English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
English Persian
friskier جست وخیز کنان
friskiest جست وخیز کنان
frisky جست وخیز کنان
jumpingly جست وخیز کنان
Other Matches
inquiringly تحقیق کنان پرسش کنان
rejoicingly شادی کنان وجد کنان
lingeringly فس فس کنان
afoam کف کنان
vacillatingly دل دل کنان
mutteringly من من کنان
murmuringly غر غر کنان
insultingly توهین کنان
insinuatingly اشاره کنان
jumpingly پرش کنان
lingeringly درنگ کنان
lingeringly معطل کنان
caper جست وخیز
loiteringly درنگ کنان
louringly اخم کنان
haltingly تامل کنان
gyringly گردش کنان
capered جست وخیز
capers جست وخیز
spring جست وخیز
springs جست وخیز
capriole جست وخیز
exultance جست وخیز
exultantly خوشی کنان
exultingly خوشی کنان
fawningly مداهنه کنان
flashily جلوه کنان
gambade جست وخیز
glozingly تاویل کنان
groaningly ناله کنان
whiningly ناله کنان
grumblingly شکایت کنان
lurkingly کمین کنان
minaciously تهدید کنان
reprovingly سرزنش کنان
twittingly سرزنش کنان
saunteringly ولگردی کنان
scoffingly ریشخند کنان
skitter جست وخیز
sneeringly ریشخند کنان
surprisedly تعجب کنان
tittup جست وخیز
vituperatively سرزنش کنان
wailingly شیون کنان
wailingly ناله کنان
wonderingly تعجب کنان
repinningly لندلند کنان
remonstratingly تعرض کنان
remonstratingly نکوهش کنان
mockingly ریشخند کنان
murmuringly ناله کنان
on the run شلوق کنان
pantingly ارزو کنان
ponderingly اندیشه کنان
poutingly لب کلفت کنان
procrastinatingly تعلل کنان
pulingly ناله کنان
ragingly شورش کنان
railingly بدحرفی کنان
refelectingly اندیشه کنان
rejoicingly خوشی کنان
under one's breath <idiom> نجوا کنان
jokingly شوخی کنان
frolics جست وخیز
frolicking جست وخیز
frolicked جست وخیز
frisked جست وخیز
gambols جست وخیز
frisking جست وخیز
gambolling جست وخیز
gambolled جست وخیز
frisks جست وخیز
gamboling جست وخیز
gamboled جست وخیز
bound جست وخیز
gambol جست وخیز
saltation جست وخیز
questioningly پرسش کنان
frisk جست وخیز
cock-a-hoop شادی کنان
menacingly تهدید کنان
mincingly ناز کنان
frolic جست وخیز
intriguingly دسیسه کنان
loped جست وخیز کردن
they returned in triumph شادی کنان برگشتند
lope بجست وخیز دراوردن
lopes جست وخیز کردن
skippering جست وخیز کننده
skippers جست وخیز کننده
lope جست وخیز کردن
skipper جست وخیز کننده
loped بجست وخیز دراوردن
repinningly ناله کنان بادلتنگی
revilingly بدگویان فحاشی کنان
saleint درحال جست وخیز
saleintiant درحال جست وخیز
salience چابکی درجست وخیز
saliency چابکی درجست وخیز
loping بجست وخیز دراوردن
loping جست وخیز کردن
lopes بجست وخیز دراوردن
skippered جست وخیز کننده
cavorted جست وخیز کردن
coltish جست وخیز کننده
at pause مکث کنان خاموش
curvet شوخی جست وخیز
cavorting جست وخیز کردن
dramatis personoe صورت بازی کنان
cavorts جست وخیز کردن
cavort جست وخیز کردن
tumble جست وخیز کردن پریدن
leapfrog باجست وخیز حرکت کردن
loping جست وخیز وشلنگ تخته
sikt باجست وخیز رقص کردن
tumbles جست وخیز کردن پریدن
lopes جست وخیز وشلنگ تخته
sink or swim <idiom> افت وخیز درکاری داشتن
skipped رقص کنان حرکت کردن
wedding party مجلس عروسی یا عقد کنان
skipped جست وخیز کردن تپیدن
skip رقص کنان حرکت کردن
loped جست وخیز وشلنگ تخته
skip جست وخیز کردن تپیدن
on the run بهر سو دوان دوندگی کنان
the miner's f. اتحادیه یاپیمان کان کنان
skips جست وخیز کردن تپیدن
skips رقص کنان حرکت کردن
fleeringly استهزاء کنان باخنده تمسخرامیز
hops جست وخیز کوچک کردن
lope جست وخیز وشلنگ تخته
tumbled جست وخیز کردن پریدن
skylarks تفریح وجست وخیز کردن
leapfrogs باجست وخیز حرکت کردن
leapfrogging باجست وخیز حرکت کردن
leapfrogged باجست وخیز حرکت کردن
interposingly مداخله کنان بطور معترضه
hopping جست وخیز کوچک کردن
hopped جست وخیز کوچک کردن
hop جست وخیز کوچک کردن
haltingly درنگ کنان ازروی دودلی
skylark تفریح وجست وخیز کردن
galumph جست وخیز نشاط انگیز کردن
frisk ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
frisked ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
frisking ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
frisks ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
whisperingly به نجوا نجوا کنان سر گوشی اهسته
perdu or due درحال کمین کمین کنان
gulpingly غورت غورت کنان
pulingly جیک جیک کنان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com