Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
English
Persian
pamphleteer
جزوه نویس رساله نویسی کردن
pamphleteers
جزوه نویس رساله نویسی کردن
Other Matches
epistler
رساله نویس
pamphleteer
رساله نویس
pamphleteers
رساله نویس
ego loss programming
تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
object oriented
زبان برنامه نویسی که برای برنامه نویس شی گرا مثل C++ به کار می رود
c
زبان برنامه نویسی سطح بالا برای برنامه نویس ساخت یافته
macro
زبان برنامه نویسی که به برنامه نویس امکان تعریف و استفاده از دستورات ماکرو میدهد
procedural
زبان برنامه نویسی سطح بالا که برنامه نویس عملیات لازم را برای بدست آوردن نتیحه وارد میکند
source
برنامه پیش از ترجمه نوشته شده در زبان برنامه نویسی توسط برنامه نویس
Windows API
مجموعه توابع و دستورات استاندارد که توسط ماکروسافت معرفی شده اند و به برنامه نویس امکان کنترل سیستم عامل ویندوز را از طریق زبان برنامه نویسی میدهد
without recourse
عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
addersser or or
نامه نویس عریضه نویس
versions
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
version
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
leafleted
جزوه
leaflet
جزوه
pamphlets
جزوه
booklet
جزوه
booklets
جزوه
pamphlet
جزوه
brochures
جزوه
leafleting
جزوه
in numbers
جزوه جزوه
fasciculate
جزوه جزوه
fascicle or cule
جزوه
in sheets
جزوه جزوه
leaflets
جزوه
brochure
جزوه
fascicle
جزوه
pocketbook
جزوه دان
cartoons
جزوه دان
pocketbooks
جزوه دان
subcourse
جزوه مکاتباتی
cartoon
جزوه دان
lecture notes
جزوه درس دانشگاهی
endorse
پشت نویس کردن
endorsed
پشت نویس کردن
endorses
پشت نویس کردن
to make a minute of
پیش نویس کردن
draft
پیش نویس کردن
endorsing
پشت نویس کردن
minute
پیش نویس کردن
drafts
پیش نویس کردن
drafted
پیش نویس کردن
drafts
تهیه کردن پیش نویس
drafted
تهیه کردن پیش نویس
draft
تهیه کردن پیش نویس
historify
مورخ رسمی تاریخ نویس ل کردن
pascal
زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
procedure
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
stenography
مختصر نویسی کوتاه نویسی
to register
[with a body]
اسم نویسی کردن
[خود را معرفی کردن]
[در اداره ای]
[اصطلاح رسمی]
modula
زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
structured programming
برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
to enroll
[American English]
خود را اسم نویسی کردن
[ثبت نام کردن ]
brochure
رساله
rescript
رساله
leafleting
رساله
leafleted
رساله
textbooks
رساله
leaflet
رساله
monograph
رساله
brochures
رساله
textbook
رساله
disquisition
رساله
treatise
رساله
tractate
رساله
tractarian
رساله
text book
رساله
epistles
رساله
leaflets
رساله
dissertations
رساله
enchiridion
رساله
epistle
رساله
dissertation
رساله
treatises
رساله
monographs
رساله
sketches
پیش نویس چیزی را اماده کردن طرح خلاصه
sketch
پیش نویس چیزی را اماده کردن طرح خلاصه
sketched
پیش نویس چیزی را اماده کردن طرح خلاصه
to sign up
قراردادی را امضا کردن
[اسم نویسی کردن]
booklets
دفترچه رساله
tracts
رساله نشریه
tract
رساله نشریه
pamphlets
رساله چاپی
pamphlet
رساله چاپی
proem
رساله مقدماتی
iatrology
رساله طبی
booklet
دفترچه رساله
iatrology
رساله پزشکی
acted
رساله سرگذشت
epistoler
رساله خوان
act
رساله سرگذشت
epistler
رساله خوان
term paper
رساله کوتاه
enters
نام نویسی کردن
type write
ماشین نویسی کردن
matriculated
نام نویسی کردن
indorsation
پشت نویسی کردن
indorse
پشت نویسی کردن
enroll
اسم نویسی کردن
indorse
فهر نویسی کردن
entered
نام نویسی کردن
enlists
نام نویسی کردن
enter
نام نویسی کردن
matriculate
نام نویسی کردن
impanel
نام نویسی کردن
matriculating
نام نویسی کردن
to take notes of
خلاصه نویسی کردن از
endorsing
فهر نویسی کردن
backs
پشت نویسی کردن
