English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
Iceland جزیره ایسلند زبان ایسلندی
Other Matches
icelander اهل جزیره ایسلند
icelandic زبان ایسلندی
Manx وابسته به جزیره انسان لهجهای که در جزیره نامبرده بدان سخن میگویند
rhodian وابسته به جزیره rhodes اهل جزیره رودز
icelander ایسلندی
iceland moss گلسنگ ایسلندی
Iceland ایسلند
nordic council سوئد ایسلند
iceland spar بلور ایسلند
iceland crystal بلور ایسلند
The massive storm has moved across Iceland. این طوفان بزرگ از روی ایسلند رد شد.
krona مسکوک ایسلند و سوئد معادل 6202/0 دلار
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
host language زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
isles جزیره
isle جزیره
island جزیره
islands جزیره
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
modula یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
mealymouthed ادم چرب زبان شیرین زبان
He is speechless (inarticulate). سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
coral island جزیره مرجانی
island of reil جزیره ریل
islander جزیره نشین
Madagascar جزیره مالاگازی
islaner جزیره نشین
islanders جزیره نشین
island جزیره ساختن
islaner اهل جزیره
islets جزیره کوچک
Malta جزیره مالت
insularity جزیره بودن
Haiti جزیره هاییتی
reef جزیره نما
sand bank جزیره نما
chersonese شبه جزیره
isles جزیره کوچک
islet جزیره کوچک
peninsulas شبه جزیره
peninsula شبه جزیره
cay جزیره کوچک
islands جزیره ساختن
isle جزیره کوچک
crete جزیره کرت
reefs جزیره نما
newfoundland جزیره نیوفاوندلند
insular وابسته به جزیره
Cyprus جزیره قبرس
atoll جزیره مرجانی حلقوی
insulating بصورت جزیره دراوردن
manxman اهل جزیره انسان
isle جزیره نشین کردن
jutland شبه جزیره دانمارک
manhattan جزیره مان هاتان
malay peninsula شبه جزیره مالاکا
minorca جزیره مینورکا در مدیترانه
isles جزیره نشین کردن
insulate بصورت جزیره دراوردن
insulates بصورت جزیره دراوردن
atolls جزیره مرجانی حلقوی
peninsular وابسته به شبه جزیره
greenlander اهل جزیره گرینلند
eyot جزیره کوچک در رودخانه
shoaly پر از جزیره نمایاتپههای دریایی
cretan اهل جزیره کرت
sicilian اهل جزیره سیسیل
peninsulate شبه جزیره کردن
peninsularity حالت شبه جزیره
islands جزیره دار کردن
crimean اهل جزیره کریمه
pawn island جزیره پیادهای شطرنج
rialto جزیره ریالتو در ونیز
island جزیره دار کردن
cuban اهل جزیره کوبا
haitian اهل جزیره هاییتی
crannog جزیره کوچک میان دریاچه
key کی [جزیره ای کوچک در ایالت فلوریدا]
liliputian وابسته به جزیره خیالی لی لی پوت
tahitian اهل جزیره تاهیتی در جزایرپلینزی
floating island جزیره شناور ومصنوعی شیرینی
iberian اهل شبه جزیره ایبری
enisle بصورت جزیره دراوردن جداکردن
shelf تپه دریایی جزیره نما
orkney lslands جزیره اورکنی درشمال اسکاتلند
interprets ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreting ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpret ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib چرب زبان زبان دار
Arabic زبان تازی زبان عربی
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
maf بیزاری مردم جزیره سیسیل ازقانون
rumpy یکجور گربه بی دم در جزیره man of isle
corsican اهل جزیره کورس دردریای مدیترانه
peloponnesian وابسته به شبه جزیره جنوبی یونان
terra firma قطعه اصلی خطه بدون جزیره
the peninsula شبه جزیره اسپانی و پرتغال ایبری
the peninsular war جنگ انگلیس و فرانسه در شبه جزیره ایبری
samoan وابسته به یا اهل جزیره ساموا واقع در پلینزی
minoan مربوط به تمدن باستان عصرمفرغ جزیره کرت
Aztec architecture معماری آزتکی [مربوط به ساکنان جزیره تکسکوکو]
st helena جزیره سنت هلن درجنوب غربی افریقا
daedalus نام معماری که ساختمان پرپیچ و خم جزیره کرت را ساخت
sandbar جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
holm جزیره کوچکی میان رودخانه با دریاچه ویانزدیک خشکی
scottish gaelic زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
atole جزیره یا جزایر مرجانی که اطراف دریاچه را مثل کمربندی احاطه کرده باشد
paphian وابسته PAPHOS شهرباستانی جزیره قبرس که اختصاص برب النوع عشق داشت
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
language lab زبان
hound's tongue سگ زبان
languages زبان ها
two tongued زبان
languages زبان
apt language زبان ای پی تی
tongueless بی زبان
report progarm generator زبان ار- پی- جی
tongues زبان
as one man با یک زبان
glossa زبان
c++ زبان ++C
tongue زبان
grss language زبان جی پی اس اس
abuser بد زبان
abusers بد زبان
tongue [language] زبان
language زبان
apl language زبان ای پی ال
language زبان
rpg language زبان ار پی جی
ambiguous language زبان مبهم
vulgate زبان عامیانه
aramaic زبان ارامی
cypriot زبان قبرس
algorithmic language زبان الگوریتمی
algol 0 زبان الگول 06
cryptologic زبان رمز
assembly language زبان همگذاری
algol زبان الگول
sign languages زبان اشاره
Afghan زبان افغانی
sign languages زبان علامات
dumb language زبان حال
sign language زبان علامات
dumb language زبان بی زبانی
dysphasia زبان پریشی
idioms زبان ویژه
idiom زبان ویژه
Chinese زبان چینی
welch زبان ولز
design language زبان طراحی
welcher زبان ولز
algebraic language زبان جبری
czech زبان چکوسلواکی
dactylology زبان انگشتی
acrimoniousness زخم زبان
dancing language زبان رقص
welsher زبان ولز
declarative language زبان اعلانی
declarative language زبان تشریحی
decompilation به زبان اصلی
accadian زبان اکد
jargon زبان فنی
delphiniums گل زبان در قفا
written language زبان نوشتاری
comit language زبان کامیت
command language زبان فرماندهی
bengali زبان بنگاله
basic language زبان بیسیک
baluchi زبان بلوچی
avestan زبان اوستایی
command language زبان فرمان
command language زبان دستوری
zend زبان زند
zibet زبان هندی
delphinium گل زبان در قفا
language laboratories آزمایشگاه زبان
charlatanism زبان بازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com