Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (12 milliseconds)
English
Persian
spherule
جسم کروی کوچک
Search result with all words
globule
جسم کوچک کروی
globules
جسم کوچک کروی
roundel
صفحه کوچک و کروی شکل
roundle
صفحه کوچک و کروی شکل
Other Matches
spherical
کروی
spheroid
کروی
perispheric
کروی
global
کروی
globally
کروی
orbicular
کروی
orbiculate
کروی
nodular
کروی
spheric
کروی
globate
کروی
globe like
کروی
globulous
کروی
spheral
کروی
globular
کروی
globoid
کروی
globy
کروی
spherical lens
عدسی کروی
spherical geometry
هندسه کروی
spherical coordinates
مختصات کروی
spherical candlepower
شمع کروی
aspheric
غیر کروی
spheres
جسم کروی
spherical aberration
خطای کروی
spherical mirror
اینه کروی
spherical trigonometry
مثلثات کروی
sphery
کروی مستدیر
spherical triangle
مثلث کروی
spherical triagle
مثلث کروی
spherical top
فرفره کروی
spherical wedge
قاچ کروی
sphericity
حالت کروی
spherics
هندسه کروی
spherical sector
قطاع کروی
sphere
جسم کروی
kitchen rudder
سکان کروی
globular protein
پروتئین کروی
orbed
گرد کروی
orb
جسم کروی
orb
کروی شدن
orbs
جسم کروی
globes
کروی کردن
globe
کروی کردن
orbs
کروی شدن
roudelay
کروی شکل
sector of a sphere
اکلیل کروی
globe valve
سوپاپ کروی
globular cluster
خوشه کروی
globular cluster
خوشه ستارهای کروی
sphere gap
دهانه جرقه کروی
star globe
ستاره یاب کروی
hemispherical engine
موتور نیم کروی
spherical coordinates
مختصات کروی
[ریاضی]
spherical polygon
کثیر الاضلاع کروی
orbicularly
بطور گرد یا کروی
concave spherical mirror
اینه کروی مقعر
ensphere
بصورت کروی در اوردن
mean spherical candlepower
شمع کروی متوسط
concave spherical mirror
اینه کروی کاو
quadrant
ربع جسم کروی
spherical coordinates
دستگاه مختصات کروی
spherical coordinate system
دستگاه مختصات کروی
[ریاضی]
acinarious
پوشیده شده از حفرههای کروی
ball peen hammer
چکشی که یک طرف ان کروی است
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
spherical coordinate system
[with constant radius]
دستگاه مختصات کروی
[با شعاع ثابت]
yurta
خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
yurt
خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
cirro cumulus
لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
spherization
جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
radiation scattering
انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
huygen's principle
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
small
کوچک
small fry
کوچک
pint-size
کوچک
smaller
کوچک
minus cule
کوچک
fortalice
دژ کوچک
floret
گل کوچک
culverts
پل کوچک
seed bud
پر کوچک
pint size
کوچک
exiguousness
کوچک
smallest
کوچک
short ton
تن کوچک
canis minoris
سگ کوچک
diminutive
کوچک
petit
کوچک
pilule
حب کوچک
cerebellum
مخ کوچک
ponceau
پل کوچک
micros
کوچک
plumule
پر کوچک
plumelet
پر کوچک
dimmers
کوچک
runty
کوچک
dinky
کوچک
ickle
کوچک
bantams
کوچک
bantam
کوچک
little
کوچک
micro
کوچک
minute
کوچک
pillule
حب کوچک
gracile
کوچک
thumbnail
کوچک
tiddliest
کوچک
tiddly
کوچک
fractional
کوچک
venule
رگ کوچک
minor
کوچک
weeny
کوچک
tiddlier
کوچک
half pint
کوچک
canis minor
سگ کوچک
pipsqueak
کوچک
whiffet
سگ کوچک
weensy
کوچک
pipsqueaks
کوچک
puny
کوچک
weeniest
کوچک
petty
کوچک
imminution
کوچک
culvert
پل کوچک
thumbnails
کوچک
minuscule
کوچک
weenier
کوچک
dicky
پرنده کوچک
gurry
دژ یا قلعه کوچک
pinpointing
چیز کوچک
hamulus
قلاب کوچک
colonnette
ستون کوچک
crosslet
صلیب کوچک
glob
کره کوچک
hurst
تپه کوچک
crosslet
خاج کوچک
hillman
تپه کوچک
cony
خرگوش کوچک
contractible
کوچک شدنی
pinpointed
چیز کوچک
crenulation
کنگره کوچک
crownet
تاج کوچک
coney
خرگوش کوچک
Just a small portion.
یک پرس کوچک
horse mackerel
کیش کوچک
deerlet
گوزن کوچک
guidon
پرچم کوچک
guiden
پرچم کوچک
extenuate
کوچک کردن
extenuatextent
کوچک کردن
feist
نوعی سگ کوچک
fibril
لیف کوچک
minim
هرچیز کوچک
fleuret
گل ساختگی کوچک
glandule
غده کوچک
foldaway
کوچک شونده
minims
هرچیز کوچک
fortalice
قلعه کوچک
fossette
گودال کوچک
fruitlet
میوه کوچک
fractional h.p. motor
موتور کوچک
pouches
کیسه کوچک
pouch
کیسه کوچک
crackers
کلوچه کوچک
pinpoint
چیز کوچک
godling
خدای کوچک
go devil
اژدر کوچک
denticle
دندان کوچک
dickey
پرنده کوچک
diskette
گرده کوچک
diskette
دیسک کوچک
cracker
کلوچه کوچک
dribblet
مبلغ کوچک
ductule
لوله کوچک
ductule
مجرای کوچک
field colours
پرچم کوچک
enchiridion
کتاب کوچک
frith
خلیج کوچک
coffeehouse
کافه کوچک
nodule
قلنبه کوچک
abaculus
موزائیک کوچک
booklets
کتاب کوچک
booklet
کتاب کوچک
miniaturized
کوچک شده
roe
گوزن کوچک
islets
جزیره کوچک
islet
جزیره کوچک
facets
صورت کوچک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com