Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (19 milliseconds)
English
Persian
bar mitzvah
جشنی که برای رسیدن پسر باین سن بر پامیشود
bar mitzvahs
جشنی که برای رسیدن پسر باین سن بر پامیشود
Other Matches
to pair off
جفت کردن
[برای کاری یا در جشنی]
to pair off
دو نفر دو نفر کردن
[برای کاری یا در جشنی]
boomerang
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
boomerangs
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
boomeranging
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
boomeranged
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
within reach of gunshot
کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
to affect something
[cultivate for effect]
کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
to make a r for something
برای رسیدن به چیزی نقاش کردن
unidirectional soldification
روشی برای رسیدن به موادتک بلوری
lay over
<idiom>
به مکانی درراه رسیدن برای مدتی ماندن
radar mile
زمان لازم برای رسیدن امواج به هدف
to strain
کوشش سخت کردن
[برای رسیدن به هدف]
throw one's weight around
<idiom>
ازنفوذ کسی برای رسیدن به چیزی استفاده کردن
blocks
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocked
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
block
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
boot
اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب
He is a man who would stoop to anything .
آدمی است که بهر کاری تن می دهد ( برای رسیدن به هدفش )
stick bridge
پل دراز چوبی و فلزی کمکی برای رسیدن به گوی بیلیارد
shoot the gap
حمله بین محافظان خط برای رسیدن به توپدار یا پاس دهنده
distaff
فرموک
[وسیله ای برای رسیدن پشم و پنبه به روش سنتی و دستی]
to catch at something
برای رسیدن بچیزی وگرفتن ان کوشش کردن وبدان نزدیک شدن
hybrid circuit
ترکیب مدارهای آنالوگ و دیجیتال در سیستم کامپیوتری برای رسیدن به هدف مخصوص
circularization
تصحیح مدار ماهواره برای رسیدن یا نزدیک شدن ان به دایره کامل در ارتفاع لازم
pert
تعریف کارها و زمانی که هر یک نیاز دارند که برای رسیدن به هدف مرتب شده باشند
the end sanctifies the means
خوبی وبدی وسائل رسیدن بمقصودی پس از رسیدن به ان مقصودمعلوم میشود
festival
جشنی
festive
جشنی
convivial
جشنی
festal
جشنی
festivals
جشنی
beat
گریختن ازچنگ مدافع رسیدن به پایگاه پیش از رسیدن توپ بیس بال صدای منظم پای اسب
beats
گریختن ازچنگ مدافع رسیدن به پایگاه پیش از رسیدن توپ بیس بال صدای منظم پای اسب
hereunto
باین
hereto
باین
hereat
باین
to come in first
پیش ازهمه رسیدن زودترازهمه رسیدن
hereaway
باین طرف
hereat
باین دلیل
In this order. In this way.
باین ترتیب
so large
باین بزرگی
hereof
متعلق باین
so soon
باین زودی
to this effect
باین معنی
via
حرکت به سوی چیزی یا استفاده از چیزی برای رسیدن به مقصد
so
خیلی باین زیادی
many happy returns of the day
صد سال باین سالهابرسید
terrorism
عقیده به لزوم ادمکشی و ایجاد وحشت دربین مردم و یا سیستم فکری یی که هر نوع عملی را برای رسیدن به اهداف سیاسی جایز می داند
agape
غذای سبک پس ار جشنی در کلیسا
[دین]
to withdraw the invitation to an event
دعوت
[نامه]
کسی به جشنی را پس گرفتن
to disinvite somebody from an event
دعوت
[نامه]
کسی به جشنی را پس گرفتن
so much for that
تا اینجاراجع باین موضوع بس است
jibed
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
gibes
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibes
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibe
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
I have finally come to the conclusion that…
با لاخره باین نتیجه رسیدم که ...
jibing
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
to come to a he
باوج رسیدن بمنتهادرجه رسیدن
infallibilism
اعتقاد باین اصل که پاپ خطانمیکند
We shall look into the matter in due ( good ) time .
