ground water runoff
جریان زیرزمینی
ignition current
جریان احتراق
heat flow
جریان گرما
heavy current
جریان قوی
idle current
جریان کور
idle current
جریان بی باری
continuity of flow
پیوستگی جریان
impluse
ضربه جریان
impluse current
جریان ضربهای
gold flow
جریان طلا
counter current
جریان متقابل
increase of current
افزایش جریان
flowlines
خطوط جریان
flowmeter
جریان سنج
free stream
جریان ازاد
fluidmeter
جریان سنج
continuous current
جریان یکنواخت
free flow
جریان ازاد
cooling water circulation
جریان اب سرد
fusing current
جریان ذوب
conventional current
جریان قراردادی
generation of current
تولید جریان
power current
جریان قوی
d.c.
جریان دائم
d.c
جریان مستقیم
effective value
جریان موثر
effective current
جریان موثر
d.c.
جریان مستقیم
eddy current
جریان سرگردان
eddy current
جریان گردابی
drift current
جریان سوقی
the styeam
برخلاف جریان اب
current transformation
تبدیل جریان
electrode current
جریان الکترد
electric current
جریان الکتریسیته
current transformer
مبدل جریان
electric current
جریان برقی
electric current
شدت جریان
effluxion
جریان بخارج
current transformer
ترانسفورماتور جریان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com