Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (35 milliseconds)
English
Persian
hop
جست وخیز کوچک کردن
hopped
جست وخیز کوچک کردن
hopping
جست وخیز کوچک کردن
hops
جست وخیز کوچک کردن
Other Matches
loping
جست وخیز کردن
cavort
جست وخیز کردن
cavorted
جست وخیز کردن
cavorting
جست وخیز کردن
cavorts
جست وخیز کردن
loped
جست وخیز کردن
lope
جست وخیز کردن
lopes
جست وخیز کردن
frisking
ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
frisk
ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
frisked
ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
frisks
ازخوشی جست وخیز کردن تفتیش وجستجو کردن بانشاط
skips
جست وخیز کردن تپیدن
leapfrogging
باجست وخیز حرکت کردن
skip
جست وخیز کردن تپیدن
leapfrogs
باجست وخیز حرکت کردن
tumble
جست وخیز کردن پریدن
sikt
باجست وخیز رقص کردن
skipped
جست وخیز کردن تپیدن
tumbles
جست وخیز کردن پریدن
skylarks
تفریح وجست وخیز کردن
skylark
تفریح وجست وخیز کردن
leapfrog
باجست وخیز حرکت کردن
tumbled
جست وخیز کردن پریدن
leapfrogged
باجست وخیز حرکت کردن
galumph
جست وخیز نشاط انگیز کردن
gambol
جست وخیز
capered
جست وخیز
exultance
جست وخیز
gamboled
جست وخیز
capers
جست وخیز
gambolling
جست وخیز
gamboling
جست وخیز
gambolled
جست وخیز
frisking
جست وخیز
gambols
جست وخیز
caper
جست وخیز
skitter
جست وخیز
frisks
جست وخیز
frisk
جست وخیز
spring
جست وخیز
tittup
جست وخیز
saltation
جست وخیز
springs
جست وخیز
frolic
جست وخیز
frolicked
جست وخیز
frolicking
جست وخیز
capriole
جست وخیز
gambade
جست وخیز
bound
جست وخیز
frolics
جست وخیز
frisked
جست وخیز
curvet
شوخی جست وخیز
jumpingly
جست وخیز کنان
lopes
بجست وخیز دراوردن
skipper
جست وخیز کننده
loped
بجست وخیز دراوردن
loping
بجست وخیز دراوردن
friskier
جست وخیز کنان
lope
بجست وخیز دراوردن
coltish
جست وخیز کننده
saliency
چابکی درجست وخیز
skippers
جست وخیز کننده
friskiest
جست وخیز کنان
skippered
جست وخیز کننده
skippering
جست وخیز کننده
saleintiant
درحال جست وخیز
salience
چابکی درجست وخیز
saleint
درحال جست وخیز
frisky
جست وخیز کنان
lopes
جست وخیز وشلنگ تخته
sink or swim
<idiom>
افت وخیز درکاری داشتن
loped
جست وخیز وشلنگ تخته
loping
جست وخیز وشلنگ تخته
lope
جست وخیز وشلنگ تخته
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
fraction
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fractions
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
reduces
کوچک تر کردن
minify
کوچک کردن
extenuatextent
کوچک کردن
miniaturizes
کوچک کردن
reducing
کوچک تر کردن
miniaturize
کوچک کردن
miniaturised
کوچک کردن
abject
کوچک کردن
miniaturises
کوچک کردن
miniaturising
کوچک کردن
miniaturizing
کوچک کردن
reduce
کوچک تر کردن
extenuate
کوچک کردن
belittled
کسی را کوچک کردن
kow-tow
خود را کوچک کردن
belittling
کسی را کوچک کردن
belittles
کسی را کوچک کردن
kow-towed
خود را کوچک کردن
kow-towing
خود را کوچک کردن
minimise
کوچک کردن تا حد ممکن
reduction
کوچک کردن نقشه
reductions
کوچک کردن نقشه
kow-tows
خود را کوچک کردن
belittle
کسی را کوچک کردن
zooming
بزرگ و کوچک کردن تصویر
knobble
دگمه کوچک هموار کردن
playdown
تنزل دادن کوچک کردن
finest
کوچک کردن صاف شدن
fined
کوچک کردن صاف شدن
slotting
سوراخ کردن شکاف کوچک
miniaturization
خیلی کوچک کردن چیزی
fine
کوچک کردن صاف شدن
slots
سوراخ کردن شکاف کوچک
slot
سوراخ کردن شکاف کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
reduction
کم کردن کوچک کردن عکس
reductions
کم کردن کوچک کردن عکس
scale
کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
minimise
کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
To belittle one self . To make oneself cheap . To lower oneself .
خود را کوچک کردن (سبک حقیر پست )
fitcall finding
پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
projection print
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
processor
کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
crunching
متراکم کردن برنامه برای جای دادن تعداد زیاددستورالعملها در فضایی کوچک
ratioing
کوچک و بزرگ کردن عکس به مقیاس معین برای استفاده در موزاییکهای عکسی
perforations
خط سوراخهای کوچک در یک ورقه کاغذ یا کاغذهای پیاپی برای کمک به پاره کردن آنها
notron utilities
مجموعهای از برنامههای کوچک که برای ساده کردن عملیات کامپیوتری طراحی گردیده است
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
preventive
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventative
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
concurrent
اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
download
1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
weeny
کوچک
smallest
کوچک
pilule
حب کوچک
plumelet
پر کوچک
ponceau
پل کوچک
gracile
کوچک
minute
کوچک
small
کوچک
dinky
کوچک
venule
رگ کوچک
puny
کوچک
thumbnail
کوچک
micro
کوچک
micros
کوچک
runty
کوچک
thumbnails
کوچک
plumule
پر کوچک
smaller
کوچک
small fry
کوچک
fractional
کوچک
half pint
کوچک
minor
کوچک
diminutive
کوچک
bantam
کوچک
little
کوچک
cerebellum
مخ کوچک
weensy
کوچک
culvert
پل کوچک
short ton
تن کوچک
fortalice
دژ کوچک
dimmers
کوچک
tiddly
کوچک
whiffet
سگ کوچک
weenier
کوچک
floret
گل کوچک
ickle
کوچک
bantams
کوچک
minuscule
کوچک
tiddlier
کوچک
tiddliest
کوچک
culverts
پل کوچک
petty
کوچک
imminution
کوچک
canis minor
سگ کوچک
pint-size
کوچک
petit
کوچک
seed bud
پر کوچک
pipsqueak
کوچک
canis minoris
سگ کوچک
pillule
حب کوچک
minus cule
کوچک
weeniest
کوچک
pipsqueaks
کوچک
exiguousness
کوچک
pint size
کوچک
nodules
برامدگی کوچک
coves
: خلیج کوچک
minor repair
تعمیرات کوچک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com