English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (6 milliseconds)
English Persian
backwardation جریمه دیرکرد
Other Matches
finable جریمه دار محکوم بدادن جریمه سزاوارجریمه
delays دیرکرد
delaying دیرکرد
delay دیرکرد
retardation دیرکرد
tardiness دیرکرد
retardation کندی دیرکرد
interest for delay بهره دیرکرد
backwardation خسارت دیرکرد
contango بهره دیرکرد
electron deceleration دیرکرد الکترون
contango هزینههای دیرکرد خرید سهم
contango بهره دیرکرد تسلیم قرضه وسهام مهلت تحویل مبیع به مشتری
forfeiture جریمه
forfeits جریمه
amercement جریمه
forfeiting جریمه
forfeit جریمه
forfeited جریمه
fine جریمه
sconce جریمه
penalty جریمه
penalties جریمه
response cost جریمه
finest جریمه
mulct جریمه
fined جریمه
surtax جریمه مالیاتی
pecuniary جریمه دار
penalizes جریمه کردن
penalizing جریمه کردن
penalized جریمه کردن
demurrage جریمه تاخیر
finable جریمه بردار
forfeitable مستوجب جریمه
sconce جریمه کردن
liable to fine مشمول جریمه
forfoitable جریمه بردار
amerceable قابل جریمه
mulct جریمه دادن
they mulcted him او را جریمه کردند
penalize جریمه کردن
fined جریمه کردن
forfeits جریمه کردن
forfeits جریمه دادن
forfeiting جریمه دادن
forfeited جریمه کردن
penalty تاوان جریمه
forfeited جریمه دادن
penalties تاوان جریمه
forfeit جریمه کردن
fine جریمه کردن
forfeit جریمه دادن
finest جریمه کردن
forfeiting جریمه کردن
penalised جریمه کردن
penalises جریمه کردن
penalising جریمه کردن
assessed جریمه کردن ارزیابی
surcharge بعنوان جریمه گرفتن
misconduct penalty جریمه 01 دقیقه اخراج
penalty clauses ماده یا بند جریمه
assesses جریمه کردن ارزیابی
assessing جریمه کردن ارزیابی
assess جریمه کردن ارزیابی
penalty clause ماده یا بند جریمه
mulct عیب جریمه کردن
part [ial] payment of a fine پرداخت قسمتی از جریمه
surcharges بعنوان جریمه گرفتن
surcharges مبلغ جریمه نرخ اضافی
surcharge مبلغ جریمه نرخ اضافی
fine جریمه گرفتن از صاف کردن
scot ant lot جریمه یامالیات دسته جمعی
fined جریمه گرفتن از صاف کردن
sanctions مجوز جریمه ضمانت اجرا
sanctioning مجوز جریمه ضمانت اجرا
forfeiting بطور جریمه یاتاوان گرفتن
forfeited بطور جریمه یاتاوان گرفتن
forfeits بطور جریمه یاتاوان گرفتن
forfeit بطور جریمه یاتاوان گرفتن
sanctioned مجوز جریمه ضمانت اجرا
finest جریمه گرفتن از صاف کردن
sanction مجوز جریمه ضمانت اجرا
to forfeit something چیزی را بعنوان جریمه از دست دادن
to lose something چیزی را بعنوان جریمه از دست دادن
to get off cheaply بدون جریمه سنگین رها یافتن
to get off lightly بدون جریمه سنگین رها یافتن
to get off easy بدون جریمه سنگین رها یافتن
liquidated damages پرداختن جریمه جهت فسخ قرارداد
to lose something مال کسی را بعنوان جریمه ضبط کردن
to forfeit something مال کسی را بعنوان جریمه ضبط کردن
I went scot - free . خیلی مفت دررفتم ( بدون جریمه یا تنبیه)
court of record در CL فقط اینگونه محاکم حق صدور حکم جریمه و زندان را دارند
contempt در CLممکن است این جرم به وسیله جریمه یا زندان یا هردو کیفر داده شود اهانت
penalising کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalize کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalises کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalizes کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalizing کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
purging a contempt of court جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
penalised کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalized کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
surcharge نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharges نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
purging غرامت دادن جریمه دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com