درموقع مناسب باین مطلب رسیدگه خواهد شد
guillemot
نشان نقل قول باین شکل " " گیومه
to be a fifth wheel
[to be in the way]
آدم اضافه
[بدون همسر]
بودن
[در جشنی که همه زوج دارند]
animalism
نفس پرستی اعتقاد باین که انسان جانوری بیش نیست
DNS
پایگاه داده توزیع شده در سیستم اینترنت که نام ها را با آدرس مط ابق میکند مثلاگ می توانید از نام www.PCP.CO.UK برای رسیدن وب سایت Peter Collin Publishing استفاده کنید و نیاز به به آدرس پیچیده شبکهای
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
peered
رسیدن
attained
رسیدن
get
رسیدن
peer
رسیدن
overtakes
رسیدن به
arrival
رسیدن
run up
رسیدن
getting
رسیدن
aims
رسیدن
peering
رسیدن
attaining
رسیدن
aimed
رسیدن
aim
رسیدن
take in (money)
<idiom>
رسیدن
overtaken
رسیدن به
attains
رسیدن
reached
رسیدن به
reaches
رسیدن به
reaches
رسیدن
land
رسیدن
reach
رسیدن
reaching
رسیدن
reached
رسیدن
attain
رسیدن
reach
رسیدن به
overtake
رسیدن به
attaint
رسیدن به
reaching
رسیدن به
expire
به سر رسیدن
accede
رسیدن
befell
در رسیدن
escalating
رسیدن
maturate
رسیدن
accru
رسیدن
escalates
رسیدن
escalated
رسیدن
escalate
رسیدن
befalls
در رسیدن
befalling
در رسیدن
befallen
در رسیدن
befall
در رسیدن
to catch up
رسیدن به
to come by
رسیدن
acceded
رسیدن
arrived
رسیدن
arrives
رسیدن
arriving
رسیدن
arrive
رسیدن
comes
رسیدن
to fetch up
رسیدن
approaches
رسیدن
approached
رسیدن
approach
رسیدن
to get at
رسیدن به
to come to a he
رسیدن
come
رسیدن
acceding
رسیدن
accedes
رسیدن
arr
رسیدن
gets
رسیدن
catch up
رسیدن به
to come to hand
رسیدن
get at
رسیدن به
to see to
رسیدن
to d. up with
رسیدن به
light or lighted
رسیدن
get hold of (something)
<idiom>
به مالکیت رسیدن
to strike oil
بنفت رسیدن
to come to a point
بنوک رسیدن
to turn out
به پایان رسیدن
peter
بپایان رسیدن
mature
به حد کمال رسیدن
matures
به حد کمال رسیدن
fetch up
به نتیجه رسیدن
get on in years
<idiom>
به سن پیری رسیدن
to come to an end
بپایان رسیدن
strike oil
به نفت رسیدن
to fall due
موعد رسیدن
to wait
خدمت رسیدن
make
رسیدن به ساخت
deduction
از کل به جزء رسیدن
on station
رسیدن به هدف
to draw to an end
بته رسیدن
to draw level
بحریف رسیدن
land vi
بزمین رسیدن
last straw
<idiom>
[به آخر خط رسیدن]
to a greatness
به بزرگی رسیدن
to run out
بپایان رسیدن
to round into a man
بمردی رسیدن
have it
<idiom>
به جواب رسیدن
strands
مسیر رسیدن
strand
مسیر رسیدن
to reach a place
بجایی رسیدن
at the end of one's rope
<idiom>
به آخرخط رسیدن
peaking
به قله رسیدن
to meet the a of
به تصویب رسیدن
to pay the penalty of
بسزای .... رسیدن
come to terms
<idiom>
به موافقت رسیدن
come to the point
<idiom>
به نکتهاصلی رسیدن
to come to a end
به پایان رسیدن
over-
به انتها رسیدن
to go round
به همه رسیدن
over
به انتها رسیدن
down to the wire
<idiom>
به آخر خط رسیدن
meet of approval of
به تصویب ..... رسیدن
reach an agreement
به توافق رسیدن
to be late
دیر رسیدن
to be duly punished for
به کیفر ..... رسیدن
to be approved
به تصویب رسیدن
makes
رسیدن به ساخت
dead end
<idiom>
به آخرخط رسیدن
to attain on's majority
بحدرشد رسیدن
to the eye
<idiom>
به نظر رسیدن
to the wall
<idiom>
به آخر خط رسیدن
wrap up
به نتیجه رسیدن
consummated
بوصال رسیدن
receives
رسیدن پذیرفتن
finish
به انتها رسیدن
peaks
به قله رسیدن
receive
رسیدن پذیرفتن
finishes
به انتها رسیدن
descends
به ارث رسیدن
overgo
رسیدن به گذشتن
forereach
فرا رسیدن
cubes
بقوه سه رسیدن
handed down
به تواتر رسیدن
cube
بقوه سه رسیدن
outjockey
در رسیدن پوشاندن
To reach ones destination.
بمقصد رسیدن
go round
به همه رسیدن
come down by inheritance
به ارث رسیدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com