endorse
پشت نویسی کردن
endorsing
پشت نویسی کردن
registering
اسم نویسی کردن
endorse
فهر نویسی کردن
endorses
فهر نویسی کردن
endorsed
پشت نویسی کردن
endorses
پشت نویسی کردن
registers
اسم نویسی کردن
back
پشت نویسی کردن
endorsed
فهر نویسی کردن
enlist
نام نویسی کردن
matriculates
نام نویسی کردن
enlisting
نام نویسی کردن
enlistments
نام نویسی کردن
enlistment
نام نویسی کردن
register
اسم نویسی کردن
forth
نوعی برنامه نویسی جهت استفاده در برنامه نویسی وفیفهای
thesis
رساله دکتری قضیه
monographs
رساله درباره یک موضوع
handbooks
کتاب راهنما رساله
monograph
رساله درباره یک موضوع
theses
رساله دکتری قضیه
handbook
کتاب راهنما رساله
to register
نام نویسی کردن
[ثبت کردن ]
subscribe
پذیره نویسی کردن سهام
subscribed
پذیره نویسی کردن سهام
underwrite
پذیره نویسی صادر کردن
underwrote
پذیره نویسی صادر کردن
underwritten
پذیره نویسی صادر کردن
to check in
نام نویسی کردن
[هتل]
recruitment
تجدیدنیرو نام نویسی کردن
underwriting
پذیره نویسی صادر کردن
subscribes
پذیره نویسی کردن سهام
underwrites
پذیره نویسی صادر کردن
subscribing
پذیره نویسی کردن سهام
bibles
بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
bestiary
رساله یامقاله راجع بحیوانات
bible
بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
to enrol somebody at a school
کسی را در آموزشگاه ای نام نویسی کردن
check-in
نام نویسی کردن مراسم ورود
check-ins
نام نویسی کردن مراسم ورود
to sign on
برای سربازی اسم نویسی کردن
check in
نام نویسی کردن مراسم ورود
underwrite policy
بیمه نامه را فهر نویسی کردن
to enrol somebody
کسی را نام نویسی کردن
[ثبت نام کردن]
[درفهرست وارد کردن]
c
رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
matriculates
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
to enrol
[oneself]
for a course
خود را برای دوره ای نام نویسی کردن
matriculated
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
matriculate
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
matriculating
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
zero
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zeroes
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zeros
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
jude
یهودا نویسنده رساله یهوداکه از رسالات عهد جدیدمسیحیان است
modular programming
برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
directive
دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
directives
دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
setl
زبان سطح بالا که برای اسان کردن برنامه نویسی الگوریتم طراحی شده است
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pl/m
زبان برنامه نویسی که برای برنامه ریزی کردن ریزکامپیوترها بکار می رود
graphics
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
enlists
اسم نویسی کردن سربازگیری کردن سربازگیری
enlisting
اسم نویسی کردن سربازگیری کردن سربازگیری
enlist
اسم نویسی کردن سربازگیری کردن سربازگیری
report program generator
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
compiles
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiling
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compile
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
automatic coding
برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
chirographer
خط نویس
draughtsmen
طرح نویس
copyreader
سرمقاله نویس
draughtsman
طرح نویس
write once read many
یکبار نویس
elegiast
قصیده نویس
draftsmen
طرح نویس
ballpoint pens
روان نویس ها
dialogist
مکالمه نویس
draft
پیش نویس
gazetteer
مجله نویس
typist
ماشین نویس
novelists
رمان نویس
gazetteer
روزنامه نویس
aphorist
موجز نویس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com