English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
antimatter جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
Other Matches
allotrope جسمی که مستعدتبدیل بچند صورت یا ماده باشد
polymers جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
polymer جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
operation ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
interior label بجای اینکه برچسب خارجی یا فیزیکی روی محفظه باشد
executable file فایلی که حاوی برنامه باشد و نه داده
multi- دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
multi دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
operand عملوندی که فقط حاوی اعداد باشد
questionnaires نامه یی که حاوی طلب اطلاع در موردموضوعی باشد
questionnaire نامه یی که حاوی طلب اطلاع در موردموضوعی باشد
op register ثباتی که حاوی کد عمل دستور در حال اجرا باشد
threads فایلی که یک ورودی آن حاوی آدرس و داده را دارد باشد.
statement خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
hex صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
hexadecimal notation صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
thread فایلی که یک ورودی آن حاوی آدرس و داده را دارد باشد.
statements خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
register ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
registering ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
status ثباتی که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
readme file فایلی که حاوی آخرین اطلاعات درباره یک برنامه کاربردی باشد
registers ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
status کلمهای حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
operation بخشی از دستور زبان اسمبلی که حاوی نشانههای کد اجرا باشد
bugged اطاق یا شیئی که حاوی یک وسیله استراق سمع پنهانی باشد
sector جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
sectors جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
secondary کانال دوم که حاوی اطلاعات کنترلی ارسالی همزمان با داده باشد
stationery شرکتی که حاوی مط الب نوشتنی , کاغذهای مخصوص , پاکت نامه , برچسب و..... باشد
identity دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
identities دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
spot bowler بازیگری که بجای نشانه گیری به میلههای بولینگ بجای معینی روی مسیرهدفگیری میکند
brunches غذایی که هم بجای ناشتا و هم بجای ناهارصرف شود
brunch غذایی که هم بجای ناشتا و هم بجای ناهارصرف شود
MIDI setup map فایلی که حاوی تمام داده مورد نیاز برای بیان تنظیم MIDI Mapper باشد
tactile صفحه کلیدی که حاوی نشانههای مخصصوص برای انتخاب کلید باشد مثل ایجاد صدا
multisync monitor صفحه نمایش که حاوی قفل امنیتی برای فرکانس اسکن هر نوع کارت گرافیکی باشد
virtual فضایی که از حدود فیزیکی صفحه نمایش بزرگتر است و میتواند حاوی متن ,تصویر,پنجره و... باشد
list لیستی که هر عنصر حاوی داده و آدرس عنصر بعدی در لیست باشد
GIF file قالب فایل گرافیکی از یک فایل که حاوی تصویر map-bit باشد
statements دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
statement دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
M out of N code هر حرف معتبر که طول 2 بیت دارد باید حاوی M بیت دودویی "یک " باشد
snd مشخصه سه حرفی نام فایل برای فایل که حاوی داده صوتی دیجیتال باشد
subroutine زیر تابعی که حاوی زیر تابع دیگر باشد
antifreeze مادهء ضد یخ
logical واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
aroma مادهء عطری
antivitamin مادهء ضدویتامین
antivenin مادهء ضدسم
antitoxin مادهء ضدسم
exudate مادهء تراویده
aromas مادهء عطری
exudate مادهء مترشحه
adsorbate مادهء جذب شده
hyoscyamine مادهء شبه قلیایی سیکران
actiniferous دارای اکتینیوم یا مادهء رادیواکتیو
one plus one address قالب دستور که حاوی محل یک ثبات و محل دستور بعدی باشد
achromatin مادهء رنگ ناپذیر هستهء یاخته
amylose مادهء قندی که داخل ذرات نشاستهای را تشکیل میدهد
help پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helps پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
metafile 1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
additive ماده ای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به آن اضافه شود
additives مادهای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به ان اضافه شود
yellow bile مادهء زردی که در قدیم میگفتند از کبد ترشح میشود و موجب ایجادحالت سودایی میگردد
somatic جسمی
carnal جسمی
corporeal جسمی
bodily pain جسمی
corporal جسمی
corporals جسمی
substantial جسمی
materials کلی جسمی
material کلی جسمی
superphysical ابر جسمی
physical psychological جسمی- روانی
physically handicapped معلول جسمی
so matic طبیعی جسمی
envelopes نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
