English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
diagonal flow جریان مورب
Other Matches
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
crisscross مورب
skews مورب
oblique مورب
diagonal مورب
inclined مورب
bevel مورب
skewed مورب
skewing مورب
skew مورب
oblique plane سطح مورب
diagonal perspective پرسپکتیو مورب
diagonal pass پاس مورب
inclined axis محور مورب
bevel gear دنده مورب
ramp sight دید مورب
kitty corner مورب اریب
worm gear دنده مورب
diagonalcut برش مورب
oblique compartment زمین مورب
scissor junction تقاطع مورب
inclined plane سطح مورب
oblique عکس مورب
catercornered بطور مورب
skew throat گلوی مورب
oblique fire اتش مورب
catercorner بطور مورب
inclined axis محور مورب
oblique projection تصویر مورب
oblique حاده یا منفرجه مورب
traverses حرکت عرضی یا مورب
traverse حرکت عرضی یا مورب
traversed حرکت عرضی یا مورب
cornerwise بطور اریب مورب
cornerways بطور اریب مورب
slant range برد مورب هدف
traversing حرکت عرضی یا مورب
obliquely بشکل اریب بطور مورب
featherstitch کوک مورب و چپ و راست درحاشیه دوزی
range angle زاویه مربوط به برد مورب هدف
image sharpness خطوط مورب تحت زاویه معین
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
bar pattern ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
raster خطوط مورب تحت زاویه مخصوص بصورت هاشورترام
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
berm خاکریزی پله مانندی که در دو طرف کانال به صورت مورب ریخته میشود
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
current flow سیلان جریان فلوی جریان
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
z scale نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
The main road bears to the right. این جاده اصلی به کمی راست [مورب در سمت راست] ادامه دارد.
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. transformer ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
electromagnetism پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
rectification تصویر کردن یک عکس مورب هوایی روی یک سطح افقی راست کردن عکس
heavy current engineering مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
action جریان
gushed جریان
gushes جریان
conducts جریان
conducting جریان
gush جریان
current جریان
insets جریان
in hand در جریان
line of flow خط جریان
actions جریان
inset جریان
coursed جریان
conducted جریان
conduct جریان
tide جریان
course جریان
total current جریان کل
going جریان
courses جریان
rede جریان
flush جریان
flushes جریان
proceeding جریان
effluvium جریان
flushing جریان
twayblade جریان
rheostome جریان بر
runoff جریان
income جریان
fluor جریان
currents جریان
in the air <idiom> جریان
afoot در جریان
flowline خط جریان
flow جریان
flow limit حد جریان
flow line خط جریان
circulations جریان
against the stream بر ضد جریان اب
affluxion جریان
afflux جریان
stream جریان
circulation جریان
streamed جریان
streamed جریان اب
streams جریان
streams جریان اب
process جریان
stream جریان اب
flows جریان
flowed جریان
processes جریان
current converter مبدل جریان
line circuit جریان شبکه
cretical flow جریان بحرانی
au courant در جریان روز
current density چگالی جریان
line bar شینه جریان
convectional current جریان قراردادی
average flow جریان متوسط
current density تکائف جریان
non unifor flow جریان غیریکنواخت
non steady state flow جریان غیرهمگام
axial flow جریان محوری
counter current جریان متقابل
magnetic current جریان مغناطیسی
luminous flux جریان نور
line bar شمش جریان
critical flow جریان بحرانی
weak current جریان ضعیف
low current جریان ضعیف
peak value جریان بیشینه
load current جریان بار
cromwell current جریان اب کرامول
current compensation جبران جریان
line charging current جریان بارگیری خط
current capacity فرفیت جریان
crosscurrent جریان متقاطع
crest value جریان بیشینه
aperiodic current جریان نامتناوب
crosscurrent جریان مخالف
armature current جریان ارمیچر
axial flow جریان خطی
maximum value جریان بیشینه
peak current جریان پیک
clousure قطع جریان اب
coefficient of discharge ضریب جریان
coincident current با انطباق جریان
collecting of the current دریافت جریان
maximum current جریان حداکثر
collector current جریان کلکتور
maximum current جریان پیک
circuit line هادی جریان
colleotor جریان روب
combination current جریان مرکب
circulation of electrolyte جریان الکترولیت
peak current جریان حداکثر
capital flow جریان سرمایه
mewtonian flow جریان نیوتنی
microphone current جریان میکروفن
mixed flow جریان مرکب
blood stream جریان خون
flow sheet نمودار جریان
blennorhagia جریان مخاط
blennorhaea جریان مخاط
circular flow جریان دایرهای
circular flow جریان دوری
circulating capital سرمایه در جریان
bleeder current جریان پرکردن
bleeder current جریان فراری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com