envelope نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
corporeity خاصیت جسمی یامادی
somatotype نوع جسم ساختمان جسمی
somatotypic نوع جسم ساختمان جسمی
transubstantiation تبدیل جسمی بجسم دیگر
the colouring p of a substance ماده رنگ دهنده جسمی
embolic مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
whaleback هر جسمی شبیه پشت بالن
connection پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connexions پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
heredity رسیدن خصوصیات جسمی وروحی بارث
electrolysis تجزیه جسمی بوسیله جریان برق
dispersoid پخش کامل ذرات جسمی درجسم دیگر
hemihydrate هیدرات جسمی که دارای نیم ملکول اب است
radioactivity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
declination فاصله زاویهای تا جسمی روی کره سماوی
radio activity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
gyrostat التی که جنبش وضعی جسمی رانشان میدهد
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
catalysis اثر مجاورت جسمی دریک فعل وانفعال شیمیایی
emulsion تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
emulsioned تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
emulsioning تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
tag جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
tags جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
penance تحمل عذاب جسمی برای بخشوده شدن گناه
emulsions تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
masters 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
master 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
mastered 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
luminescence پدیده نورافشانی جسمی پس ازقرار گرفتن درمعرض تابش اشعه
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
metamer جسمی که در ترکیب و سنگینی با جسم دیگر برابرولی درخواص شیمیایی است
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
variable incidence جسمی که بصورت لولایی نصب شده بطوریکه زاویه برخورد ان تغییر میکند
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
jet propulsion جهش و کشش جسمی بطرف جلو در اثر خروج مایع جهندهای در جهت عقب
variable pitch جسمی که بصورت لولایی به ملخ نصب شده که در ان زاویه برخورد گام نامیده میشود
acetolysis تجزیهء جسمی در اثراضافه شدن جوهر سرکه حالت استیله و هیدرولیز پیداکردن در ان واحد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
circulars لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circular لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
traces رد الکترون
electron الکترون
trace رد الکترون
traced رد الکترون
electrons الکترون
electron donor الکترون ده
isoelectronic هم الکترون
coelectron هم الکترون
negatron الکترون
vice بجای
in his stead بجای او
in exchange for بجای
instead of بجای
vice- بجای
Instead of you بجای تو
per pro بجای
in lieu of بجای
vices بجای
vises بجای
lieu بجای
in payment of بجای
in return for بجای
in the room of بجای
bow wave موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
high energy electron الکترون پر انرژی
electrophile الکترون دوست
antibonding electron الکترون ضد پیوندی
electron emmission انتشار الکترون
electron charge بار الکترون
nuclear electron الکترون هسته
electron deceleration دیرکرد الکترون
electron flow فلوی الکترون
electron energy کارمایه ی الکترون
photo electron الکترون نوری
bound electron الکترون بسته
isoelectronic ions یونهای هم الکترون
electron decay تجزیه الکترون
charge of the electron بار الکترون
free electron الکترون ازاد
concentration of electron چگالی الکترون
electronic concentration غلظت الکترون
electron concentration غلظت الکترون
density of electron چگالی الکترون
free electron الکترون غیرپیوندی
electron jump پرش الکترون
secondary electron الکترون ثانوی
electron conduction هدایت الکترون
photo electron فوتو الکترون
conduction electron الکترون رسانش
electron mass جرم الکترون
conduction electron الکترون رسانایی
electron decay اضمحلال الکترون
primary electron الکترون اولیه
electron emitter منبع الکترون
electron recoil بازگشت الکترون
valence electron الکترون فرفیت
valence electron الکترون رسانایی
electron distribution پخش الکترون
valence electron الکترون والانس
mass of the electron جرم الکترون
electron focusing تمرکز الکترون
electron exchange تبادل الکترون
electron diffraction خمیدگی الکترون
electron avalanche بهمن الکترون
electron shell پوسته الکترون
electron spin تنیدگی الکترون
electron trajectory مسیر الکترون
electron affinity الکترون خواهی
electron drift رانش الکترون
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com